تبلیغات
fallout world - هالوین و هفته کاسپلی مبارک+المنت تیل
*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

هالوین و هفته کاسپلی مبارک+المنت تیل

سلام و درود بر بچه های وب
هفته کاسپلیتون مبارکککک
برای تازه عزیزیزایی که نمیدونن هفته کاسپپلی چیه:
هفته کاسپلی یه هفتست که از هالویین شروع میشه و مردم نیهونی خودشونو شبا گریم میکنن
یه اتفاق مهم که توی این هفته میوفته اینه که هم یه ماه سفید پیداست هم یه ماه قرمز!
(در واقع اون قرمزه مریخه که از کنار زمین رد میشه)
خلاصه هفته کاسپلی شروع شده و هم گریم کردیم و اینجور چیزا
به مناسبت هالوین تصمیم گرفتم یه AU از بروبچ به سبک بازی اندرتیل بزارم
هر دفه معرفی چنتا شخصیت و نقششون توی داستان رو میزارم
و یه نکته مهم،اگه مثلا بیرون ایو  یکی خواهر اونیکیه توی ایو دختر عمه یکی دیگست
خب برین ادامه
در روزگار قدیم،انسان ها با هیولا ها در صلح زندگی می کردند
یک روز،جنگ بین این دو حکومت ایجاد شد
انسان ها پیروز شدند و هیولاها را با جادو به اندرگراند تبعید کردند و جلوشون یه دروازه گذاشتن
داستان ما از انجایی شروع شد که ادریان(انسان کوچک) به اشتباه در اندرگراند سقوط می کند
___________
اول باید ملکه و پادشاه اندرگراند رو بهتون معرفی کنم^^
سیارا و ویلیام دریمررررررر

سیارا:اگه به بچم حتی یه انگش هم بخوره خدا شاهده همین نیزتو میکنم تو تخم چشاتتت
ویلیام:چشم چشم به بچه دست نمیزنم
بعله
___داستان___
این دوتا یه پسر تنی به نام لمونی داشتن
روزی که مارتین(اولین انسان) وارد اندرگراند میشه،لمونی پیداش می کنه و نشون مامان باباش میده
مامان باباشم مارتینو به فرزندی قبول می کنن و اون میشه بچه ملکه و پادشاه
یه روز....مارتین مریض میشه زرتی میمیره
لونی روح مارتینو می گیره و از دروازه عبور می کنه تا جسد ادریانو ببره توی گلای روستاشون بزاره
انسانای منگل هم فکر می کنن لمونی مارتینو کشته با نیزه میزنن لمونی رو ناقص می کنن
لمونی با هزار بدبختی بر میگرده خونه اونم زرتی می میره
ویلیام به مردم میگه:(از این به بعد هر انسانی سقوط کرد می کشیمش!اونقدر میکشیم که هفتا روح جمع کنیم،اونوقت دروازه رو میشکونیم و به انسانا حمله می کنیم!)
مردم امیدوار شدن،ولی سیارا با نقشه ویلیام به شدت مخالف بود
به خاطر همین از ویلیام جدا میشه و میره نزدیک جایی که مارتین سقوط کرده بود به هیولاهای فقیر نشین حکومت می کنه
___اخلاق___
سیارا یه زن مهربونه و خیلی خوب از بقیه مواضبت می کنه
و خیییییییییییییلی روی انسان ها حساسه(ننه سیارا از همینجا اومده)
ویلیام برعکس شاهای دیگه خییییلی مهربون و صمیمیه
در حدی که مردم اندرگراند با لقب صداش می زنن(پادشاه مو فرفری-اقای دریمر)
و ایشون همش دنبال سیاراست تا بگه معذرت میخوام بیا پیشم
حتی بارها سعی کرده که دستور اشپزی های سیارا رو تقلید کنه:")
___________
این از این دوتا
تو باز به بچه دست زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ویلیام:نه به جون خودم
پس اون کیه که داری باهاش میجنگی؟؟؟؟
ویلیام:اون چیزه...الفرار*دویدن*
وایسا بینمممممم*پرت کردن اتیش سمتش*پدرسوخته بچه منو میزنی؟؟؟؟بزنمتتت؟؟؟؟
ببخشید من برم پدر اینو در بیارم شما نظر بدین
وایسا بینمممممم


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 12 آبان 1396-12:54 ب.ظ
نظر بدهههه() 

リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 8 دی 1396 09:06 ب.ظ
مایکل کجایی دقیقا کجایی
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 8 دی 1396 09:04 ب.ظ
گلکسی: عجب:/
پاسخ adrian___sa : لیوای:خونه اغا رجب:|
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 06:43 ب.ظ
واییی نابود شدمممم
پاسخ adrian___sa : لیوای:ولی خدایی بعضیاشون خنده دارن
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 06:29 ب.ظ
جین:اوههه تا حالا سوتی دادی؟
پاسخ adrian___sa : لیوای:توی مرداد وسط کنسرت شعر یادم رفت گفتم دسپاسیتو نمیدونم چیچی پوکیتو نمیدونم چی بگم پس میگم پوکیتو....هنوووزم که هنوزه دارن از روش ریمیکس میسازن:||||
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 06:25 ب.ظ
جین:اوهههه...بیشتر بگووووو
پاسخ adrian___sa : لیوای:یه نکته مهم...سوتی نده=|اگه سوتی بدی تا دو ماه سوت می کنن
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 06:19 ب.ظ
جین:اهانننن وای سوال...اگه مثلا من یه پسری رو بغل کنم به بک برنمیهوره؟یا نثلا تو یکی رو بقل کنی به رز بر نمیخوره؟
پاسخ adrian___sa : لیوای:بغل کردن فنتبا بغل کردن عشقت خیلی فرق می کنه،منکه فنامو ماچ(روی گونه)هم کردم ولی رز مانعی نداشت^^
جمعه 8 دی 1396 06:15 ب.ظ
جین:هوم...ولی خو از نظر من فنات باید کسایی باشن که تورو با همون رفتاری که داری دوست داشته باشن نه اینکه تو بخوای بری کارایی کنی که باعث موندن فنات شه..کسی که بخواد بمونه میمونه-_-
پاسخ adrian___sa : لیوای:منظورمو نفهمیدی:| خودت باش کارهایی کن که دوست دارن،مثلا توی استوری ها باهاشون حرف بزن،بغلشون کن کنسرت بزار از اینجور کارا
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 06:12 ب.ظ
جین:اهاااااان
پاسخ adrian___sa : لیوای:باید کارایی کنی که فنات خوششون میاد^^
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 06:04 ب.ظ
جین:البوم جدیدشو که قراره بده زودتر بده...تیموتی رو محل نکنه:
پاسخ adrian___sa : یکی از اداب سلب بودن اینه که به هیترات محل سگم ندی
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 05:36 ب.ظ
جین:هه..مثلا سلبی ها-___-از ادمی که سلب نی چ انتظاری دری؟
پاسخ adrian___sa : لیوای:بزار بهتر بگم...تو چه انتظاراتی از ملانی داری؟
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 04:44 ب.ظ
جین:امم...خب چی دوست دارن؟؟
پاسخ adrian___sa : لیوای:*زدن تو سر خودش*هنوز خیلی چیزا داری که یاد بگیری....
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 04:42 ب.ظ
جین:هن؟منظورم اینه که باید با فنا چیکار کنم-__-
پاسخ adrian___sa : لیوای:خب سادست^^چیزی که دوست دارنو بهشون بده^^
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 04:24 ب.ظ
جین:*باز کردن در*خب باشه امیانه باهات حرف میزنم...خوب برم سر اصل مطلب....با فنات چجوری رفتار میکنی؟؟
پاسخ adrian___sa : لیوای:منظور؟
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 8 دی 1396 03:54 ب.ظ
مایکل بیا که هلوتو کشتن*
پاسخ adrian___sa : یبایلالقبتبلعتا
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 8 دی 1396 03:53 ب.ظ
گلکسی:منم دیجیم:/ پس تک نیستی خواهر:/
پاسخ adrian___sa : -عررر یکی دیگه
*مردم امیستال بیشتر به تو جذب شدن و یه فندوم بوجود اومد به نام گلکسِر
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 03:48 ب.ظ
جین:*در زدن*مستر لیوای افتن..
پاسخ adrian___sa : لیوای:نمیخواد رسمی حرف بزنی فقط بگو لیوایبیا داخل
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:55 ب.ظ
جین:جییغغغغغغ منم معروف شدممممم...برم اداب معروفیت رو از لیوای بپرسممم
پاسخ adrian___sa : لیوای در اتاقش نشسته بود و چت میکرد*
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:52 ب.ظ
جین:عهههه من تکم...ازه عرض کنم خدمتتون که قراره ملکه ی کوروکو هم بشم
پاسخ adrian___sa : -مععع ملکه دیجییی*-*
*خبر در کل کشور پخش شد و یه عده بوجود اومد که به خود می گویند کویینتور ها *
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:49 ب.ظ
جین:اره دخترم...جدا تا حالا ندیدین؟
پاسخ adrian___sa : -همه دیجیای کشور پسرن تا حالا ندیدیم
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:40 ب.ظ
ملتتتتتتت بیاین فن بویم شین:|
پاسخ adrian___sa : -عررر یه دیجی دخترررر
چند نفر دورت جمع شدن*
-تو دیجی ای؟
+عرر تاحالا دیجی دختر ندیده بودم
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:38 ب.ظ
:||||||مگه گیر اوردنیه؟
پاسخ adrian___sa : اره
Cr♛AzY TOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:35 ب.ظ
من فن بوی میخواممممم*^*
پاسخ adrian___sa : برو گیر بیار
Cr♛AzY TOm♛BoY
جمعه 8 دی 1396 02:30 ب.ظ
ایول لیوای لایک داری حال کردم
پاسخ adrian___sa : لیوای:*تعظیم کردن*ممنون ممنون^^
مارتین:من یادش دادم
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
جمعه 8 دی 1396 02:28 ب.ظ
یونیورس:تو هم دیوانه ای ها -___- زدن ی مشت محکم ب دماغ لیوای* و اروم راه رفتن ب سمت جنبش*
م.ن:اوسی ب صاحبش می رود
پاسخ adrian___sa : فن گرلای لیوای:*نصفشون رفتن سراغ لیوای نصف دیگشون هم اومدن یونیورس رو مث خر کتک زدن*
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
پنجشنبه 7 دی 1396 04:22 ب.ظ
الان با گلکسی بود یا یونیورس؟؟؟؟
پاسخ adrian___sa : یونیورس
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 5 دی 1396 11:19 ب.ظ
گلکسی:اه اصلا من رفتم:/
*دور شدن*
یونیورس:ضاحر شدن مثل روح*خیلی الاغی الاغ فن گرل دار:/
پاسخ adrian___sa : لیوای:این چیه زیر لباسم؟^^*نشون دادن انگشت مقدس وسط*او...اووووو.....فاک یو^^
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
دوشنبه 4 دی 1396 11:21 ب.ظ
گلکسی:من مثل بک ضبر ندارم-___-
پاسخ adrian___sa : لیوای:خو نداشته باش:|
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
دوشنبه 4 دی 1396 02:54 ب.ظ
گلکسی:دارید منو عصبانی می کنید-___-
پاسخ adrian___sa : لیوای:مگه تقصیر منه=|||فن گرله خو=|
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
یکشنبه 3 دی 1396 07:55 ب.ظ
گلکسی:تمام سعیتو کن که به خودت دروغ بگی :)
پاسخ adrian___sa : فن گرلای لیوای:*ریختن روت*
لیوای:اغا اراممم=|
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
شنبه 2 دی 1396 11:19 ب.ظ
گلکسی:حتپا اشتباه شندیدی اون موقع از خون می ترسیدم:/
پاسخ adrian___sa : لیوای:عجباااااا:////////حیف ان اکانت سیا دستم نی و گنه اسکرین می گرفتمم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر






نمایش نظرات 1 تا 30