*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ضدحال :|

سلام.
خوبید؟؟؟؟
وایییی یعنی من عاشق چارلوتمممم 
چرا این اینقدر خوبه ؟ :|
واییی هی میخوام اتک آن تایتان رو ببینم نمیشه :|
وایییی هی میخوام کتاب بخونم وقتم رو چیزای دیگه می پره :|
وایییی هی میخوام یه نقاشی درست حسابی بکشم اصلا حوصلم نمی گیره :|
می بینید همه کارو با هم می کنم به هیچ کدوم نمیرسم :|
فعلا که درگیر چارلوت بودم همین الان آخریشم دیدم :|
حالا برم سر اصل مطلب.
امروز سر صبحگاه یهو گفتند میخوایم تولد همه کسایی رو که آبان تولدشونه رو تبریک بگیم.
یهو منم: جیییییغ هورررررا دسسسسسست
اونا: اونایی که میخونم بیان بالا. فلانی.
من: هووووووووووووراااااااااا
اونا: فلانلان فلانی زاده.
من: دسسسسسسسسسسست
اونا: فلانه میر فلانی.
من: جیییییغغغغ
اونا: و بقیه اینایی که میخونم :....
من: هووووووووووورررررررا
اونا: تموم شد.
من: :|.
من(خطاب به دور و بریا): منو صدا نکرد؟
دور و بریا: نه.
من: ضدحالا. خیلی ضد حالین. ضدحال به توان هزار.
آقا منم امروز تولدم بود :|
یعنی از بین همه اینایی که گفت یه نفرشونم 4 آبان نبود :|
حالا فهمیدم ملانی تو پیتی پارتی چه حسی داشت :|
im_laughing_im_crying#
یعنی میخندیدم و تو دلم گریه می کردم :|
آقا من این همه خوشحال شدم هورا الان کل مدرسه می فهمن :|
خلاصه همین دیگه :|
وایسا یه چیر دیگه.
ما یه همکلاسی داریم اینقدر میخندددددددددههههه.
من فکر می کردم من از همه بیشتر می خندم ولی این خط قرمزو رد کرده :|
داشت می خندید و راه می رفت گفتم بهش: تا حالا باحال تر از خودم ندیده بودم که دیدم.
میخواستم بهش بگم تا حالا خندون تر از خودم ندیده بودم :|
نمی دونم چرا این از دهنم در اومد:|
اولش گفتم بعد به فرق اینکه اون جمله اصلی رو گفتم لبخند زدم.
اونم لبخند زد.
بعد دیدم نه من اصلا یه چیز دیگه گفتم یه خنده ی کوتاه کردم به خاطر اینکه اونی می خواستم رو نگفتم.
اونم انگار متوجه شده بود یکم خندید.
بعد یهو دیدم چه چیز باحالی هم گفتم یهو زدم زیر قهقهه.
اونم انگار تازه فهمیده بود من چی گفتم یهو کل کلاسو رو سرمون گذاشتیم.
وای چه گیراییمون پایین بود :|
حالا بسه دیگه.
خدافظ :)))))))


نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
پنجشنبه 4 آبان 1396-07:05 ب.ظ
نظرات() 

Cr♛AzY TOm♛BoY
جمعه 5 آبان 1396 06:43 ب.ظ
راستی جودی دمدمی خوندی؟
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : اره مگه نگفتم کرم کتابم
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 5 آبان 1396 11:11 ق.ظ
این اتفاق ها زیاد برام افتاده:|....تولدت مبببااارررککککک^^
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : اوه :|
ممنون
Cr♛AzY TOm♛BoY
جمعه 5 آبان 1396 08:06 ق.ظ
ولی خدایی خییییییللیییییییی ضد حال بودن=|
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : خیلی :|
........√Tila Dagger√........
پنجشنبه 4 آبان 1396 11:19 ب.ظ
ایولااااا تولدت مبارکککککککامروز تولد یکی از دوستای منم بود
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : ممنون
عه؟
pani
پنجشنبه 4 آبان 1396 10:36 ب.ظ
ایولللل پرچم آبانیا بالاااس
مبارکهههه
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : بلی
ممنوننن
♫..Hermione..♫
پنجشنبه 4 آبان 1396 07:33 ب.ظ
مباررررررررررررررررررررکه البته تا حالا تبریک گفتم نه؟ :/
زاستی چهارشنبه چی شد ؟
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : بله
تو دایرکت پرسیدم مامان تو اجازه میده تنها بیای؟
وگرنه مامان من که میزاره
Cr♛AzY TOm♛BoY
پنجشنبه 4 آبان 1396 06:57 ب.ظ
اره چارلوت قشنگه^^
ولی اتکو حتمااااا ببین:)))
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : چشم
fallouted girl
پنجشنبه 4 آبان 1396 06:52 ب.ظ
هپی مپیییی*----*
ایشالا x-(3565165×8438835) ساله شی
پاسخ ♔Sun._.nY♔ : ممنون
کربین بیا اینو حل کن لطفا :|
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر