*and all the kids cryed out *pleas stop your scarying me

......................

جمعه 2 تیر 1396 12:03 ق.ظ

نویسنده : ~fullouted girl~
او....سلام ._.
خب....به وب سقوط کرده من خوش اومدی ._.
اینجا چرت و پرتایی که از مخم در اومده رو میزارم .-.
شاید...فکر می کنم شاید خوشت بیاد .^.
امیدوارم لذت ببری .-.
وب چنتا قانون داره که بعضیاش برای نویسنده هاست بعضیاشم برای بازدید کننده هاست
کلیک
حتما بخونین .__.
اگه هم نخوندید...نمیدونم....اتفاقای زیادی میوفته .__.
خب....فک کنم باید برم...خداحافظ دیگه .-.
اوووو.....وووو....اووه...همم.... ._.



دیدگاه ها : نظر
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 مهر 1396 03:04 ق.ظ

ادیت جدیدم از مایکل

شنبه 8 مهر 1396 11:50 ق.ظ

نویسنده : 私は狂♛った女の♛ 子です
سلام
ادیت جدیدم از مایکل
چیه دلم خواست
گند زدم
خاب اینا
در نجوانیش
اها همشو با کام کشیدم جزع اون پشت صحنشو
نمی دونم اسمش چی بزارم گند جدیدم گندی از جانب من 
همین باعی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 مهر 1396 11:05 ب.ظ

AU پرنسسای دیزنی

جمعه 7 مهر 1396 02:35 ب.ظ

نویسنده : ~fullouted girl~
سلام
این یه ایده قدیمی بود که خواستم اجراش کنم
برای کسایی که نمیدونن AU چیه
AU یعنی یه شخصیتو از فیلم/داستان/کارتون/انیمه به سبک یه چیز دیگه ادیت/نقاشی کنی
خب من براتون AU نگهبانا به شکل پرنسسای دیزنی اوردم
میگین چرا میخندم؟پایینو نگاه کنین می فهمین

لمونی(سفید برفی):ا...این لباسلی پفی چیه من پوشیدم؟
الکساندر(گیسوکمند):این لباسا اونقدرام بد نیستا....موهامم خیلی نرم شده
لوییس(السا):السا؟؟؟ چرا الساااا؟؟؟؟؟؟
کربین(سیندرلا):همه ارامشتونو حفظ کنین چنتا لباس دخترونست درست میشه
لوییس:تو مواظب کفشت باش بعد مارو نصیحت کن
لیوای(زیبای خفته):تیکه خوبی بودخوب رهاش کردی
لوییس:تو هم برو کپه مرگتو بنداز شاید پرنس رز اومد بیدارت کرد
لیوای:هااااااااااااعچطورری جرعت می کنی این حرفی بزنی؟؟پرنس رز من رمانتیک ترین پرنس دنیاست
کربین:*زدن در سر خود*این واقعا فکر کرده پرنسسه
لمونی:حالا چیکار کنیم؟
یه دیقه وایسین...اگه لمونی سفید برفیه پس نا مادریش....
-کدوم مرده شور برده ای اینکارو کردهههه؟؟؟؟؟؟
وات  دددد
لیوای:عرررررر
-یعنی فقط صبر کنین از دست این لباس مسخره خلاص شم خودم تک تکتونو شکنجه میدم
کربین:مارتین برات رژ لب زده؟؟
مایکل:هر هر هر خندیدیم
وای خدااین بحثو ول کنیم
میخوام قصه های این پرنسسارو براتون بزارم
اول کدوم؟



دیدگاه ها : =)))))
آخرین ویرایش: جمعه 7 مهر 1396 02:59 ب.ظ

ایم بک:||+سارا بمیری:||

جمعه 7 مهر 1396 02:31 ب.ظ

نویسنده : *queen in the dark*
سلام://
فک کنم همتون منو میشناسید
همون استاد پوکر ها:||
همون اسکله:||
وااا خعلی خنگید:||
من هلیام-_-
دارای شخصیت های ددی دیسی  و مادر جادوگرا
دیمین و مگی
و هیلور شیپر اعظم
---------
سارا ایشالله بمیری-_-
 :||باز منو کاشتی رفت
مایکلو گذاشتی رفتی
من دیگه با کی هی زرو زر کنم
اهم اهم:||
اودافط



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 7 مهر 1396 02:58 ب.ظ

شدیدا به یك شخصیت دختر خوب براى یه نقش طولانى در داستان نیازمندم بگیددد (توضیح: سنش حول و هوش ٢٠ باشه)

پنجشنبه 6 مهر 1396 06:25 ب.ظ

نویسنده : ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 مهر 1396 06:28 ب.ظ

د استان قسمت دوم.-.

چهارشنبه 5 مهر 1396 02:44 ب.ظ

نویسنده : LiLisa ('3')~
سلام مجدد^^
قسمت دوم داستانه مزخرفمو اوردم:>
برید ادامه.-.

:^

دیدگاه ها : نفر نظر دادن
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 مهر 1396 02:58 ب.ظ

داستان قسمت ۱.-.

چهارشنبه 5 مهر 1396 12:41 ب.ظ

نویسنده : LiLisa ('3')~
سهلام:|
عاقا عنوانو خونید دیگه:|
تصمیم گرفتم ی داستان بنویسم اسمشم نمیدونم.-.
خ:|خیلی مزخرفه فک کنم.-.
برید ادامه.-.

:^

دیدگاه ها : نفر نظر دادن
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 مهر 1396 02:52 ب.ظ

نقاشیم از اوسی ارتیست مورد علاقم

دوشنبه 3 مهر 1396 07:17 ب.ظ

نویسنده : ~fullouted girl~
سلام
ببخشید نبودم...تیزهوشانه دیگ بدبختی داره
من سه تا ارتیست مورد علاقه دارم که همشون الهام بخشمن
مخصوصا اینی که الان نقاشی اوسیشو کشیدم
البته من ورژن تایتانشو کشیدم
این شما و...ترنسسسسس

البته این نسبت به نقاشیایی که خودش می کشه هیچی نیست....ولی من زورمو زدم
من تلگراممو حذف کردم ولی ایدیشو دارم
اگه کسی میتونه اینو بهش بده
ایدی کانالش:@gray_galaxy
حتما عضو شید و حمایتش کنین،ایدی خودشم توی کانالش هست



دیدگاه ها : خوبه؟
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 مهر 1396 07:24 ب.ظ

بیوگرافی مارجوری

جمعه 31 شهریور 1396 02:39 ب.ظ

نویسنده : ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔
سلام.
خوبید؟
اومدم با بیوگرافی مارجوری.
همینجا.

نام: مارجوری پانو میتانی
سن:  25
لقب: ماری (نه mary ماری به معنای مار snake)
نسبت با سانی: خواهر بزرگه
اخلاق: عین بیشتر خواهر بزرگ ترا همش دستور به کوچیک تر سرش تو گوشی و اینا (فحش ندادما خودمم خواهر بزرگ ترم :| )
حیوون مورد علاقه: روباه (اومدl پایین موهاشو یه رنگی بزنم دیدم شبیه روباه شد :| )
علایق: گوشی بازی کردن- با یه چیزی کوبوندن تو سر بقیه-
ترس: معلم علومش :|
کراش: فعلا نامعلوم D:
بهترین دوست: یه دختره که موهاش مشکیه بعضی وقتا میاد خونمون با مارجوری میره تو اتاق درم می بندن اسمشو هنوز نمی دونم :|
همین خدافظ D:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 02:53 ب.ظ

وقتی فقط چند ساعت تا اول مهر مونده

جمعه 31 شهریور 1396 01:40 ب.ظ

نویسنده : ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔
سلام.
خوبید؟
ساندرا: این چه سوالیه میپرسی؟؟؟ معلومه که حالشون بده
اوخ ببخشید میخواستم مثل همیشه شروع کنم.
خب ببخشید پست نزاشتم مسافرت بودیم.
صبح تو فرودگاه حوصلم سر رفته بود نمی دونستم چیکار کنم خوراکی هم فقط اسمارتیز و شکلات داشتیم. با خودم گفتم حالا یه بسته اسمارتیز بخورم ببینم چی میشه. بسته اول خوردم. دوباره با خودم گفتم خب دو تا بسته میخورم(اسمارتیزه زیاد بود). دومی هم تموم شد. سومی هم خوردم. بعد چهارمی... به خودم اومدم دیدم قشنگ دو سه کیلو اسمارتیز خوردم :|  
حالا بریم سر چیزی که می خواستم بگم. 
تسلیت عرض می کنم به خاطر فرا رسیدن ماه محرم و مدرسه ها.
هر سال اول مهر یه شوقی داشتم برا دوباره دیدن دوستان.
ولی الان که مقطعم عوض شده.
حالا دارم از آخرین ساعات تابستون استفاده می کنم.
خدافظ تابستون جونم.
دلم برات تنگ میشه.
summer
summe
summ
sum
su
s
sc
sch
scho
schoo
school
خدافظ به شما.
تا پست بعد بای.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 01:59 ب.ظ

اول مهر با مداحی حاج عبدالله دیمون

جمعه 31 شهریور 1396 11:58 ق.ظ

نویسنده : ~fullouted girl~
سلام بچه ها
همونطور که میدونین امروز سی و یک شهریوره و فردا مهره
رییس جمهور اینُوری(کشور خیالی)هم عوض شده گفته باید اول مهر برین مدرسه="|
الانم شخصیتام مجلس گرفتن دارن عزاداری می کنن
عه شروع شدشما برین

اد:خانومها و اقایون همونطور که می دونید امروز 31 شهریوره و غروب امروز ترسناک ترین غروب ساله
شخصیتام:*جیغ زدن*
اد:اهم اهم....اول مهرههههههههه
سپیتا:واااااااااای
اد:مدرسه ها وا شدهههههه
ماری:خداااااااا
اد:دیگه خوابیدن تا لنگ ظهر تعطیلهههه
لوییس:*زدن تو سر خود*اخه چراااااا
اد:باید هفت صب بیدار شییییییییی
الکساندر:نمیخواااام
اد:بگیر بخواب بچهههه
همه:*زار زدن*
اد:باید پاشییییییی....باید پاشی شیر و کیک بخورییییی
لیوای:نمیرم نمیرم نمیرمممم
اد:بگیر بخواااااااااااااب بگیر بخوااااااااااااااب از مدرسه جا نمونی بچه
کاتانا:اتیش بگیره این مدرسهههه
کمی اونور تر
-ووپن گندم ستایلللل ا ا ا ا ا ا
وینسنت:*لیوانو بالا برد*به سلامتی هممون
ویلیام:اخییش لیوای و مارتین یکم میرن مدرسه برای خودم تنهام
منم کربینو فرستادم ادامه تحصیل بده میره دانشگاه  یکم ارامش دارم
ارورا:منم لمونی رو  میخوام بفرستم دانشگاها شما اینجا چیکار می کنین؟
فیرا:ندیدین چنتا ادم متاهل دور هم گپ بزنن؟



دیدگاه ها : عجبا
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 12:42 ب.ظ

تولد گیلدا(واقعی)

جمعه 31 شهریور 1396 02:29 ق.ظ

نویسنده : ~fullouted girl~
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ببخشید محرم فرداست مذهبی شدم
ما یه دختر خاله ای داریم به نام ترانه که اعصاب و رفتار گیلدا رو از اوشون الهام گرفتم
تولدش امروز بود
تم چی بود؟قرمز و مشکی..دوتا رنگی که تقریبا هیچکدوم از دعوتیا نداشتن
منکه یه کت قرمز و یه زیر سارافونی سیاه پوشیدم کپمم گذاشتم تا تم رو رعایت کنم
رفتیم دیدیم  ماژیک و لاک و وسایل شب نما داره ذوق کردیم
من روی دستم ارم سباسو کشیدمو روی صورتم نوشتم love wil
میدونم ویل دوتا ل داره ولی اونیکیش جا نشد
راستی برای ارورا روی لپش نوشتم لاو اد
خلاصه خیلی خوش گذشت جاتون خالی بود
اگه فکر می کنین چاخان کردم اینم عکس





دیدگاه ها : تفلدش سچارک
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 02:42 ق.ظ

بیس با لیوای

پنجشنبه 30 شهریور 1396 11:53 ب.ظ

نویسنده : 私は狂♛った女の♛ 子です
سلام اول اینکه یه بیس از لیوای
و اینکه
سیارا ان شو جون ب لب کردی:(
اه:|



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 شهریور 1396 11:55 ب.ظ

بیوگرافی جکسون.-.

پنجشنبه 30 شهریور 1396 08:56 ب.ظ

نویسنده : LiLisa ('3')~
عاقا حوصلم سر رفت گفتم بیوگرافی اینو بزارم:|

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 03:43 ب.ظ

تولدت سچارک بی اعصاب خانوم(پ.ن:امروز واقعا تولد شخصیه که رو از روش الهام گرفتم)

پنجشنبه 30 شهریور 1396 03:48 ب.ظ

نویسنده : ~fullouted girl~
لیوای در حال لاو گرفتن در نی نت:
سلام بر فن های عزیز امروز اولد یکی از بی اعصاب ترین شخصیت های سریال المنتس فالوته
ارورا؟نه بابا ارورا چیه تولد گیلداست
ما میخوایم سوپرایزش کنیم
همونطور که اونور می بینید تموم بازیگرای سریال از جمله مارشال التین حظور دارن
*نشون دادن فضای تزیین شده خونه*اینم از تزییناتی که انجام دادیم
*صدای کلید در*
وینسنت:اوه اوه اومد اماده باشید
*گذاشتن موبایل رو صندلی*خب من موبایلو میزارم اینورا شاهد سوپرایز باشید
گیلدا:باز کردن در*
همه با هم:تولدت مبارگ گیلدااااا
لوییس و الکس:ریختن شرشره روی گیلدا*
*ریختن برف شادی رو گیلدا*تولدت سچارکککککک
گیلدا:امروز تولدم بود؟؟؟؟خودمم یادم نبود ممنون بچه ها



دیدگاه ها : تولدش بارکککککککککک
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 شهریور 1396 04:03 ب.ظ

من زود پیر میشم:/

پنجشنبه 30 شهریور 1396 12:37 ب.ظ

نویسنده : 私は狂♛った女の♛ 子です
کنچیوا مینا سان
اینم عکس لیوای:/
یچی می خواستم بگم:/
من زود پیر میشم چون زود حرص می خورم
مثال
1_اتاقم کسی کثیف کنه
2_کسی بیاد اتاقم
3_سیارا نظرات جواب نمی ده
4_وبم نظر نداره
5_شروع مدرسه
6_وبم نویسنده نداره:/
کلا خیلی حرص می خورم انقدر حرص می خورم تا ی روز می ترکم:|
واسه همین نه صبحانه می خورم نه ناهار:/
چون به اندازه کافی حرص خوردم:|
منو حرص ندید ی بار دید اعصابم امپرش بزنه بالا ها
:/
کیانا. دیده امپر بزنه بالا دوس پوست بیخال میشم. میزنم میترکونمش:|
چه از لحاظه زدنی و احساسیِ:/
و اخر از همه
نننننننننننننننننننننننننننننننهههههههههههههههه
مممممممممددددددددررررررررسسسسسسهههههههه
دددددداااااااااررررررههههههه
شششششششررررووووووووععععهعع میشهههههههههه
تسلیت:,/



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 شهریور 1396 01:42 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 34 1 2 3 4 5 6 7 ...