دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت* - خلاصه کل چهار سری تا الان
fnamg

خلاصه کل چهار سری تا الان

دوشنبه 12 تیر 1396 12:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ~fullouted girl~
سلاااام
یه عده ایتون که تازه اومدید وبلاگ ممکنه ندونید ماجرای فالوت تایم لاین و فازبر و....چیه یا داستانو نخونده باشید
حالا براتون یه خلاصه از کل این چهار سری که گزاشتم اوردم
کل داستان حد اقل سی و دو قسمته وقت نمیکنین همشو یه روزه بخونین
----
فالوت فازبر
پدر سپیتا(فاکسی)توی ارتش بود و شهید شد،حالا سپیتا و خواهرش ماری و برادرش لمونی و دوستاش باید در مقابل با لشکر لیوای بلوگای بجنگن
وسط داستان طی یه سری اتفاقات بلوگای به دو نیمه خوب(لیوای) و بد (آیول) تبدیل میشه و همچنین می فهمیم که لیوای بی گناه بود و مقصر اصلیش نیمه بدش آیول بوده
آخر این سری یه جنگ بزرگ میشه که همه توش می میرن
همه جز ماری....
-------
فالوت تایم لاین
ماری می بینه که دوستاش مردن و لشکر آیول داره به شهرشون حمله می کنه،در همین جست و جو خودشو توی گذشته می بینه،الهه یین و یانگ و الهه زمان از ماری خواستن که مانع تبدیل لیوای به بلوگای شه
در حین این جست و جو می فهمه که لیوای توسط پدرش ویلیام(الهه آب سابق و همینطور بلوگای) تسخیر میشده و تمرین قتل و کشتار می کرده
بلوگای الهه یین و یانگ(که معلوم میشه همون ساراست) رو شصت و شوی مغزی میده...قدرت هفت عنصرو می گیره و با الهه های اصلی می جنگه
آخرش هم حافظه سارا و بر میگردونن و اینطوری قدرت سارا*سیارای قدیمی* بر میگرده و با بلوگای می جنگه
و معلوم میشه خود بلوگای هم تسخیر شده بوده(میدونم پیچیدست ولی توی نیهونی اینطوریه)...ماری با قدرتی که الهه یین و یانگ موقتا بهش داده بود روح رو از بلوگای جدا میکنه و بلوگای میشه همین ویلیامی که الان میشناسیم
و وقتی این اتفاق افتاد همه چی در آینده درست شد
توی این سری معلوم میشه که لیوای قدرت آب رو نداره و قدرت یین و یانگ رو داره و همون الهه منجیه
(پ.ن:الهه منجی الهه ایه که قراره توی مصیب الهی همرو نجات بده)
-----
المنتس فالوت
یه روز عادیه،هرکدوم از بچه های ارتش یه شغل دیگه دارن،ولی متاسفانه همچی توی داستانای من رنگین کمون و خوشحالی نیست
لیوای به وسیله روح سیاه میفهمه که الهه ها دزدیده شدن و یکی داره از قدرتاشون استفاده می کنه،حالا وظیفه اون و دوستاشه که اونارو نجات بدن

توی این ماجرا الهه های جدیدی به نام های رزابلا(الهه آب) و ایانو(الهه کهکشان) آشنا میشیم
به طور مرموزی الهه زمان(آرورا که توی سری قبلی راتا نامیده میشد) دزدیده نشده و میتونه کمی اطلاعات بده...البته چند روز بعد الهه زمان هم به دست همون آدما دزدیده میشه
توی این ماجرا میفهمیم که یکی از آدم رباها کربین(پسر ناتنی سیارا)بود که چند سالی میشد مفقود الاثر شده
هم چنین یکی دیگه از آدم ربا ها ال یا همون لمونی(پسر ناتنی آرورا) بوده
در اواخر  داستان کربین آدم خوبی میشه...الهه ها نجات پیدا می کنن و ال به زندان الهه ها میره
ولی افسوس که دیواره های زندان قابلیت کنترل الو ندارن
همه چی به خوبی و خوشی پیش میره تا اینکه هفته کاسپلی می رسه
ال و ملکه طلایی
(کسی که همه بدبختی ها زیر سرشه) به فستیوال کاسپلی میرن و المنتس فالوت(اسلحه هایی که بیشتر قدرت الهه ها توی اون وجود داره9 رو می دزدن
توی این جریان می فهمیم که آرورا همون ملکه طلایی بوده
-------
المنتس فالوت:خیانت المنت ها
ال دوباره مرحله به مرحله الهه هارو می دزده  و جوری کارو انجام میده که مقصر اد(الهه خاک) به نظر برسه
توی این سری می فهمیم آرورایی که توی المنتس فالوت بوده یه نسخه دیگه از آرورای اصلی بوده و آرورای اصلی توی یه بعد دیگه همراه الهه های گیر کرده
هم چنین با نیمه عهای دیگه ای از الهه های آشنا میشیم که بهشون میگیم آنتی المنت ها
حالا که عناصر دزدیده شدن لیوای گروهشو جمع می کنه تا با ال بجنگن ولی...خودشون گیر می کنن....
حالا تنها نجات یافته ها و تنها امید های بشریت ایانو........رزابلا........و کربینن
------
خیلی سعی کردم خلاصش کنم
نظر بدید رفتم کل داستانو از اول خوندم که اینقدر خلاصه شد



دیدگاه : نظررررررررررررررررر
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 02:06 ب.ظ