دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت* - یه چیز دیگه درباره لیوای که عمرا میدونستید
fnamg

یه چیز دیگه درباره لیوای که عمرا میدونستید

شنبه 20 خرداد 1396 01:00 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلام
دقت کرده بودید که رفتار لیوای خیلی بچگونه و دخترونه بوده؟
میتونیم توی فالوت تایم لاین یه استثنا قائل شیم چون واقعا بچست
ولی المنتس فالوت و المنتس بترید(خیانت المنتا)....دیگه بیست و هفت سالشه!سن ازدواج!
لیوای خیلی رفتارایی می کنه که از یه بزرگسال بعیده
مثلا توی المنتس فالوت دیدیم که داشت ایکس باکس بازی می کرد
الان میگین مگه ایکس باکس چشه؟

مهم خود ایکس باکس نیست،مهم بازی ایه که داشت میکرد

من توی داستان نگفتم...ولی داشت گربه چکمه پوش بازی می کرد
بازی کردنش برای یه پسر 27 ساله زشت نیست؟

درضمن...توی همین خیانت المنت های خودمونم این رفتارا مشاهده میشه

توی قسمت دوم لیوای داد می زنه و مثل بچه های سیزده ساله به ایانو اشاره می کنه(لیوای دستشو تکون میده:ایانوووو این طرف)
توی قسمت چهارم وقتی ایانو به لیوای یه کتک می زنه تا بیدارش کنه لیوای خیلی دخترونه رفتار می کنه(
لیوای جای کشیده ایانو رو گرفت:اروم تر بزن وحشی)
هنوز مدرک بیارم؟وللش پست زیادی شلوغ میشه

خب الان میخوام حقیقتو براتون فاش کنم
لیوای مثل یه پسر سیزده ساله رفتار می کنه




























چون واقعا هست
شاید الان یه عده ای بیان بگن غیر ممکنه و این حرفالطفا ادامه رو تا آخر بخونین ماجرا رو می گیرین
----------------
آخر قسمت دو رو یادتون هست؟
نیست؟پس براتون می خونم
صدای خنده و بازی بچه ها میومد
-از اینورررر
+نزارین در رههه
کاتانا(الهه خاک بعد از اد)چشماشو مالوند:موش کوره که گرفته بودم در رفت
الکساندر(الهه باد بعد از وینسنت):کاتانا-کون گریه نکنبازم می گیریمش
لیوای(که اینجا سیزده ساله بود):مفتو پاک کنالهه یین و یانگ برات می گیرتش*و به سمت موش کور می دوه*
-لیواییی؟؟تو اینجایی؟؟
لیوای به سمت صدا بر می گرده...مربیش بود
الکساندر دست کاتانا رو گرفت:کاتانا-کون بیا بریم
کاتانا و الکساندر اونور دویدن
مربی:برو توی اتاقت و تمریناتو بکن
لیوای:چرا وقتی من دارم تمرین می کنم الکساندر و کاتانا بازی می کنن؟؟
مربی:به خاطر اینکه اونا مثل تو نیستن
لیوای:نمیخوام تمرین کنممیخوام بیشتر بازی...
مربی بلند داد می زنه:چند دفه برات توضیح بدم؟؟؟؟تو الهه ی منجی هستییی
حالا برام توضیح بده که باید چیکار کنی؟
لیوای کلشو انداخت پایین:باید بهتر از بقیه الهه ها باشم و تمام مهارت ها رو بلد باشم
مربی:و گرنه؟؟
لیوای:دیگه الهه منجی نیستم
.....و ته سیاه چال تاریک تنها میشم......
مربی:آفرین پسر خوبالهه ای که تمرین هاشو نکنه تا ابد توی سیاه چاله تاریک و ترسناک می مونهجایی که هیچکی نمیتونه کمکش کنهحالا برو تو اتاقتت

لیوای به سمت اتاقش دوید

یکم بیشتر به دیالوگ لیوای دقت کنین
لیوای:چرا وقتی من دارم تمرین می کنم الکساندر و کاتانا بازی می کنن؟؟
این بچه به اندازه کافی بچگی نکرده
وقتی سیزده سالش بوده وقت خیییلی کمی برای بازی کردن و یاد گرفتم مهارت های اجتماعی داشته و مجبور بوده که تمرین کنه الهه منجی بشه
یعنی وقتی بزرگ شده تازه بعضی مهارت های اجتماعی اون سنو یاد می گیره

الان میگین چرا لیوایو اینطوری درست کردی؟چرا اینقدر بدبختش کردی؟
جوابم ی هچیز سادست:
تا بهتون یاد بدم حتی کسایی که به نظر کاملن کامل نیستن
مثلا سیارا کاملترین الهست...ولی بعضی اوقات فحش میده
(زهر خر کره مار)
لیوای قرار بوده الهه ای بشه که بهتر از الهه یین و یانگه...ولی این رفتار بچگونه رو از خودش نشون میده
حتی توی دنیای خیالی هم هیچکی کامل نیست
آخرش یه ایرادی توش پیدا میشه
اینم یه چیزی که نمیدونستید
دست خالیم نرفتیدا یه چیزی گیرتون اومد
یکم گیجتون کردم ولی امیدوار ممفهومو بفهمین



دیدگاه : چیزی فهمیدی
آخرین ویرایش: شنبه 20 خرداد 1396 01:31 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30