دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت*

پست ثابت(ورژن2017)

جمعه 2 تیر 1396 01:03 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
~~welcomm~~
~~
سلام بر همگی~~
~~
من سیارا افتن هستم مدیر این وبلاگ~~
~~
این وبلاگو با کمک نویسنده های خوبم مدیریت می کنم ~~
~~
این وب مثل بقیه وبلاگ ها قوانینی داره که رعایتشون واجبه ~~
~~
دقت کنین واجبه مستحب نیست ~~
~~
1_هرررررگونه توهین به نویسنده ها یا خودم ممنوع ~~
~~2
_ کپی گر نیستیم شما هم کپی نکنید~~
پ.ن:98%از عکسایی که توی وبلاگ گذاشته میشه رو خودم و نویسنده هام کشیدیم
3_هم پسر هم دختر اجازه ورود به وبلاگ رو داره،ولی اگه میای بی ادب بازی در نیار
اینهم قوانین ساده وبلاگ من
نویسنده رو با کمال میل می پذیریم
چگونه نویسنده شویم:توی نظرات همین پست نام کاربریتو بده
نویسنده ها:
~イェクタ ~('3')(یکتا جان)
rose❤ (پانی جان)
margaret wilson(هلیا جان)

♔Violet forever♔Sandra♔Fiona Widdershins♔(وایلت جان)
خب فکر نکنم چیز دیگه ای مونده باشه
پس خداحافظظظظظظظظ



دیدگاه : تا نظر ثابت
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 تیر 1396 02:51 ب.ظ

توانا بود هرکی شیپر بود

دوشنبه 16 مرداد 1396 10:44 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلام

اغا مام میخوایم استعدادمونو به نمایش بزاریم

این شعر رو همین چند ثانیه ای سرودم

فقط ببخشید یکم چیز داره...میفهمید

-----

به نام خداوند اعصاب زمان

که با این آفریده خنداندمان

جزو را مدان کردگار شیپر

فروزنده ی آرود البین و سایکر

به مایکل گرای و بگوزش بلند

چو خواهی ز جنبش نیابی گزند

ز البین در بی نیازی بجوی

وگر چند سختیت آید به روی

ز مارتین بنالد دل لیوای و ویل

ازیرا ندارد کمی مخ...دریغ

توانا بود هرکه شیپر بود

که شیپر پسر بیچاره را گِی کند

-----
اینم از اثر من
بی زحمت یه نظر بدید دل ما خوش شه



دیدگاه : ؟؟؟؟؟
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1396 10:46 ب.ظ

دوتاچیز که اگه بخونیدش پخش زمین میشید

دوشنبه 16 مرداد 1396 09:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: イェクタ ('3')~
ای افنف ای مرز پر خطر
ای چشمت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه خنگا
پاینده مانی و جاودان
اییییییب… دشمن ارتو سیم و پیچی من آهنم( =|||  )
جان من فدای جامپ پاك افننم
جامپ تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك افنف ما=)

 آهن بدنت دُر و گوهر است
زمین استیجت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور اِسکات بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما؟
 پاینده باد خاك افنف ما

افنف ای خرم بهشت من
روشن از تو هست ترس من

گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از …اندواسکلت تو سرشته شد دلم۴
اندو اسکلت ار برون رود چه می شود دلم
جامپ تو چون ، شد پیشه ام

دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
 پاینده باد خاك افنف ما 

#افنف_سانگ   
****
 فردی و گولدن برادرن
مانگل و تانگل دو خواهرن
پرپل همون مایکله
بابای مایکل کرمکه
خواهرش یه بدبخته
تو فکره ایس کریمه
بیبی میگه بیابیا
دختره میگه نه نمیام
ناز میکنه و ناز میکنه
ناز میکنه و ناز میکنه
بیبی اسکوپش میکنه
جیغ میزنه و جیغ میزنه و جیغ میزنه
همه میریزن تو اتاق
کسی رو نمیبینن اونجا
ویلیام فکر میکنه
فکر میکنه
به بیبی یکم شک میکنه
مایکلو صدا میزنه
به مایکل نگاه میکنه
ویلیام میگه وای وای
مایکل میگه زهر مار
ویلیام میگه بی ادب
مایکل میگه به درک
*شتلق*
فاتحه صلوات
#افنف_سانگ

اینارو یه موقعی خودم نوشته بودم
یعنی عاشق هشتگشم
یادش بخیر اونموقع حداقل۸تااهنگ نوشتم.الان تواسم یه شخصیت گیر میکنم



دیدگاه : #افنف_سانگ
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1396 09:34 ب.ظ

*elements unit*اتحاد المنت ها___قسمت چهاردهم

دوشنبه 16 مرداد 1396 05:02 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1396 05:30 ب.ظ

نت یافتمممممممم

دوشنبه 16 مرداد 1396 05:00 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلااااام بر همگی
بلاخره رسیدیم هتل و نت یافتیم
آخ آخ آخ پدرم در اومد بی نتی
الان میرم قسمت جدید داستانو بزارم





دیدگاه : خوش برگشتم؟
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1396 05:02 ب.ظ

اهم...من برای مدت زیادی هک شده بودم:|

یکشنبه 15 مرداد 1396 08:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: イェクタ ('3')~
اهم:|
سلام:|
خواستم بگم من برای مدت زیادی هک شده بودم:|
*یه ماه پیش فهمیدم-_-*
یه یارویی منو هک کرده بود
جالب اینجاست هرچی پست راجع آیانو و یاشیرو نوشته بودم رو ویرایش کرده بود و کلی دری وری نوشته بود

مثلا تو پست بیورگرافی اول ایانو،جای علایق آیانو نوشته بود پسرا:||||
درحالی که کاملا برعکسه:|||||
سن آیانو روهم۲۵ نوشته بودم،ویرایش کردش کرد ۱۶!!!!0_0:|
همه رو دری وری نوشته بود:|
تنها چیزی روکه تغییر نداده بود اسم و فامیل آیانو بود:|
پست دوم بیورگرافی آیانورو هم ویرایش کرد:|
پست معرفی یاشیرو رو هم پاک کرد و جاش دری وری نوشت:|
بنابراین من همرو پاک کردم:|
پس هرچی از اونا یادتونه فراموش کنید:|
همین:|
فراموش بکنیدا:|
همین بای




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 15 مرداد 1396 08:14 ب.ظ

*فاسد تا هسته*

شنبه 14 مرداد 1396 01:10 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~

ادم بدای این سری
با لباسای جاسوسیشون
میخواستم ظاهرشونو تصور کنید



دیدگاه : خوبن؟؟..نه ببخشید...بدن؟
آخرین ویرایش: شنبه 14 مرداد 1396 01:14 ق.ظ

وقت خوبی با خانواده

شنبه 14 مرداد 1396 12:09 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~

http://s9.picofile.com/file/8302603968/a_good_time_with_family_by_fallouted_girl.png
سلام
همونطور که
لمونی توی داستان گفته بود،پدر کربین و لمونی مایکل افتن(برادر ویلیام) یکی از اعضای جنبش قلب سرده
این (بقول کربین)خر یکی از اعضای خییییییلی مهم قلب سرده
و حالا بچشو داره مجبور می کنه که مثل خودش شرور باشه تا جاشو بگیره
حال ملاحظه کنید یکی از خاطرات لمونی و پدرش در هفت سالگی
-----
مایکل:خب....یه زن حامله جلوته....با چکش سرشو خورد می کنی....با چاقو شکمشو پاره می کنی...یا بهش آب نبات میدی؟
لمونی:نمیشه یه بار بهش آبنبات...
مایکل نیزه رو توی دست
لمونی میکنه و میچرخونه،لمونی از درد داد میزنه
مایکل نیزه رو میکشه بیرون:نمیشه...یکی دیگه رو انتخاب کن

لمونی:چ...چاقو رو...میزنم توی شکمش
مایکل:افرین پسر خوب
----
چه پدر و پسر خوبی ^-^
خدا حفظشون کنه ^-^



دیدگاه : ^-^
آخرین ویرایش: شنبه 14 مرداد 1396 12:30 ق.ظ

نقاشی جدیدم از یاشیرو

جمعه 13 مرداد 1396 08:56 ب.ظ

نویسنده این مطلب: イェクタ ('3')~
کپی مموع×
پدرم سرش دراومد:_|
بقول ایاتو:کثافت ژداب:|
پ.ن:یاشیرو واسه خودمه..نمیزارم بهش دست بزنین



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 13 مرداد 1396 09:27 ب.ظ

ماجرا های کوتاه نگهبانا

جمعه 13 مرداد 1396 04:28 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~

سلام مجدد
اینم چنتا ماجرای کوتاه
نمیخواد برین ادامه همینجا هست
----
کربین:*اومدن با یه بالشت تمام قد از خودش*کی بالشت تمام قد منو سفارش داده؟؟؟
(بالشتای دراز پسرای انیمه ای رو دیدین؟...ازونا)
لیوای و رزابلا:*چپ چپ نگاه کردن به ال و ایانو*
ال:چیه؟
ایانو:چرا نگاه میکنین؟
-----
آرورا:*نشون دادن یه پلاکارد به ال کوچولو*این چیه؟
ال:ساندویچ
آرورا:آفرینحالا اینیکی چیه؟
ال:موز
آرورا:آفریناین چی؟
ال:یه مرده که داره میگه گمشو
آرورا:حالا چیکارش می کنیم؟
ال:میسوزونیمششلگد بارونش می کنیمممخودت برو گمشو پدسگگگ
آرورا:آفرین پسر خوبممم
-------
(وقتی آرورا پنج ساله بود)
آرورا زیر تخت قایم شد
سیارا:آرورا فقط یه قاشق بخور تا سرفت تموم شه
آرورا:آرورا کیه؟...من....من سوفیام
سیارا:اگه تو سوفیایی منم.....سارام..اره...من دنبال پرنسس ارورا میگردم...میدونی که لعنت اسنات نال گرفته
آرورا:واقعا ؟
سیارا:اسنات نال پرنسسو به یه موجود بیریخت بوگندو تبدیل کرده
آرورا:بوگندو خود..
سیارا:شنیدی؟؟
آرورا:چی؟؟؟
سیارا محکم پاشو به زمین کوبوند:اسنات نالهههه غررررررر
آرورا:کممممممک ممنننننن
سیارا:من مواضبتونم پرنسس آرورا...برو کنار اسنات نال*صندلی رو به دیوار زد*
آرورا:شکستش بده سارا
سیارا خودشو به دیوار زد:اخخ...منو گرفت
ارورا:نهههه
سیارا یه مشت به زمین زد:اخخخ...زد تو شکمم..*شروع کرد درجا رفتن*داره دور میشه
ارورا:تحمل کن سارا
سیارا روی زمین خوابید و شروع کرد سرفه کردن:فکر کنم دیگه پایان منه
آرورا:نه نههه تو نباید بمیریی*و اومد بالای سر سیارا*
سیارا شیشه دارو رو به ارورا داد:من دیگه کارم تمومه...دارو رو بردار و زندگی کن.....زندگی کننن
....اخخخ*و چشماشو بست*
آرورا:نمیزارم فداکاریت بی نتیجه بمونه*کل بطری رو سر کشید*
سیارا:دیدی؟حالا سرفه نمیکنی
آرورا:اره احساس می کنم حالم بهتر شده
----
این از سه تا خاطره کوتاه
چی بگم دیگه؟



دیدگاه : چه بگویم جوونیم رفتههه صدام رففففته دیگه
آخرین ویرایش: جمعه 13 مرداد 1396 04:48 ب.ظ

دعوا

جمعه 13 مرداد 1396 02:15 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلام
اینم قیافه بچه ها توی دعوا

تیپاشون عوض شده
اد شبیه پرنس چارلز چاردهم شده




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 13 مرداد 1396 02:18 ب.ظ

*elements unit*اتحاد المنت ها___قسمت سیزدهم

جمعه 13 مرداد 1396 05:05 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلام
عجیبه که من پنج صبح داستان میزارم مگه نه؟
حالا برین ادامه

قسمت سیزدهم=))))))

دیدگاه : آخرش پوکیدی از خنده؟
آخرین ویرایش: جمعه 13 مرداد 1396 05:24 ق.ظ

یه سری از استعداد بروبچ

پنجشنبه 12 مرداد 1396 06:50 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلام
هرکدوم از شخصیتام یه استعداد خاصی دارن
نمونه ای ازشون رو اوردم
-----
جیغ
لیوای در حدیه که میتونه شیشه رو بشکونه
پ.ن:والا ما که جیغشو نشنیدیم ولی مارتین میگه تا دو روز گوشم داشت خون میومد
----
اد میتونه به حدود نود زبان دنیا اهنگ و رپ بخونه
پ.ن:ماشالااا... من همون رپ انگلیسیشو موندم =|
-----
گیلدا میتونه صدای پرنده با کیفیت اچ دی در بیاره
----
آرورا میتونه دست و پاشو کااامل بچرخونه
پ.ن:توی واقعیت میتونه دستشو کامل بچرخونه
-----
وینسنت میتونه صدای نوزاد در بیاره
پ.ن:نشنیدین صداشوها خییلی باحال در میاره
-----
ویلیام میتونه با گیتار از پشت آهنگ بزنه
-----
سیارا میتونه روی دیوار افقی بدوعه
پ.ن:منم اگه کلاس نینجامو ادامه میدادم میتونستم =_|
-----
به کربین هرررررررررررررررچی بگی برعکسشو در عرض سه ثانیه بهت میگه
کربین:هگیم تهب هیناث هس ضرع رد وشسکعرب یگب یچره نیبرک هب
------
ال میتونه مکعب (همونا که رنگ رنگین یه قرن طول میکشه حلش کنی)رو کمتر از یه دیقه کامل کنه
----
فیرا میتونه با دهن بسته رپ بخونه
پ.ن:اگه منظورمو نمیفهمین...دهنتونو ببندید و سعی کنین رپ بخونین.....اون صداش با کیفیت اچ دی میاد
----
این از یه سریشون
شخصیت شما چه استعدادی داره؟



دیدگاه : ؟؟؟
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:15 ب.ظ

درخواستی1

پنجشنبه 12 مرداد 1396 05:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلام
هلیا جان دوتا درخواستی داده بود من نزاشتم =|
واقعا شرمنده
اینم اولیش
http://s8.picofile.com/file/8302485876/leson.png
ببخشید اگه یکم سایه هاش بد شده



دیدگاه : خوشت اومد؟
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 05:55 ب.ظ

بیوگرافی کوچیک ترین عضو خونواده آیرون و صندلی داغ باهاش

پنجشنبه 12 مرداد 1396 04:30 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ❄* Tila*❄ ...√Dagger√...
ادامهههههههه

ربات_ها.png (640×311)



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 04:47 ب.ظ

رقص کربین و ایانو

پنجشنبه 12 مرداد 1396 02:37 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~

سلام
اینم یه ویدیوی ام ام دی دیگه
امیدوارم خوشتون بیاد
http://www.namasha.com/v/e4jOSJW7



دیدگاه : نظررررررررررررررررر
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 02:38 ق.ظ



تعدادکل صفحات : 29 1 2 3 4 5 6 7 ...