دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت* - *elements fullout :elements betrayed* قسمت 12
fnamg

*elements fullout :elements betrayed* قسمت 12

جمعه 19 خرداد 1396 04:10 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
اینم قسمت دوازده
برین ادامه
____________
لیوای نفس نفس میزد،یهو سر لیوای گیج میره،انگار قبلا اینجا بوده،توی همین حالت
لیوای وایمیسه:چه اتفاقی داره میوفته
لیوای یاد خواباش میوفته....خوابی که توی یه قلعه بود و ال دنبالش بود
لیوای از شدت سر گیجه میخواست بالا بیاره ولی جلوی دهنشو گرفت
لیوای:بوق
لیوای ته راهرو می رسه،میره توی اتاق و توی کمد قایم میشه
لیوای:آروم باش لیوای...به خاطر رزا...ایانو...بچه ها...آروم باش
ال درو با یه لگد محکم باز کرد
ال شمشیر به دست توی اتاق می گشت:کجایی؟؟؟
لیوای آروم نفس نفس میزد:هه ههه
ال:میدونم همین دور و بری
یهو سکوت حکم فرما شد
لیوای:ویییییییعنی رفته؟
یهو یه جفت چشم سبز لجنی کم رنگ از لای دریچه های کمد به لیوای نگاه کرد،چشما شدیدا برق میزد
لیوای:عرر
 ال در کمدو باز کرد و یه دستمال جلوی دهن لیوای گرفت:هااااااااااااا
لیوای:یبایطفلدطثغقیفزبعغرلهتنمک
چشمای لیوای داشت کم کم سیاهی می رفت
ال:درستهبخواب
چشمای لیوای کامل بسته شد
----------
لیوای:آخ سرم...چر هیچی نمیبینم؟؟
لیوای خواست تکون بخوره...منتها دست و پاشو به صندلی بسته بودن
لیوای:من کجام؟کسی هست؟
ملکه طلایی وارد اتاق میشه:خب خب ببین چی داریم...این لیوای افتن معروف نیست؟تو تنها امید بشریتی....و حالا دست منی
لیوای:سعی نکن منو گیج کنی....من ماجرارو می دونم
.....تو آرورای آینه هستی
ملکه طلایی:آفرین پسر باهوشولی میدونی کجاشو اشتباه کردی؟
من مال یه بعد دیگم
لیوای:میتونم حدث بزنم چه بعدی.....
ملکه طلایی روی شونه لیوای دست گذاشت:من اهل بعد بعد فالوت فازبرم
میدونی اونجا کجاست؟
لیوای:جاییه که من و دوستام توش مردیم
ملکه طلایی:دقیقاااجایی که شما وجود ندارین
تو به بچه ها می فهمونی که جاسوس نیستیولی اونا گوش نمیدنچقدر بیچاره
لیوای:ولی لیوای اون بعد خوشحال بود که کنار دوستاش مردهمنم ترجیح میدم کنار دوستام بمیرم تا اینکه بدونشون زندگی کنم
ملکه طلایی:آه تحت تاثیر قرار گرفتمقبل از اینکه بفرستمت اون بعد تصمیم دارم بزارم آخرین حرفاتو برای رزابلا ضبط کنیمن از اتاق میرم بیرون حالم از این لوس بازیا به هم می خوره*دکمه استارت دوربینو می زنه و از اتاق میره بیرون*
-------
ایانو:کربین میتونی اثر لیوایو بگیری؟
کربین توی لپتاپش گشت:هیچی ازش نیست
یهو یه سی دی از پنجره میوفته داخل
ایانو:منو نگاه کنید
کربین سی دی رو توی لپتاپش می زنه
لیوای توی فیلم بود،چشماشو با پارچه بسته بودن،خودشو هم به صندلی بسته بودن
رزابلا:لیواییی
لیوای:سلام رزا...اگه این ویدیورو می بینی یعنی.....ملکه طلایی به قولش عمل کرده.....الهه هارو گرفتن...سپیتار گرفتن...ماریو گرفتن...مارتینو گرفتن....منم گرفتن....
ایانو:همه رو گرفتن
لیوای:خب...حالا که دیگه نمیبینمت..میخوام بگم که همیشه بیشتر یه دوست بودی برام...حتی بیشتر یه خواهر....ولی ایانو برام مثل یه خواهر بود،بهش بگو......
ایانو:توهم مثل یه برادر بودی
لیوای شروع کرد گفتن چنتا چیز نا مفهوم:مشاب اجنوا منم دیاش،ینک یم وراه
اجنوا،نک زاب ربزاف تولاف دعب هب لاتپر هی ونایا
ایانو:چی؟
یهو لیوای سکوت کرد.....اشکاش سرازیر شد و شروع کرد هق هق کردن
لیوای:هق هق...ت..تو تنها امید بشریت هستی...تو و ایانو و کربین تنها امیدای بشریت هستین

رزابلا دستشو روی دهنش می زاره:نهههه
ویدیو برفکی میشه
کربین:یعنی فقط ما سه تا موندیم؟
ایانو:فکر کنماگه بلد بودیم از تلفن الهه ها استفاده کنیم میتونستیم به الهه های بقیه استانا زنگ بزنیم و کمک بخوایم
رزابلا با لحنی کمی خشک:بر می گردیم....قوی تر بر می گردیم....بهتر بر می گردیم...
__________
اینم قسمت دوازدهم و پایان خیانت المنت ها
برای اینکه سوپرایزارو ببینید پنجتا نظر ناقابل بدید
فعلا من برم یکم تریلر بسازم،اگه بدونید منظورم چیه



دیدگاه : نفر نظر دادن،توهم نظر بده
آخرین ویرایش: جمعه 19 خرداد 1396 04:53 ب.ظ