دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت*
fnamg

پست ثابت(ورژن2017)

جمعه 2 تیر 1396 01:03 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
~~welcomm~~
~~
سلام بر همگی~~
~~
من سیارا افتن هستم مدیر این وبلاگ~~
~~
این وبلاگو با کمک نویسنده های خوبم مدیریت می کنم ~~
~~
این وب مثل بقیه وبلاگ ها قوانینی داره که رعایتشون واجبه ~~
~~
دقت کنین واجبه مستحب نیست ~~
~~
1_هرررررگونه توهین به نویسنده ها یا خودم ممنوع ~~
~~2
_ کپی گر نیستیم شما هم کپی نکنید~~
پ.ن:98%از عکسایی که توی وبلاگ گذاشته میشه رو خودم و نویسنده هام کشیدیم
3_هم پسر هم دختر اجازه ورود به وبلاگ رو داره،ولی اگه میای بی ادب بازی در نیار
اینهم قوانین ساده وبلاگ من
نویسنده رو با کمال میل می پذیریم
چگونه نویسنده شویم:توی نظرات همین پست نام کاربریتو بده
نویسنده ها:
~イェクタ ~('3')(یکتا جان)
rose❤ (پانی جان)
margaret wilson(هلیا جان)
خب فکر نکنم چیز دیگه ای مونده باشه
پس خداحافظظظظظظظظ



دیدگاه : تا نظر ثابت
آخرین ویرایش: شنبه 3 تیر 1396 08:18 ب.ظ

کمک بچه هااااا

پنجشنبه 4 خرداد 1396 02:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
یه خبر بد دارم
بابام میخواد مجبورم کنه با ادموند ازدواج کنم
میدونم گیچ کنندست،قانون سلطنتی میگه که اگه خانواده سلطنتی یه فرزند دختر و یه پسر داشته باشن دختر باید با پسر ازدواج کنه
من نمیخوام با برادرم ازدواج کنمممم
یکی بیاد منو از این خراب شده بیاره بیرووون



دیدگاه : کمممممممممممممممممممک
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 02:18 ب.ظ

متن و ترجمه آهنگ ویلیام

چهارشنبه 3 خرداد 1396 09:50 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
لیوای:سلااااام
لیوای:توی قسمت قبل داستان پدر گرامی بنده یه شعر میخونهحالا براتون متنشو اوردم
لیوای:این شعرو اینقدر توی خونه تمرین کرده که من حفظشم
-------

Been sitting eyes wide open behind these four walls, hoping you'd call

پشت این چهار تا دیوار با چشمانی کاملا باز نشسته ام، امیدوارم که بهم زنگ بزنی 

It's just a cruel existence like there's no point hoping at all

این یه زندگی (دنیا) بی رحم هست انگار که اصلا هیچ امیدی وجود نداره

Baby, baby, I feel crazy

عزیزم عزیزم حس میکنم که دیوونه شدم

Up all night, all night and every day

تمام شب بیدارم، هر روز و هر شب

Give me something but you say nothing

یه چیزی بهم بده اما تو هیچی نمی گی

What is happening to me?

چه اتفاقی داره برام میافته؟ (چه بلایی سرم اومده؟) 

I don't wanna live forever, cause I know I'll be living in vain

من نمیخوام تا ابد زندگی کنم، چون میدونم زندگی بیهوده ای خواهم داشت 

And I don't wanna fit wherever

و نمی خوام با هر جایی متناسب بشم 

 I just wanna keep calling your name until you come back home

فقط میخوام اینقدر اسم ت رو فریاد بزنم تا وقتی برگردی به خونه

I'm sitting eyes wide open and I got one thing stuck in my mind

با چشمانی کاملا باز میشینم و فقط یه چیز ذهنم رو درگیر کرده (یه چیز توی سرم هست) 

Wondering if I dodged a bullet or just lost the love of my life

دارم به این فکر میکنم که از یه گلوله فرار کردم یا عشق زندگی م رو از دست دادم

Baby, baby, I feel crazy

عزیزم عزیزم حس میکنم که دیوونه شدم 

Up all night, all night and every day

تمام شب بیدارم، هر روز و هر شب

I gave you something, but you gave me nothing

من به تو چیزی دادم ولی تو به من هیچی ندادی 

What is happening to me?

چه اتفاقی داره برام میافته؟

I don't wanna live forever, cause I know I'll be living in vain

من نمیخوام تا ابد زندگی کنم، چون میدونم زندگی بیهوده ای خواهم داشت 

And I don't wanna fit wherever

و نمی خوام با هر جایی متناسب بشم 

 I just wanna keep calling your name until you come back home
 فقط میخوام اینقدر اسم ت رو فریاد بزنم تا وقتی برگردی به خونه

I've been looking sad in all the nicest places

من توی بهترین مکان ها هم غمگین به نظر می رسم 

I see you around in all these empty faces

تو رو بین این همه چهره های خالی میبینم 

I've been looking sad in all the nicest places

من توی بهترین مکان ها هم غمگین به نظر می رسم

Now I'm in a cab, I tell em where your place is

الان توی تاکسی هستم و بهشون میگم که خونه ی تو کجاست

I don't wanna live forever, cause I know I'll be living in vain

من نمیخوام تا ابد زندگی کنم، چون میدونم زندگی بیهوده ای خواهم داشت 

And I don't wanna fit wherever

و نمی خوام با هر جایی متناسب بشم 

 I just wanna keep calling your name until you come back home
فقط میخوام اینقدر اسم ت رو فریاد بزنم تا وقتی برگردی به خونه
-----
لیوای:کاملا مشخصه که برای کی خوندتش
ویلیام:داری چیکار می کنی لیوای؟
لیوای:یا علی اومد
ویلیام:چی مینویسی درباره من؟؟؟
لیوای:شما نظر بدید من در رمخدافظ



دیدگاه : بدو تا ویلیام نیومده
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 01:45 ب.ظ

*elements fullout*قسمت سوم

چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
ببخشید این قسمت خیلی طول کشید
----
این قسمت:آب----
ویلیام:اهه اهه....هان؟
شب بود و ویلیام وسط یه جنگل بود
ویلیام:من اینجا چیکار می کنم؟؟؟
-این بهترین ایده ای بود که توی زندگیت دادی وینسنت
ویلیام:وینسنت؟؟
ویلیام به سمت صدا رفت،همه الهه ها بودن حتی خودش،منتها جوون تر
ویلیام:منو می بینید بچه ها؟
اد:خدایی یکم نیاز داشتیم یکم از این بحث جادو مادو دور شیم
ویلیام:نچ نمی بینن
سیارا:ولی باید تمرین کنیمنکنه وقتی ما حاظر نباشیم یه اتفاقی بیوفته که نتونیم جلوشو بگیریم؟
فیرا :بابا اینقدر نگران آیده نباش جوش میزنیا
گیلدا:حوصلم سر رفتایکاش آهنگی چیزی داشتیم
اد:میگما ویل شنیدم بلدی گیتار بزنی
ویلیام جوون:خب آره...چنتا آهنگم نوشتم
اد رفت پشت خرت و پرتای ماشین یه گیتار در اورد:پس برامون بنواااز
ویلیام جوون:ن ن من نمیتونم0__0
فیرا:یالا ویلیامیکم انگشتاتو تکون بده

ویلیا جوون:بی خیال بچه هاخودتون میدونید که من سال هاست دست به ساز نزدم
سیارا:توروخدا یه امتحان بکن
ویلیام جوون با دستاش موهاشو که ریخته بود توی صورتش رو عقب برد:خب...باشه
گیتارو کوک کرد و شروع کرد:..این آهنگو برای یه شخص خاص نوشتم
 (اینا آهنگه کلیک)
*آهنگ تموم شد*
بچه ها دست زدن د اد سوت کشید
وینسنت:احسنتتت
گیلدا:براوو ویلیام براوو
سیارا لبخند ملیحی زده بود و توی چشمای ویلیام نگاه می کرد،انگار فهمیده بود اون شخص خاص کیه
ویلیام جوون بلند شد و تعظیم کرد:ممنون ممنون
-آره کارت خوب بودعالی بود
ویلیام به سمت صدا رفت،آرورا کنار دریاچه نشسته بود و سنگ پرت میکرد
آرورا:حتی وقتی وینسنت قوطی خیار شور باز میکنه هم تشکر می کننولی منی که دنیارو نجات دادم هیچییییی*و محکم سنگو میزنه توی آب*
ویلیام:راس میگه،ازش تشکر نکردیم
آرورا:همشم الهه یین و یانگحتی وقتی ویلیام رو خوب کردم بازم رفتن اونو بغل کردن و هیچکی حتی حال منم نپرسید*یه سنگ دیگه توی آب پرت کرد*
-*صدای گرگ*منو نخور
آرورا به سمت صدا میدوعه،لمونی بود که یه گرگ جلوش بود
آرورا با چشمای قرمزش جلوی گرگ یه غرش می کنه:غررررررر
گرگ از ترس میدوعه اونور
آرورا:حتی گرگام از من خوشون نمیاد
لمونی روی زمین خوابید و به خودش پیچید:دلم خواهرامو میخواداون خونه آهنی کوچولو رو میخواد
آرورا:توهم خانواده نداری؟
لمونی:کشتنشون
ارورا جلوی لمونی خم میشه و اشکاشو پاک می کنه:نترس لمونی حالا من پیشتم
لمونی:اسم نو از کجا میدونی؟
آرورا:من همچیو میدونمحتی میدونم بستنی فندق دوست داریبا هم خانواده خوبی میشیم
----------

بد

دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 10:54 ق.ظ

شانس من :|

سه شنبه 2 خرداد 1396 10:31 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام:|
داشتم داستانو می نوشتم یهو کامپیوتر هنگید از اول اومد بالا
حالا کل قسمت پاک شدع
خدایی کامپیوترم با من بد شدع این دوره زمونه -__-



دیدگاه : خدااااااااااااااا
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 خرداد 1396 10:33 ب.ظ

آهنگ لیوای و مارتین و بان بن

سه شنبه 2 خرداد 1396 07:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
اینام رفتن برا ما خاننده شدن
بان بنم برا ما رپر شدع :/
تازه آهنگشونم اسپانیاییه
اولش لیوای میخونه بعدش مارتین بعدش بان بن بعدشم با هم
ولی خدایی آهنگه خییییییییییییییلی فاز میدعععععع
لینک دانلود:
http://actmusic.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-luis-fonsi-daddy-yankee-ft-justin-bieber-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-despacito/



دیدگاه : دسپاسیتووو
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 خرداد 1396 07:26 ب.ظ

ای جااان(این قسمت بالماسکه)

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 01:54 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلاام
بنده سپیتا هستم و اومدم براتون درباره اتفاق دیشب بگم
خب دیشب
توی قلعه سیارا اینا به مناسبت برگشتش مهمانی بالماسکه سلطنتی بود
یعنی فقط آدم مهمای کشور و خانواده های اشرافی و اصیل زاده ها و پولدارا و همینطور خبرنگارا میتونستن برن
بنده و بان بن برای تهیه گزارش رفتیم داخل
حالاااااااااااااااا
وقتی رقص شروع شد دیدم سارا داره با یه پسری اونور یه رقص عاشقانه میره
حالا بان بن دوربینو زوم کرد دیدیم بعلههههه ویلیامه
همون موقع نور افکنی و اینا بود یه عکسی گرفتم ازشون ک نگو
یعنی من و بان بن فقط از خندهد غش نکردیم
ولی خدایی یجور نگاه می کردن انگار میخوان وسط مهمونی ماچ کنن
بعدش شاهزاده ادموند غیرتش زد بالا سیارارو از ویل گرفت یه زبونکم انداخت
خلاصه خیلی باحال بود جاتون خالی
یه مهمونی دیگه هم هست اونیکی اگه بخواین براتون پارتی بگیرم بریم
(پ.ن:ادیتم بهتر شدع؟)



دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:03 ب.ظ

شبتون به خیر

شنبه 30 اردیبهشت 1396 11:48 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
خب دیگه وبلاگ فعلا تعطیله
اویوسامی
خوابای خوب ببینید



دیدگاه : ..........
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 11:48 ب.ظ

عررررررررررررررررررررررررر بازدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:33 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلااااام
عکسو ببینیدمتوجه شییییییییییییییییییین

دارم قر میددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم



دیدگاه : یارو میایه دل دارو میایهههه
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:35 ب.ظ

*elements fullout*قسمت دوم

شنبه 30 اردیبهشت 1396 04:56 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥


بدوووووو

دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 06:20 ب.ظ

صندلی داغ با لیوای افتن

جمعه 29 اردیبهشت 1396 08:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام بر همگیییییییییییییی
امروز لیوای جان سر و مر و گنده نشسته جلوتون
هر سوالی میخواین ازش بپرسین
لیوای:خب بپرسیییین



دیدگاه : بپررررررررررررررررررس
آخرین ویرایش: جمعه 29 اردیبهشت 1396 08:42 ب.ظ

نظر نمیدید؟=|

جمعه 29 اردیبهشت 1396 03:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*elements fullout*قسمت اول

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 01:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥

ببخشید اگع اولش یکم مسخرس
راه بهتری برای توصیف تغیرات نداشتم

میخوای بخونی بیا

دیدگاه : بدو
آخرین ویرایش: جمعه 29 اردیبهشت 1396 01:11 ب.ظ

سقوط المنت ها )اخبار(elements fullout

چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 03:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلااااااااام
تاریخ عوض شد
10خرداد در انتظار باشید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 05:01 ب.ظ

سقوط المنت ها elements fullout

سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:59 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥


سلااااااااااام
همونطور که بیشترتون توی ایستر اگ حدث زده بودید یه سری دیگه هم از فالوت میدم بیرون
حالا این سری درباره چیع؟
هفت پَر(هفت الهه اصلی) توسط یه ناشناس دزدیده شدن و از قدرتشون داره در راه شر استفاده میشه،حال وضیفه لیوای(جایگزین الهه یین و یانگ)اینه که به کمک دوستاش الهه هارو نجات بدن،ولی به همین آسونی ها هم نیست.....
ژانر:طنز-عاشقانه-اکشن-هیجانی
تاریخ انتشار اولین قسمت:سیزده خرداد 1396
-----
خب ایستر اگ میزارم،تریلر هم میزارم
ولی داستان اصلیو مجبورم 13 خرداد بزارم
نظرتون درباره این سری چیه؟



دیدگاه : نظر بدید
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 06:40 ب.ظ

برگشتن به آغوش گرم خانواده

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♥only siara afton in the world♥
سلام
میدونم میگید چرا داری گریه می کنی....اون عکسه که دیده بودم واقعا خانوادم بودن
امروز رفتم قلعه..........البته پنت هاوس بود بهش می گفتن قلعه
برین اداممه مفصل براتون تعریف کنم

عررر T--T

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 11:28 ق.ظ



تعدادکل صفحات : 19 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...