دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت*
fnamg

پست ثابت

چهارشنبه 19 اسفند 1394 11:13 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥

*این متن را مثل ربات بخوانید*
ماری:سل.سلامبه سالن اجرا خوش اوم.اومدید
مارتین:امیدوارم امروز از عذاتون لذ.لذت برده باشید
ماری:ام.امروز انیمترونیکسای محبوبتون آماده کا.کارن
مارتین:امروز م.ماری ، کیت.کیتی کت ، بان بن و حتی م.من یعنی مارتین آماده اج.اجراهستیم

ماری:همچنین میتونین توی پارک باز......(صداش کم کم کلفت شد و وایساد)
*دوباره روشن شد*
ماری:هیچ.هیچکس اینجا زنده نمیم
ونه
مارتین:ج.جای که قبلا پر از شادی بودهحال.حالا تبدیل به رستوران وح.وحشتِ پر خون شده
ماری:ول.ولی به لطف دوستامون،فع.فعلا خونی ریخته نشده
مارتین:ح.حالا ما نگهبان هارو داریم که مواضب این.این رستورانن
ماری:اگ.اگه قلبت پاک باشه در.در امانی
مارتین:ولی،اگ.اگه قلبت آلوده باشهاع.اعضای بدنتو درمیاریم و تورو توی ی لب.لباس اتوماتیکی میزاریم

ماری:اش.اشتباه نمیکنیم،من.من و مارتین آزادیم،به.بهمون زنجیر وصل نیست
مارتین:بهت هش.هشدار دادیم
*به حالت اول بر گشتن*
ماری:بازی کنین که خیلی اسباب بازی های قشنگ داره
________________
این بود مقدمه
خلاصه قوانین:
1_پسر ها میتونن بیان توولی لطفا ادب رو رعایت کنید
2_کپی ممنوع
3_نویسنده میپذیریم
فعلا خد.خداحافظ



دیدگاه : تا سفارش
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آبان 1395 08:01 ب.ظ

افسانه سیارا و مجنون(این قسمت:مجنون در زیر آب)

پنجشنبه 4 خرداد 1396 10:45 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
پنجره سیارا باز بود و ویلیام و سیارا داشتن با هم حرف می زدن
ویلیام:عروسی؟؟
سیارا:آرهپدرم مجبورم کرده با ادموند ازدواج کنم
ویلیام:اییییاون؟؟؟

سیارا:قیافش مث گوریل تو باغ وحشه

و دوتایی با هم می خندن
ویلیام:بیا فرار کنیم
سیارا:الان همه بیدارنمیفهمن
ویلیام:پس نصفه شب میام دنبالت
سیارا:ایووولاون موقع خوابن
ویلیام:پس تا نصفه شب*تعظیم کرد*خداحافظ بانوی من
سیارا:هه هه ههخداحافظ شاهزاده ویلیام
ویلیام به سمت در قلعه بود
سیارا پنجره رو بست و رفت بخوابه
ویلیام:ههخنده هاش خیلی خوشکله
یهو دو نفر از پست دست و دهن ویلیامو بستن
ویلیام دست و پا میزد:تذتذمبیدکسرملذ
ادموند با لباس سیاه(لباس خودش منتها سیاه)وارد شد
ادموند:ببخشید پرنس چارمینگدیگه نمیتونی ببینیش 
*ادموند به سر ویلیام یه لگد می زنه چ بی هوشش می کنه*
ادموند:ببرینش پشت ماشین میخوایم بریم سر دره
*نگهبانا ویلیامو میزارن توی صندوق عقب ماشین و حرکت می کنن*
-------
ماشین کنار یه دره که پایینش دریایست می ایسته
نگهبانا ویلیامو از صندوق عقب در میارن و بهش چنتا وزنه وصل می کنن
ادموند موهای ویلیامو محکم می گیره:سیارا مال منه و هیچکی مانعم نمیشه که بدستش بیارمحالا از شنات لذت ببر*و ویلیام بیهوش رو از دره به پایین پرت می کنه*
*ویلیام به ته دریا میره *
ادموند:ههاسو تر اونی بود که فکر می کردمحالا منو خونی کنید
نگهبانا روی ادموند یکم خون مصنوعی ریختن و طوری گریمش کردن ک انگار بدجور زده و خورده
------دوازده شب------
ادموند لنگان لنگان به سمت قلعه اومد
سیارا دم پنجره منتظر ویلیام بود که ادموندو می بینه
سیارا پنجره رو باز می کنه و سمت ادموند می دوه:چی شده ادموند؟؟؟چرا این شکلی شدی؟؟؟
ادموند:آخ......یه پسره مو آبی یهو بهم حمله کرد
سیارا:پسر مو آبی؟؟
ادموند:اره......چاقو داشت....منم شمشیرم دستم نبود....مجبور شدم بکشمش...
سیارا:تو کشتییییش؟؟؟
ادموند:همش داد میزد تو و سیارای لعنتی رو می کشم.....مجبور بودم واسه محافظت از شما بکشمش.....
سیارا:نهنههههه نهههههههه* میدوعه سمت پنجره و میره توی اتاقش*
سیارا:ویلیامنه
ادامه دارد
------
خب چطور بود؟



دیدگاه : خوب بود؟
آخرین ویرایش: جمعه 5 خرداد 1396 01:35 ق.ظ

*elements fullout*قسمت چهارم

پنجشنبه 4 خرداد 1396 05:51 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
لمونی:قول میدی که تو دیگه اذیتم نکنی؟
آرورا:چرا بخوام اذیتت کنم عزیزم؟مگه من مثل اون بی رحمام؟
لمونی:پس بهت میگم مامان
آرورا:منم بهت میگم الآخه لمونی تو دهنم نمیچرخه
ویلیام:ال؟؟؟؟؟اسم اون پسره هم توی آزمایشگاه ال بود
یهو  دور و بر ویلیام به طور سفید میشه
ویلیام توی یه سفیدی بی پایان قرار گرفته بود
ویلیام:سلاااام؟؟؟؟کسی هست؟؟؟؟؟من کجاااااام؟؟؟؟؟
------
فیرا توی دانشگاه جادو بیدار میشه
فیرا:من دوباره اینجام؟چرا تو آزمایشگاه نیستم؟
*دریییییییییییینگ*همه بچه ها رفتن سمت کلاساشون
فیرا:منو له نکنییین
یهو متوجه شد که بچه ها ازش رد میشن
فیرا:انگار که روحمنهههه من مردمممم
فیرا سمت کلاسش وقتی الهه کار آموز بود رفت:چقدر اینجا خاطره داشتیم
- بچه ها امروز یه کار آموز جدید داریم
فیرا:این صدای سیارا بود*و کلشو به شیشه میچسبونه*
همه هفت پر جز آرورا بودن منتها،خییلی بچه تر
سیارا عینک زده بود و موهاشو گوجه ای بسته بود
فیرا:عخی اون موقع پخمه بود
سیارا:معرفی می کنمآرورا الهه زمان
آرورا کوچولو از پشت میز در اومد

وینسنت اومد و لپ آرورا رو کشید:چ کوچولوعه
آرورا دست وینسنتو زد و دست روی لپش(لپ خودش) گزاشت:نکن
گیلدا:الهیچقدر نازه
آرورا:من ناز نیستم
ویلیام:چقدر شبیه خودته
سیارا کله آرورا رو مالوند:دختر خاله کوچولوی خودمه
آرورا محکم سیارا رو هل داد
چشمای آرورا کاملا طلایی شد:ولم کنننن
سیارا:آروم باش آرورا
فیرا جوون:چقدر بی اعصابه
کل بچه ها خندیدن
آرورا چنان جیغی زد که کل پنجره و شیشه های دور و بر(از جمله شیشه عینک سیارا) شکست
شیشه توی چشمای یارا رفت:آی چشمممم
همه بچه ها رفتن دور سیارا تا کمکش کنن
آرورا:باشهههه
و رفت گوشه کلاس نشست
فیرا:خودمون عصبیش کردیم
یهو دور و بر فیرا هم شطرنجی غیب شد و جلوی ویلیام ظاهر شد
ویلیام:خداروشکر یه آدم واقعی
فیرا:ویلیام توهم اونارو دیدی؟
ویلیام:آرهمن توی جنگل بودم
فیرا:من توی دانشکده بودم و....
-----

4

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 06:30 ب.ظ

عکس ال

پنجشنبه 4 خرداد 1396 05:50 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
توی قسمت داستان با ال آشنا شدید
اینم عکسش

ایشون یه نینجای حرفه ای هست که تقریبا هیچ دردیو حس نمیکنه
(بزودی درک می کنین)
علاوه بر این ایشون بعد ها توی داستان نقش مهمیو بازی می کنه
راستی بگم که *ال* فقط یه اسم مستعاره که خودش برای لقب شرورش گزاشته و اسم اصلیش یچیز دیگس
برای راهنمایی بگم که ایشون قبلا یکی از اعضای خانواده سپیتا بوده
خب چقدر چیز درباره ال فهمیدی؟



دیدگاه : :|||||||||||
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 05:55 ب.ظ

کمک بچه هااااا

پنجشنبه 4 خرداد 1396 02:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
یه خبر بد دارم
بابام میخواد مجبورم کنه با ادموند ازدواج کنم
میدونم گیچ کنندست،قانون سلطنتی میگه که اگه خانواده سلطنتی یه فرزند دختر و یه پسر داشته باشن دختر باید با پسر ازدواج کنه
من نمیخوام با برادرم ازدواج کنمممم
یکی بیاد منو از این خراب شده بیاره بیرووون



دیدگاه : کمممممممممممممممممممک
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 02:18 ب.ظ

متن و ترجمه آهنگ ویلیام

چهارشنبه 3 خرداد 1396 09:50 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
لیوای:سلااااام
لیوای:توی قسمت قبل داستان پدر گرامی بنده یه شعر میخونهحالا براتون متنشو اوردم
لیوای:این شعرو اینقدر توی خونه تمرین کرده که من حفظشم
-------

Been sitting eyes wide open behind these four walls, hoping you'd call

پشت این چهار تا دیوار با چشمانی کاملا باز نشسته ام، امیدوارم که بهم زنگ بزنی 

It's just a cruel existence like there's no point hoping at all

این یه زندگی (دنیا) بی رحم هست انگار که اصلا هیچ امیدی وجود نداره

Baby, baby, I feel crazy

عزیزم عزیزم حس میکنم که دیوونه شدم

Up all night, all night and every day

تمام شب بیدارم، هر روز و هر شب

Give me something but you say nothing

یه چیزی بهم بده اما تو هیچی نمی گی

What is happening to me?

چه اتفاقی داره برام میافته؟ (چه بلایی سرم اومده؟) 

I don't wanna live forever, cause I know I'll be living in vain

من نمیخوام تا ابد زندگی کنم، چون میدونم زندگی بیهوده ای خواهم داشت 

And I don't wanna fit wherever

و نمی خوام با هر جایی متناسب بشم 

 I just wanna keep calling your name until you come back home

فقط میخوام اینقدر اسم ت رو فریاد بزنم تا وقتی برگردی به خونه

I'm sitting eyes wide open and I got one thing stuck in my mind

با چشمانی کاملا باز میشینم و فقط یه چیز ذهنم رو درگیر کرده (یه چیز توی سرم هست) 

Wondering if I dodged a bullet or just lost the love of my life

دارم به این فکر میکنم که از یه گلوله فرار کردم یا عشق زندگی م رو از دست دادم

Baby, baby, I feel crazy

عزیزم عزیزم حس میکنم که دیوونه شدم 

Up all night, all night and every day

تمام شب بیدارم، هر روز و هر شب

I gave you something, but you gave me nothing

من به تو چیزی دادم ولی تو به من هیچی ندادی 

What is happening to me?

چه اتفاقی داره برام میافته؟

I don't wanna live forever, cause I know I'll be living in vain

من نمیخوام تا ابد زندگی کنم، چون میدونم زندگی بیهوده ای خواهم داشت 

And I don't wanna fit wherever

و نمی خوام با هر جایی متناسب بشم 

 I just wanna keep calling your name until you come back home
 فقط میخوام اینقدر اسم ت رو فریاد بزنم تا وقتی برگردی به خونه

I've been looking sad in all the nicest places

من توی بهترین مکان ها هم غمگین به نظر می رسم 

I see you around in all these empty faces

تو رو بین این همه چهره های خالی میبینم 

I've been looking sad in all the nicest places

من توی بهترین مکان ها هم غمگین به نظر می رسم

Now I'm in a cab, I tell em where your place is

الان توی تاکسی هستم و بهشون میگم که خونه ی تو کجاست

I don't wanna live forever, cause I know I'll be living in vain

من نمیخوام تا ابد زندگی کنم، چون میدونم زندگی بیهوده ای خواهم داشت 

And I don't wanna fit wherever

و نمی خوام با هر جایی متناسب بشم 

 I just wanna keep calling your name until you come back home
فقط میخوام اینقدر اسم ت رو فریاد بزنم تا وقتی برگردی به خونه
-----
لیوای:کاملا مشخصه که برای کی خوندتش
ویلیام:داری چیکار می کنی لیوای؟
لیوای:یا علی اومد
ویلیام:چی مینویسی درباره من؟؟؟
لیوای:شما نظر بدید من در رمخدافظ



دیدگاه : بدو تا ویلیام نیومده
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 01:45 ب.ظ

*elements fullout*قسمت سوم

چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
ببخشید این قسمت خیلی طول کشید
----
این قسمت:آب----
ویلیام:اهه اهه....هان؟
شب بود و ویلیام وسط یه جنگل بود
ویلیام:من اینجا چیکار می کنم؟؟؟
-این بهترین ایده ای بود که توی زندگیت دادی وینسنت
ویلیام:وینسنت؟؟
ویلیام به سمت صدا رفت،همه الهه ها بودن حتی خودش،منتها جوون تر
ویلیام:منو می بینید بچه ها؟
اد:خدایی یکم نیاز داشتیم یکم از این بحث جادو مادو دور شیم
ویلیام:نچ نمی بینن
سیارا:ولی باید تمرین کنیمنکنه وقتی ما حاظر نباشیم یه اتفاقی بیوفته که نتونیم جلوشو بگیریم؟
فیرا :بابا اینقدر نگران آیده نباش جوش میزنیا
گیلدا:حوصلم سر رفتایکاش آهنگی چیزی داشتیم
اد:میگما ویل شنیدم بلدی گیتار بزنی
ویلیام جوون:خب آره...چنتا آهنگم نوشتم
اد رفت پشت خرت و پرتای ماشین یه گیتار در اورد:پس برامون بنواااز
ویلیام جوون:ن ن من نمیتونم0__0
فیرا:یالا ویلیامیکم انگشتاتو تکون بده

ویلیا جوون:بی خیال بچه هاخودتون میدونید که من سال هاست دست به ساز نزدم
سیارا:توروخدا یه امتحان بکن
ویلیام جوون با دستاش موهاشو که ریخته بود توی صورتش رو عقب برد:خب...باشه
گیتارو کوک کرد و شروع کرد:..این آهنگو برای یه شخص خاص نوشتم
 (اینا آهنگه کلیک)
*آهنگ تموم شد*
بچه ها دست زدن د اد سوت کشید
وینسنت:احسنتتت
گیلدا:براوو ویلیام براوو
سیارا لبخند ملیحی زده بود و توی چشمای ویلیام نگاه می کرد،انگار فهمیده بود اون شخص خاص کیه
ویلیام جوون بلند شد و تعظیم کرد:ممنون ممنون
-آره کارت خوب بودعالی بود
ویلیام به سمت صدا رفت،آرورا کنار دریاچه نشسته بود و سنگ پرت میکرد
آرورا:حتی وقتی وینسنت قوطی خیار شور باز میکنه هم تشکر می کننولی منی که دنیارو نجات دادم هیچییییی*و محکم سنگو میزنه توی آب*
ویلیام:راس میگه،ازش تشکر نکردیم
آرورا:همشم الهه یین و یانگحتی وقتی ویلیام رو خوب کردم بازم رفتن اونو بغل کردن و هیچکی حتی حال منم نپرسید*یه سنگ دیگه توی آب پرت کرد*
-*صدای گرگ*منو نخور
آرورا به سمت صدا میدوعه،لمونی بود که یه گرگ جلوش بود
آرورا با چشمای قرمزش جلوی گرگ یه غرش می کنه:غررررررر
گرگ از ترس میدوعه اونور
آرورا:حتی گرگام از من خوشون نمیاد
لمونی روی زمین خوابید و به خودش پیچید:دلم خواهرامو میخواداون خونه آهنی کوچولو رو میخواد
آرورا:توهم خانواده نداری؟
لمونی:کشتنشون
ارورا جلوی لمونی خم میشه و اشکاشو پاک می کنه:نترس لمونی حالا من پیشتم
لمونی:اسم نو از کجا میدونی؟
آرورا:من همچیو میدونمحتی میدونم بستنی فندق دوست داریبا هم خانواده خوبی میشیم
----------

بد

دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 10:54 ق.ظ

شانس من :|

سه شنبه 2 خرداد 1396 10:31 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام:|
داشتم داستانو می نوشتم یهو کامپیوتر هنگید از اول اومد بالا
حالا کل قسمت پاک شدع
خدایی کامپیوترم با من بد شدع این دوره زمونه -__-



دیدگاه : خدااااااااااااااا
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 خرداد 1396 10:33 ب.ظ

آهنگ لیوای و مارتین و بان بن

سه شنبه 2 خرداد 1396 07:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
اینام رفتن برا ما خاننده شدن
بان بنم برا ما رپر شدع :/
تازه آهنگشونم اسپانیاییه
اولش لیوای میخونه بعدش مارتین بعدش بان بن بعدشم با هم
ولی خدایی آهنگه خییییییییییییییلی فاز میدعععععع
لینک دانلود:
http://actmusic.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-luis-fonsi-daddy-yankee-ft-justin-bieber-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-despacito/



دیدگاه : دسپاسیتووو
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 خرداد 1396 07:26 ب.ظ

ای جااان(این قسمت بالماسکه)

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 01:54 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلاام
بنده سپیتا هستم و اومدم براتون درباره اتفاق دیشب بگم
خب دیشب
توی قلعه سیارا اینا به مناسبت برگشتش مهمانی بالماسکه سلطنتی بود
یعنی فقط آدم مهمای کشور و خانواده های اشرافی و اصیل زاده ها و پولدارا و همینطور خبرنگارا میتونستن برن
بنده و بان بن برای تهیه گزارش رفتیم داخل
حالاااااااااااااااا
وقتی رقص شروع شد دیدم سارا داره با یه پسری اونور یه رقص عاشقانه میره
حالا بان بن دوربینو زوم کرد دیدیم بعلههههه ویلیامه
همون موقع نور افکنی و اینا بود یه عکسی گرفتم ازشون ک نگو
یعنی من و بان بن فقط از خندهد غش نکردیم
ولی خدایی یجور نگاه می کردن انگار میخوان وسط مهمونی ماچ کنن
بعدش شاهزاده ادموند غیرتش زد بالا سیارارو از ویل گرفت یه زبونکم انداخت
خلاصه خیلی باحال بود جاتون خالی
یه مهمونی دیگه هم هست اونیکی اگه بخواین براتون پارتی بگیرم بریم
(پ.ن:ادیتم بهتر شدع؟)



دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:03 ب.ظ

هرچیزی که باید راجع ایانو بدونین

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 07:09 ق.ظ

نویسنده این مطلب: イェクタ ('3')~
آیانو آیشی اسم شخصیت اصلی یه بازی معروفه.
نمسیس اسم دشمن آیانو توی بازیه 
یاتو هم ساخت خودمه=|
تارو اسم پسر مورد علاقه آیانوعه که فامیلیش یامادوعه
اوکا اسم دشمن ایانوعه که عاشقشم*-*
ایانو کپی منه
گوینده احساساتش نیست
نمیتونه به علاقش به هرکی*دختر یا پسر فرق نداره*اعتراف کنه
برعکس اونی که من نوشتم
اون دختر ارومیه و عاشق اهنگ خونده
هروقت حالم بده واقعا به ذهنم کمک میکنه
نمیتونه به عشقش اعتراف کنه
اونقدر می ایسته تا شخص مورد نظر خودش بیاد و به عشقش اعتراف کنه!
دختر خجالتی ایه و نمیتونه سر صحبتی رو باز کنه
وقتی خجالت میکشه خیلی گوگولی میشه*-*
خیلی*-*
منم همیشه قربون صدقش میرم خجالت بکشه*-*
*شمام امتحلن کنید خوشتون میاد*
به بعضی از بچه ها کمی حسودی میکنه
به شدت احساساتیه و زود گریش میگیره*مث من تو مدرسع وقتی من و دوستم با اونیکی دوستم دعوا میکنیم.......فیلم هندی میشه جو مدرسه*
از بیشتریت پسرا خوشش میاد




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 12:17 ق.ظ

شبتون به خیر

شنبه 30 اردیبهشت 1396 11:48 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
خب دیگه وبلاگ فعلا تعطیله
اویوسامی
خوابای خوب ببینید



دیدگاه : ..........
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 11:48 ب.ظ

عررررررررررررررررررررررررر بازدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:33 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلااااام
عکسو ببینیدمتوجه شییییییییییییییییییین

دارم قر میددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم



دیدگاه : یارو میایه دل دارو میایهههه
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:35 ب.ظ

*elements fullout*قسمت دوم

شنبه 30 اردیبهشت 1396 04:56 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥


بدوووووو

دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 06:20 ب.ظ

برای سارا=|

شنبه 30 اردیبهشت 1396 04:19 ب.ظ

نویسنده این مطلب: イェクタ ('3')~
اینم همون نیمه ام که میگفتم جای من الهه باشه!
حالا بزار برای بچه ها بیورگرافشیشم بزارم=]
بیورگرافیش:
اسم :آیانو آیشی
مادر:نمیسیس یامادو
پدر:یاتو آیشی
برادر/خواهر:تارو آیشی،اوکا آیشی
سن25/5
علایق:عکس گرفتن،ورزش،ضایع کردن من=||||||،پسر!(به همین دلیل عاشقققق تارو،داداششه)
وضعیت:نیمه بزرگ من!
اخلاق:خیلی صبور(برعکس من)،مهربون،کمی تا خدودی عجول،احساساتی
توضیحات:
ایشون،الهه کهکشانه.من دوست داشتم شبیه این باشم اما فقط رنگ موهام این رنگی شد!حتی موهام لَخت هم نشد!پوستم روشنه ولی نه در این حد
لقب آیانو، ایونا هست!
ایونا برعکس من هر پسری میبینه عاشقش میشه!ه پسری هرچی!بیشتر اوقات به عشقش اعتراف میکنه.در حالی اعتراف میکنه که علاقه ی بیش از حد به اون پسر داشته باشه
اون عاشق شیک پوشیدنه و از نظر من دختر خوشگلیه و خیلی صبوره
صداش خیلی قشنگه و مثل من میتونه هر صدایی رو در بیاره!
قدش ۱۷۸/۵هست 
قدش از من خیلی بلندتره (۱۳ سانت بلندتره-_-)و حرص منو در میاره!=|
اینم چندتا عکس ازش:*اولیه رو بیخی*



همین=!
سوالی هم داشتید بپرسید به همش جواب میدم=|




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 09:16 ب.ظ

صندلی داغ با لیوای افتن

جمعه 29 اردیبهشت 1396 08:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام بر همگیییییییییییییی
امروز لیوای جان سر و مر و گنده نشسته جلوتون
هر سوالی میخواین ازش بپرسین
لیوای:خب بپرسیییین



دیدگاه : بپررررررررررررررررررس
آخرین ویرایش: جمعه 29 اردیبهشت 1396 08:42 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 13 1 2 3 4 5 6 7 ...