*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

[mmd×elements] مایکل و ویل

سلاااام
بلاخره بعد کلی تونستم بسازمشوننن(پ.ن:در واقع منیپشون کنم)

نگاشون کنینننن*-----*
به طرز فبیولسانه ای جذابن*--*
و اینجا خیییلی شبیه هم شدن=|
دارم یه انیمیشن هم ازشون میسازم


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 25 مهر 1396-07:36 ب.ظ
=))))() 

リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
چهارشنبه 22 آذر 1396 04:28 ب.ظ
چی میگی تو مدرسه بازی احضار مایکل را انداختم تمام وسایل های بنفش جمع می کنم بعد می گیم ای مایکل ای نمیرفاتلین بیدار شو مدرسا از باشگاه دوستم فلششو داد همه اهنگ های اهل بوق بود هر اهنگی پلی میشد قهقه می زدیدم بعدش گفتم نمیرالقاتلین با گوش دادن ب این اهنگ ها خودکشی کرد
بعد عروسک مایکل که ساخته خودم رو داشتم از پنجره انداختم پایین بعدش دو نفرم پایین بود که بگیرنش
از زبون مایکل عروسکی:اخرشم سینگل ب گور شدیم
بعد پرتش کردم بعد کیانا :مایکل مرد
بقیه بچه ها :صلوات:/
بعد همه:الله حم......:/
منم اب قمقم برداشتم رو خودم ریختم مثل دارم گریه می کنم:/
ی وعضی بود سر کلاس هنرم بودیم و معلم هنرمونم بود
معلم هنرمون خواست انیمه ببینه میفهمی انیمه امروزی اونم منو کیانا تو سر خودمون می زدیم چی بگیم ببینه که خوب باشه:/
پاسخ adrian___sa :
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
چهارشنبه 22 آذر 1396 04:07 ب.ظ
با این ادیتوره:/
پاسخ adrian___sa : د هلللل=||||||||||
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 21 آذر 1396 06:42 ب.ظ
ولی ی تواب خیلی بعد دیدم خواب دیدم مایکل ازدواج کرده باور کن من تو مدرسه *کلمو زدن تو دیوار* و تکرار کردن چرا مایکل چرا اون:/
پاسخ adrian___sa : با کی؟؟؟؟=||||||||||
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 21 آذر 1396 06:40 ب.ظ
سینگل به گورش نشنیده بودیم که شنیدیم
پاسخ adrian___sa :
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 26 آبان 1396 09:33 ب.ظ
حالا این که چیزی نیس چند روز پیش دوتا پسر دایی های کوچولم با پسر خاله دختر خالم دور هم جمع شدیم بعد عکس مایکل گذاشتیم وسط چراغم خاموش کردم همه می گفتیم:مایکل مایکل مایکل مایکل مایک:////
بعد سینه می زدیم:/
بعد دختر خالم شروع کرد خوندن:مایکل کجای نمی دونم چی بعدش یدفعه بین پسر دای هام دعوا شد برق روشن کردیم بعد من داشتم فیلم می گرفنم می گفتم:اینا بدخواهن مایکل هستن:|
تا اینکه دعوا وحشیانه شد از اونجا که بچه های فامیل منو پادشاه صدا می کنن نشستم فرمان دادم که از هم جدا شن بعد یکی از اون بچه هارو انداختم زیر میز تا یاد بگیره وسط مراسم مایکل دعوا راه ندازه:/
پاسخ adrian___sa : بابا مایکل اونقدر چیز خاصی نیستا=|
بعلاوه اینکه میخوام سینگل به گورش کنم
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
پنجشنبه 18 آبان 1396 09:36 ب.ظ
به مامانم عکس رو نشون دادم گفتم کودم خوشگل تره میگه ابیه
پ.ن:پسر خالم دختر خالم دیگه فهمیدن مایکل کودم خریه:|
دختر خالم وقتی داشتم از مایکل ارت می کشیدم گفت این کیه براش توضیح دادم
پسر خالمم که هشت سالش بیشتر نیس و عاشق بکش بکش بهش مایکل معرفی کردم بعد دختر خالم اومد گفت اوسیش عاشقش حالا هروقت منو میبینه میگه اوسیت عاشق خوب کسی شدع....:|
پاسخ adrian___sa : واااو=|
♫..Hermione..♫
پنجشنبه 27 مهر 1396 02:07 ب.ظ
وعععععععععع *-*
پاسخ adrian___sa : خوبن؟
کشمش
چهارشنبه 26 مهر 1396 05:28 ب.ظ
عالیه خدایی
پاسخ adrian___sa : ممنون کشمش جان:)
...SunnY MitAnI...
چهارشنبه 26 مهر 1396 02:50 ب.ظ
باحال شده
اقا نمیشه ویدیوشو نزاری
پاسخ adrian___sa : گذاشتمش دیگه توی پست بعدیه
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 25 مهر 1396 09:58 ب.ظ
مایکل فک کنم داره قر می ده
پاسخ adrian___sa : بابا ژست جذاب گرفته
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 25 مهر 1396 08:00 ب.ظ
باش:/
پاسخ adrian___sa :
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 25 مهر 1396 07:27 ب.ظ
اخه ناتنی هستن:/
پاسخ adrian___sa : نگا....نه ناتنین نه تنی....حالا داستان زندگیشونو گذاشتم میفهمی
Cr♛AzY TOm♛BoY
سه شنبه 25 مهر 1396 07:20 ب.ظ
عالین*^
پاسخ adrian___sa : ممنان
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 25 مهر 1396 06:45 ب.ظ
انگار یکشون اومدی رنگ کردی ماشلا چشم نخورن:/
پاسخ adrian___sa : دو قلوعن دیگه
Cr♛AzY TOm♛BoY
سه شنبه 25 مهر 1396 06:43 ب.ظ
وعععع ژست هاشون*^*
پاسخ adrian___sa : خوب شدن؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر