دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

اسکرول بار

*رستوران ماری گرل دی پاپت* - زندگینامه ساندرا
fnamg

زندگینامه ساندرا

شنبه 17 تیر 1396 02:55 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔
سلام.
زندگینامه ساندرا رو اوردم + موهاش رو عوض کردم.
این عکس جدید( فکر کنم دیگه بدونید که من حوصله ادیت کردن ندارم :| ) :

خب زندگینامه:
ساندرا بچه اولی خانوادس و 2 سال از سیلن بزرگ تره یعنی سیلن 17 سالشه.
با خانوادش زندگی خیلی عالی ای توی پنت هاوس بزرگی داره (خوش به حالش :|)
تا اینکه یهو پدرش کاسپر شب برنمیگرده. 
همه خانواده نگران میشن.
چند روز منتظر میمونن اما انگار کاسپر آب شده رفته تو زمین.
یه روز که سان میره سوپر مارکت می بینه فروشنده نیست.
-ببخشید! کسی اینجا نیست؟
که یهو یه خانم از زیر میز (میزه دیگه؟) میاد بیرون.
کیسه خرید از دست ساندرا میوفته.
چون اون خانومه پرواز میکنه میره بالا (من اینقدر تخیلی هستم:))
خانومه به سان نزدیک میشه.
سان میخواد بره عقب اما نمیتونه.
خانومه میگه: نترس مگه کتاب داستان نمی خونی؟
ساندرا دستشو بالای سر خانومه تکون میده تا شاید نخی چیزی پیدا کنه
خانومه میره عقب: ها ها ها ها من واقعا دارم پرواز میکنم. تو هم به زودی می کنی.
ساندرا: چی؟
خانومه: من لیساندرا هستم (کلا من اینجور اسما رو خیلی دوست دارم).
میتونی بهم لیسی بگی. من کلانتر میدان 40 تو خلا 27 هستم.
سان: چی چی؟
لیساندرا: حالا برات توضیح میدم. گزارش شده ی اختلالاتی توی قفس 905 رخ داده.
بگو ببینم بابات خونس؟
سان: نه. خیلی وقته نیستش. از 4 روز پیش.
لیساندرا: خب حالا مطمئن شدم. کاسپر به دلیل چیزی که بعدا بررسیش می کنم رفته اونجا و خب...
ساندرا: چی؟؟؟
لیسی: خلا 27 مخصوص دیوونه هاست. به خاطر همین خطرناکه که...
سان: چیییییی؟؟؟؟؟ سکته مغزی!!! سکته مغزی!!! بیبو بیبو! سکته مغزی!! دیوونه!
لیسی: فکر کنم قاطی کرد.
...
خب برا ادامه یک نظر
میخواستم همه رو یجا بگم ولی دستم خسته شد.
خب خدافظ.





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 17 تیر 1396 03:20 ب.ظ