*and all the kids cryed out *pleas stop your scarying me

......................

جمعه 2 تیر 1396 12:03 ق.ظ

نویسنده : ΔŁŁØỮŦ gΞŘŁ
او....سلام ._.
خب....به وب سقوط کرده من خوش اومدی ._.
اینجا چرت و پرتایی که از مخم در اومده رو میزارم .-.
شاید...فکر می کنم شاید خوشت بیاد .^.
امیدوارم لذت ببری .-.
وب چنتا قانون داره که بعضیاش برای نویسنده هاست بعضیاشم برای بازدید کننده هاست
کلیک
حتما بخونین .__.
اگه هم نخوندید...نمیدونم....اتفاقای زیادی میوفته .__.
خب....فک کنم باید برم...خداحافظ دیگه .-.
اوووو.....وووو....اووه...همم.... ._.



دیدگاه ها : نظر
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 مهر 1396 03:04 ق.ظ

ادیتی بسی قدیمی

چهارشنبه 19 مهر 1396 05:17 ب.ظ

نویسنده : Cr♛AzY TOm♛BoY~M~.L.~I~.S
                   ادیتی بسی قدیمی و زشت>___<

                                 خب با کامپیوتره=|

                                   ضمنا میخوام برم تو فاز اکسو کمک کنید=||

      هیچی نمیدونم فقط یه بکهیون و یه چانیول اونم نمیتونم تشخیص بدم کدومن=||

                                                                        عاغا کمکککککک

            



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 مهر 1396 07:24 ب.ظ

روزشمار یک 7/18/

سه شنبه 18 مهر 1396 03:47 ب.ظ

نویسنده : ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔
96/7/18
سلام.
به اولین روزشمار مدرسه خوش اومدید.
این برنامه ای هست که توی وب میزارم.
و روز های مدرسه رو میشمارم.
و ماجرایی که داشتم رو مثل یه داستان براتون میزارم از من خبردار شید.
+ این برنامه رو فقط من نمیزارم شما هم بزارید شاید اتفاق باحالی برا شما افتاد.
تازه تنهایی شمردن روزهای مدرسه کار سختیه.
خب شروع می کنم.
واییی من تغییر مقطع دادم یعنی اومدم راهنمایی و اینجا هیشکی رو نمیشناسم جز یکی که اصلا محل نمی ده :/
بعد اون به جز من یکی دیگه رو هم میشناسه و اینطوری بگم که من با دوستش بیشتر از خودش دوست شدم :|
بعد یکی هست تو کلاس زبانمون نمی دونم چرا ولی ازش وحشت دارم به شدت! خیلی ازش میترسم!
معلممون گفت گروه شین من اونم افتاد تو گروه ما :{
من وقتی داشتم حرف میزدم نمی تونستم تو چشماش نگاه کنم :{
بعد معلممون گفت بیاین خودتون رو معرفی کنین.
منم استرس کل وجودم رو گرفت
میترسیدم یه وقت جلو همه خراب نکنم
رفتم جلو همه و اینقدر استرس داشتم یادم رفته بود باید موقع حرف زدن نفس بکشم :|
یه دختره که رو به روی من نشسته بود فهمید بهم یاد آوری کرد نفس بکش!
وای خیلی باحال بود.
خودمو معرفی کردم و همه ی کتابای مورد علاقم رو گفتم و گفتم اوتاکوئم 
فکر کنم هیشکس نفهمید اوتاکو یعنی چی :|
اسم یکی از انیمه های مورد علاقم رو هم گفتم *-*
بعد یکی دیگه اومد خودش رو معرفی کرد اونجا بود که یه کرم کتاب دیگه پیدا کردم *-*
وای یعنی 100 تا بیلیبر تو کلاس زبانمون داریم
همین دیگه بسه خدافظ



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 مهر 1396 04:07 ب.ظ

اگه شخصیتام رییس جمهور بودن

یکشنبه 16 مهر 1396 08:04 ب.ظ

نویسنده : ΔŁŁØỮŦ gΞŘŁ
----مایکل----
خیابونا امن میشه(عجیبه ولی اره)
قانونای چرت حذف میشه و بجاش یه سری قانون خوب وضع میشه
و از این چرت و پرتا
سرود ملی:نامعلوم
----ویلیام----
اینقدر شهر تمیز میشه که اسفالت برق میزنه
کل برق شهر هم از انرژی خورشیدی یا بادی میاد
سرود ملی:همچنان نامعلوم
----لیوای----
پوشیدن هرررر لباسی مجاز است
عاشق هرکی شدی نو پراب
هر روز هم حد اقل 3 کنسرت در شهر هست
نذری هم انیمه میدن
سرود ملی:Champion(از گروه فال اوت بوی عه)
سرود ملی(در حالت جنگ):look what you made me do
پ.ن:خدا میدونه چه کشور باحالی میشه
----سپیتا----
هیچی نمیبینی
چون کشوری در کار نیست
همش به باد فنا رفت
سرود ملی:میگم کشور نیست دنبال سرود ملی ای؟
----ماری----
کشور که نیست فشن شوعه
سرود ملی:نداره اغا نداره
----کربین----
حرف خاصی ندارم
فقط بدونید خیلی کشور کاملی میشه
منظورم از کامل خییییییییییییلی کامله
سرود ملی:اوپنینگ اتک ان تایتان فصل دو
------
خب بس دیگه بقیه شخصیتام گند میزنن به مملکت
ولی اگه لیوای رییس جمهور بشه خیلی باحال میشه ها
فرض کنین جنگ بشه توی مدرسه بجای مرگ بر فلانجا بگیم:اووه لوک وات یو مید می دو



دیدگاه ها : لک وات یو مید می دو
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 مهر 1396 08:05 ب.ظ

انیمه را پیدا بکردم .__.

یکشنبه 16 مهر 1396 03:20 ب.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу
اوهایو و مرض =|
بهتون بگم که انیمه پست قبلیم رو پیدا کردم .__.
اسمشم xxholic هست =|
همه دور خیز برید دنبال این انیمه =|
سازندشم Clamp ـه -__-
موندم از اون پیکاسو ترم تو بشر پیدا میشه ؟ :/
عکس میخواید ؟
برید خودتون بگردین
برده مگه گیر اوردین ؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 مهر 1396 03:25 ب.ظ

وقتی بدبخت ترین موجود دنیایی:||

شنبه 15 مهر 1396 07:17 ب.ظ

نویسنده : youn ('3')~
 یاشیرو:آیانو...من میخوام خودکشی کنم*از خونه دوید بیرون**رفت بقل دریاچه*
آیانو:شیرو.....
یاشیرو:میخوای جلومو بگیری؟
آیانو:معلومه که نه!اینجا دریاچست!بیا بریم یجای عمیق تر که زودتر خفه شی
یاشیرو:
~~~~~~~~~~~~~
یاشیرو داشت با چاقو رو دستش خط میکشید*
 آیانو:داری چیکار میکنی؟
یاشیرو:رو دستم خط میندازم...آخ
آیانو یه تیغ از تو جیبش دراورد:بیا این زودتر دستتو میبره
یاشیرو:
~~~~~~~~~~~~~~
آیانو:یاشیرو یه بازی به اسم نهنگ آبی اومده.......خیلی جالبه حتما دانلودش کن
یاشیرو:
~~~~~~~~~~~~~~
آیانو:میگم یاشیرو نظرت چیه خودکشی کنی؟اینمدلی هم ما به آرامش میرسیم هم خودت
یاشیرو:اما چرااااااااا؟عاخه چراااااااا؟همه خواهر کوچیکتر دارن منم خواهر کوچیکتر داررممممممم
~~~~~~~
یاشیرو تو دستش با قدرتش یه اتیش درست میکنه:مامان من .....
ایانو درحالی که یه مارشمالو به سیخ کشیده بود اومد و مارشمالو رو گذاشت رو آتیش:وای داداشیییی دیگه نمیخواد پول گاز رو بدیمممم مرسییییی
یاشیرو: وات•-•؟
~~~~~~~~~~
 وقتی سه تا دوست تو روز تعطیل دور هم کنار ساحل جمع شدن و نیاز به آتیش دارن
یاشیرو با ذوق میشینه کنار مارک و دستاشو بهم ‌میزنه: وااای بچه ها میخوام یه چیزی رو براتون تعریف کنم*^*
جکسون : عهه شکلات! میشه آتیش رو روشن کنی؟؟
چانیول : ؟؟؟؟
مارک ضربه ای به شونه شیرو میزنه: راس میگع پاشو دیگه 
چانیول نگاه غمزده‌اش رو به مارک میده:اما... جکسون ‌‌میخواد من با قدرتم اینکارو کنم 
مارک:
جکسون: مارک توام با قدرتت اینجارو روشن‌ کن خیلی تاریکه نمیتونم خوراکی هارو ببینم 
مارک:
یاشیرو:
جکسون:
~~~~~~~

وایی اینا صبح تو مدرسه به ذهنم خطور کرد*جز اخری:|*






دیدگاه ها : نفر خوششون اومد=|||
آخرین ویرایش: شنبه 15 مهر 1396 07:48 ب.ظ

وجدانا این کدوم انیمست ؟ :/

جمعه 14 مهر 1396 10:45 ب.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу

دلام دلام .__.
با یه ش*ت پست دیگه ای آمده ایم =|
این جن روزه عکس های جالبی پیدا بکردم .__.
خودتون بنگرید


اگه یه وقت فهمیدید چه انیمه ایه به منم بگید =|
از پاهاشون خیلی خوشم میاد
منو یاد گردن زرافه میندازن
اما خو بازم هست =|
و حالا....
Power Of Meme =|

نه وجدانا کجای سنس شبیه الساست ؟ :/
یه شباهت هم ندارن =|
تنها شباهتشون اینه که قدرتمندن -__-
خو برین سر یه چیز خوجمل =/

دو دقیقه فکر کنین چه لحضه با شکوهی میشه اگه هاتسو بیاد .__.
من حاضرم هر چی دارم رو بدم بتونم هاتسو رو ببینم *0*
این هم همه ما بعد از مدرسه =|

خو دیه جوصلم سر رفته بود گفتم یه چیزی بزارم =|
کاری ندارید ؟ :/



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 11:21 ب.ظ

مایکل یا ویلیام؟....مسئله این است

جمعه 14 مهر 1396 06:21 ب.ظ

نویسنده : ΔŁŁØỮŦ gΞŘŁ
سلام مجدد D:
یکم کمک میخوام=|
مامانم میخواد برام بادی پیلو(همون بالشت انیمه ای درازا) بدوزه=|
و گفته عکس شخصیتتو بده روش چاپ کنم.~.
و من موندم ویلیامو چاپ کنم یا مایکل ×~×
خیلی انتخاب سختیه کمک کنین×~×
پ.ن:عکسا سیکس پک دارن.__. ممننننن*&&&&*



دیدگاه ها : کدوم؟؟؟؟
آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 06:29 ب.ظ

کاوایی یا جذاب؟(این قسمت:کربین)

جمعه 14 مهر 1396 02:11 ب.ظ

نویسنده : ΔŁŁØỮŦ gΞŘŁ
ارسال شده در: کاوایی یا جذاب؟ ،
سیلام سیلام
ببخشید یهو غیبم زد...هنو سال شروع نشده کلی تکلیف دادن
بگذریم شما خوبید؟
این یه بخش جدیده که ساختم
دو صورت یه کاراتر رو میزارم شما تصمیم بگیرید کدومه

(برای عکس کامل روش کلیک کنین)
الان ایانو خون دماغ میشه
پ.ن:یه شوهر داشته باشید که مثل کربین بتونه هر دوشو انجام بده
خب کربین کاوایی یا کربین جذاب؟



دیدگاه ها : کدوم؟
آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 02:26 ب.ظ

چک لیست من و هرماینی برای آینده :#

جمعه 14 مهر 1396 12:51 ب.ظ

نویسنده : ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔
سلام.
خوبید؟؟؟
دیشب با هرماینی یه چک لیست کارای آینده درست کردم:
1. کنکور رتبه 1 بشیم
2. بریم آلمان دانشگاه اونجا درس بخونیم
- مامان بابامون رو هم ببریم
3. چند تا کتاب بنویسیم
4. بعد از تموم شدن درسا بریم کانادا پیش دوستمون
5. ماشین پرنده مافوق سرعت اختراع کنیم
6. چند تا کتاب بنویسیم
7. با اون دوستمون بریم انگلستان
-مامان بابامون رو هم ببریم
8. همسایه ی اما واتسون شیم
9. یه شغل موقت کتابداری داشته باشیم
10. چند تا کتاب بنویسیم
11. نمایشگاه کتاب بزنیم
12. نمایشگاه نقاشی هم بزنیم
13. چند تا رکورد تو گینس ثبت کنیم
14. چند تا رکورد تو یونسکو ثبت کنیم
15. یه اثر هنری خیلی باحال خلق کنیم که مثل مونالیزا معروف بشه
16. چند تا کتاب دیگه هم بنویسیم
17. استاد دانشگاه شیم
18. به عنوان مشهور ترین آدم های جهان شناخته بشیم
19. بریم دور دنیا رو بگردیم
20. جادو رو کشف کنیم
اینم از چک لیست ما
تا چک لیستی دیگر و آرزو های گنده ی دیگر خدانگهدار
پ.ن: شما هم اگه خواستین از این چک لیست ها بزارین




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 14 مهر 1396 01:03 ب.ظ

داستان.-.قسمت سوم

پنجشنبه 13 مهر 1396 11:11 ب.ظ

نویسنده : youn ('3')~
سلم
اینم قسمت سه
عاقااااا من منظورم از روسری تو قسمتای قبل،شال گردن بودددد=|
اشتباه تایپی بوده به بزرگی خودتون ببخشید
ادومههه

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 مهر 1396 11:29 ب.ظ

تو توییترم چی بزارم ؟ .__.

دوشنبه 10 مهر 1396 05:06 ب.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу
سلوم :|
اومدم ازتون یه راه کار بخوام -__-
من یه پیج توییتر زدم
لینک: کلیک
ولی هیچ ایده ای ندارم
یه راه کاری چیزی به من بدید :/
همش که نمیتونم تو وبلاگا یا جاهای دیگه نقاشی بزارم -__-
راستی عکس پروفایلم رو دیدید ؟
اگه میدونید از چه انیمه ای هست به منم بگید :|
آیدیتون رو بهم بگید منم حتما دنبالتون میکنم -_^
یه پست خیلی چرت بود مگه نه ؟ =|
اما در عوض شما میتونید پست های بهتری از من ببینید
دوستاتون رو دعوت کنید بگید امروز قراره بریم پیج توییتر دوستم
اونا هم حتما میان
خوب دیه :|
حاج خانوم سیارا هم یه ایده برای پست گزاشتم بدن خوفه =|

سایورانا تا های =|



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 11 مهر 1396 01:26 ب.ظ

بیوگرافی کوسوکه :)

یکشنبه 9 مهر 1396 08:14 ب.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу
ارسال شده در: بیوگرافی ها و ماجرا ها ،


ادیت: چرا همه با کامپیوتر ادیت میکنن .__. خداوکیلی کشیدن با موس راحته ؟ :|

دلام دلام :/
اومدم با بیوگرافی کوسوکه -__-
عکس بالایی رو خیلی بیحوصله کشیدم
پس مرا عفو بنمایید
خو من میام بیوگرافی رو تو ادامه میزارم
شما هم بخونید اونو بیشتر بشناسید :|
ولی توی نظرا دور خیز نرینا :/

ادامه مطلب ایناجست =|

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 11 مهر 1396 01:26 ب.ظ

مرگ یا زندگی ؟ شما انتخاب کنید :|

شنبه 8 مهر 1396 10:11 ب.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу
دلام دلام :/
اومدم یه خبری رو بگم .__.
خو متعسفانه کوسوکه (اوسیم) خیلی به لیوای گیر میده :|
میگه اگه یکی رو بکشم یا ازدواج کنم میتونم برم دنیای خودم :/
البته آرزوشه که همینجا بمونه -__-
رمانشم تو راهه :|
نمیدونم چرا ولی همیشه تو انشا یا داستان نویسی خوب بودم :|
همیشه 20 میگرفتم .__.
پَ بخونید :|
لیوای اگه اینو میخونی یه چیزی به کوسوکه بگو آدم شه :/
یا حداقل بهش بگو یه کاری برات بکنه خیال هر دوتامون راحت شه -__-
راستی این چه وضعشه ؟ :|
ملت میان یه اوسی درست کنن بهش هزار تا قدرت ماورایی میدن :/
انگار فقط اوسی های من اینطور نیستن -__-
اگه یه چیزی مثل کتاب داشتن که باهاش میتونستن جادو کنن میگفتیم یه چیزی :/
باو همین کارا رو میکنید داستانتون زیاد جالب نیست -__-
یذره از سیارا یاد بگیرید :/
یه نقطه ضعفی برای اوسیتون بزارید -__-
و اینکه اگه خدا بخواد پست بعدیم بیوگرافی کوسوکه میباشد :/
نمیدونم توجه کردین یا نه ولی عنوان مطلب ربطی به خود مطلب نداشت -__-
خو دیه :|
سایورانا تا اوهایو :/



دیدگاه ها : حرفتو بزن :/
آخرین ویرایش: شنبه 8 مهر 1396 10:19 ب.ظ

سلامی به گلابی های سبزمون :|

شنبه 8 مهر 1396 05:32 ب.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу

http://s7.picofile.com/file/8251630284/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6_%DB%B0%DB%B5_%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B5_%DB%B0%DB%B1_%DB%B4%DB%B9.png
هیییی گایز :/
بنده نویسنده جدید میباشم :/
پ ن پ خیارشورم -__-
بگذریم من بعد از دوروز بالاخره یه مطلبی گزاشتم :/
میخواستم عکسای اوسیامو بزارم یذره بیشتر آشنا بشید گفت وللش باو کی حوصله داره :|
خو دیه کاری ندارید گوجه سبزا ؟
سایورانا دِن :|



دیدگاه ها : چیه ؟ :|
آخرین ویرایش: شنبه 8 مهر 1396 05:47 ب.ظ

ادیت جدیدم از مایکل

شنبه 8 مهر 1396 11:50 ق.ظ

نویسنده : 私は狂♛った女の♛ 子です
سلام
ادیت جدیدم از مایکل
چیه دلم خواست
گند زدم
خاب اینا
در نجوانیش
اها همشو با کام کشیدم جزع اون پشت صحنشو
نمی دونم اسمش چی بزارم گند جدیدم گندی از جانب من 
همین باعی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 مهر 1396 11:05 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 35 1 2 3 4 5 6 7 ...