*and all the kids cryed out *pleas stop your scarying me

ادامه زندگی ساندرا

سه شنبه 20 تیر 1396 03:29 ب.ظ

نویسنده : ♔Violet forever♔SandrA♔SunnY MitAnI♔
سلام.
ادامه داستان رو اوردم.
ببخشید پست نزاشتم.
آخه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه ها میرم مدرسه :|
بله شما میشینید تو خونه ما میریم مدرسه :|
امروز هم پیش تکرار می کنم پیش انتخاب رشته داشتیم من زدم زیست :|
اینقدر بدم میاد نمی تونم همه رو با هم بزنم :|
میخواستم یه هفت هشتایی رو با هم می نوشتم ولی نمیشد :|
...
ساندرا: بیبو بییو دیوونه سکته مغزی!
لیسی: فکر کنم قاطی کرده. بزار ببرمش پایگاه.
بلندشد و سان رو برداشت(عجب زوری داره :|)
سان: پای! پای! گاه پای! سکته مغزی!
لیسی: چرا این مدلی می کنه ؟؟
سان: مدل! این! مدلی !
لیسی: خوب رسیدیم.
سان: دیدیم! رسیدیم! سیدیم!
لیسی: میزاری بزارمت رو تخت؟!!!!
سان: اخت! تخت! مخت!
لیساندرا دویید و زود یه آمپول آرام بخش بهش زد.
....
سان: چی شده؟ اینجا کجاست؟
لیسی: هیچی فقط بابات رفته دیوونه خونه.
سان: آهان یادم اومد خب حالا باید چیکار کنیم؟
لیسی: چرا ایندفعه قاطی نکردی؟
سان: راجب چی داری حرف میزنی؟
لیسی: هیچی. خب باید با دوستان هماهنگ کنم تو رو با 3 نفر دیگه + خودم بفرستیم قفس 905 میدان 40 خلا 27.
ساندرا: چرا سه نفر دیگه؟
لیسی: قانونشه. تو خلا ها زیاد ازین چیزا پیش میاد.
سان: نگفتی خلا و اینا چیه؟
لیسی: خب... خلا ها یه سری دنیای مینیاتوری هستن که معمولا زندانن یا بیمارستان یا تیمارستان که دقیقا 1001 هستن ولی از 0 تا 1000 شماره گذاری میشن. هرچی شماره خلا به 0 نزدیک تر میشه اون خلا خطرناک تر بدتر و وحشتناک تر میشه.
تو هر خلا 1000 میدونه که هر چی به 0 نزدیک میشه بدتر میشه.
تو هر میدان 1000 فقسه که هر چی به 1000 نزدیک تر میشه بد تر میشه.
البته خلا های 600 به بالا مسکونی هستن و این قوانین شاملشون نمیشه.
سان: چه قدر باحال! حالا پدر من وضعیتش خوبه.
لیسی: اممم.. نه.
سان: وای حالا چیکار کنیم؟
لیسی: باید 3 نفر جور کنیم که خیلی بهت نزدیک باشن.
لیسی: آدرسی یا فامیل دوستی؟
لیسی: فامیلی دوستی. بزار ببینم چی داریم.
دور دستش یه چیزای صورتی میاد و چشماش رو هم می بنده.
لیسی: میندی اجازه وورد نداره. اممم... برادرت سیلن برا ماموریت عالیه.
سان: چی؟ اون که خیلی کوچیکه.
لیسی: نه اون کاملا مناسبه. نزدیک ترین کس اول مادر و پدر بعد خواهر برادر بعد دوست صمیمی...
دوست صمیمی نداری.
سان: نه.
لیسی: خب بعد ام... آهان! هر هر هر هر هر هر هر!
سان: چیشده بگو ما هم بخندیم؟
لیسی: هیچی هر هر هر هر هر! خب بعدی هکتور هم خیلی خوبه.
سان: هکتور؟
لیسی: آره لا لا لا لا با آریادنه و هکتور خیلی دوستین نه؟
سان: آره.
لیسی: خب تکمیل شد. پیش به سوی سیلن!
سان: وایسا!
...
دستم پوکید :|
برا ادامه هیچ نظر



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 20 تیر 1396 04:01 ب.ظ