*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

هاعی+taylor fowl bio

سلام
من همون هلیام بعد از مدتها اومدم:||
با بیو مهمترین شخصیتم تیلور
(تیلور همون مارگارت نایپره شاید بگید قبل گذاشته ولی کلا باید بگم 360 درجه تغییر کرده:|)
خا برو ادامه:||
اسم:تیلور مارگارت نایپر/فاول
سن:25
قد:185(زرافه:||)
وزن:57(لنتی:||)
قیافه:کپی هالزی تو درایو
صدا:دارای سندروم چندگانگی صدا..بالای صد نوع صدا دارع ولی صدای اصلیش تیلور سویفته
خونواده:جوکر:|(کشته شده)هارلی کویین(بستری تیمارستان:|)ارتمیس فاول(کشته شده توسط خواهر:||)
بیو:خا .....
تیلور و ارتی دختر و پسرای این زوج دوست داشتین:|ارتمیس بعد از اینکه متوجه میشه چنگده ددی و مامی ش مهربونن تیلورو برمیداره و به خونواده فاول پناه میبره و میشن ارتمیس فاول و تیلور فاول
و بعد(برید کتاب ارتمیس فاول رو بخونید:||)
تو یکی از نبردای اپال(گفتم برو بخون:|)با ارتمیس تیلور میره تویه گردوی جادویی و رگاش با جادو امیخته میشه....
بعد از سالها....روز تولد 15 سالگی تیلور.....جوکر میاد سراغش و بهش همچی رو میگه و برای کادوی تولدش یه تفنگ بهش میده در حالی که ارتمیس جلوی تیلوره و به تیلور میگه:باید ارتمیسو بکشی...این کادوی تولدته...اگه تو بکشیش فقط با یه گلوله مرده....اما اگه نکشیش من جلوی چشمات به وحشیانه ترین شکل ممکن میکشمش....ارتمیس هم تنها سرشو تکون میده و قبول میکنه...خب فکر کنم همتون میدونین اینکه عزیز ترین کسی رو که داری جلوی چشمات به زور بکشی....وابسته ترین ....مطمئنن ی دیوونه زنجیره میشی درسته:')؟
از اون روز به بعد تیلور اسمشو میزاره مارگارت(نمیخواد تیلور باشه) و اسم ضد ابرقهرمانیش میشه رد کویین...اما اون برای بقیه یکی مثل خونواده جوکره...اون  در حقیقت از جوکر متفره و هر دفعه بعد از دز ی یا قتل یا بلا بلا بلاه....سعی میکنه جوکرو بکشه....اما هیچوقت نمیتونه....هارلی چون مگی دختر خودشه همیشه باهاش خوبه البته دور از چشم جوکر.....(جوکر تمومه خاطرات جادوییشو با یه سری دارو پاک کرده و به خاطر همین مگی هیچی نمیدونه)...فقط میدونه اون مجبورش کرده عزیز ترین کسشو بکشه....
و یه روز....که اولین بار یه جنگ بین رابین و رد کویین(بابابام...زوج دوز داشتنی دوم:||)صورت میگیره موقع فرار یه چیزی از پشت گوشای رد میوفته و دیمین اونو برمیداره(رابین)...میبینه که عکس یه دختر و پسره...دیمین برای اینکه بتونه ازش حرف بکشه اونو میگیره و به غار میبره....(بروس وارد شد:|)...مگی هم مجبور میشه همه چی رو اعتراف کنه.....
بروس که میخواد اون حس دیوونگی که ج بهش داده رو ازش بگیره یه پادزهر به مگی میزنه و و مگی برای چندین ساعت به کما میره
مگی یا همون تیلور تو خواب همه چی یادش میاد وقتی بهوش میاد به ابر قهرمانا می پیونده و بخاطر اینکه تقریبا پر قدرت ترین زن اونجا حساب میشه و بخاطر لقبی که همیشه:')ارتی بهش میداده اسم ابرقهرمانیشو یانگ گاد(خدای جوان)میزاره....
بهترین دوستش تو اون بین نایت استار یا همون ماری گریسونه(سیارا شاخ در نیار میدونم عجیب شد:|)
در اینده تبدیل به یه ستاره پاپ جهانی و هم با دیمین ازدباج و 2 تا بچه گوگوری مگوری به دنیا میارن:||
پایان:||
اها اینم قیافه جدیدش:ولی چشماش ابی یخیه:||(نشد لودش کنم برید تو این ادرس ببینین:||


s9.picofile.com/file/8315717984/halsey2.gif

---------
اینم از زندگی پر فرازو نشین تیلور:||
خا نظر بده راجب ابن بدبخ:||


نوشته شده توسط :(:heliyaw souh:)
جمعه 8 دی 1396-11:21 ب.ظ

ΔŁŁØỮŦ gΞŘŁ
چهارشنبه 20 دی 1396 12:08 ق.ظ
مگی و ماری؟؟؟؟=|تی که میخواست سر به تنش هم نباشههه=|||
پاسخ (:heliyaw souh:) : تی نمیخواست ماری میخواست
*مانند چرخیدن سر جغد زندگی بدبخت را از این رو به ان کرد*
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
پنجشنبه 14 دی 1396 09:04 ب.ظ
بلی بلی^^
پاسخ (:heliyaw souh:) : Me to^-^
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 12 دی 1396 08:55 ب.ظ
ولی خدای قدش خیلی بلنده گلکسی قدش صدوشصت شیشه:/
پاسخ (:heliyaw souh:) : میگم زرافس:||راستی توهم شیشمی؟؟
リーヴ♛ァ・アッカ♛ーマン
سه شنبه 12 دی 1396 03:29 ب.ظ
بیو نبود که شنجره نامه بود:/
پاسخ (:heliyaw souh:) :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر