تبلیغات

دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

fallout world - هالوین و هفته کاسپلی مبارک+المنت تیل
*and all the kids cryed out *pleas stop your scarying me

هالوین و هفته کاسپلی مبارک+المنت تیل

جمعه 12 آبان 1396 12:54 ب.ظ

نویسنده : ΔŁŁØỮŦ gΞŘŁ
سلام و درود بر بچه های وب
هفته کاسپلیتون مبارکککک
برای تازه عزیزیزایی که نمیدونن هفته کاسپپلی چیه:
هفته کاسپلی یه هفتست که از هالویین شروع میشه و مردم نیهونی خودشونو شبا گریم میکنن
یه اتفاق مهم که توی این هفته میوفته اینه که هم یه ماه سفید پیداست هم یه ماه قرمز!
(در واقع اون قرمزه مریخه که از کنار زمین رد میشه)
خلاصه هفته کاسپلی شروع شده و هم گریم کردیم و اینجور چیزا
به مناسبت هالوین تصمیم گرفتم یه AU از بروبچ به سبک بازی اندرتیل بزارم
هر دفه معرفی چنتا شخصیت و نقششون توی داستان رو میزارم
و یه نکته مهم،اگه مثلا بیرون ایو  یکی خواهر اونیکیه توی ایو دختر عمه یکی دیگست
خب برین ادامه
در روزگار قدیم،انسان ها با هیولا ها در صلح زندگی می کردند
یک روز،جنگ بین این دو حکومت ایجاد شد
انسان ها پیروز شدند و هیولاها را با جادو به اندرگراند تبعید کردند و جلوشون یه دروازه گذاشتن
داستان ما از انجایی شروع شد که ادریان(انسان کوچک) به اشتباه در اندرگراند سقوط می کند
___________
اول باید ملکه و پادشاه اندرگراند رو بهتون معرفی کنم^^
سیارا و ویلیام دریمررررررر

سیارا:اگه به بچم حتی یه انگش هم بخوره خدا شاهده همین نیزتو میکنم تو تخم چشاتتت
ویلیام:چشم چشم به بچه دست نمیزنم
بعله
___داستان___
این دوتا یه پسر تنی به نام لمونی داشتن
روزی که مارتین(اولین انسان) وارد اندرگراند میشه،لمونی پیداش می کنه و نشون مامان باباش میده
مامان باباشم مارتینو به فرزندی قبول می کنن و اون میشه بچه ملکه و پادشاه
یه روز....مارتین مریض میشه زرتی میمیره
لونی روح مارتینو می گیره و از دروازه عبور می کنه تا جسد ادریانو ببره توی گلای روستاشون بزاره
انسانای منگل هم فکر می کنن لمونی مارتینو کشته با نیزه میزنن لمونی رو ناقص می کنن
لمونی با هزار بدبختی بر میگرده خونه اونم زرتی می میره
ویلیام به مردم میگه:(از این به بعد هر انسانی سقوط کرد می کشیمش!اونقدر میکشیم که هفتا روح جمع کنیم،اونوقت دروازه رو میشکونیم و به انسانا حمله می کنیم!)
مردم امیدوار شدن،ولی سیارا با نقشه ویلیام به شدت مخالف بود
به خاطر همین از ویلیام جدا میشه و میره نزدیک جایی که مارتین سقوط کرده بود به هیولاهای فقیر نشین حکومت می کنه
___اخلاق___
سیارا یه زن مهربونه و خیلی خوب از بقیه مواضبت می کنه
و خیییییییییییییلی روی انسان ها حساسه(ننه سیارا از همینجا اومده)
ویلیام برعکس شاهای دیگه خییییلی مهربون و صمیمیه
در حدی که مردم اندرگراند با لقب صداش می زنن(پادشاه مو فرفری-اقای دریمر)
و ایشون همش دنبال سیاراست تا بگه معذرت میخوام بیا پیشم
حتی بارها سعی کرده که دستور اشپزی های سیارا رو تقلید کنه:")
___________
این از این دوتا
تو باز به بچه دست زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ویلیام:نه به جون خودم
پس اون کیه که داری باهاش میجنگی؟؟؟؟
ویلیام:اون چیزه...الفرار*دویدن*
وایسا بینمممممم*پرت کردن اتیش سمتش*پدرسوخته بچه منو میزنی؟؟؟؟بزنمتتت؟؟؟؟
ببخشید من برم پدر اینو در بیارم شما نظر بدین
وایسا بینمممممم



دیدگاه ها : نظر بدهههه
آخرین ویرایش: جمعه 12 آبان 1396 01:57 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30