تبلیغات
fallout world - داستان*your element* المنت تو قسمت نهم(پارت دو)
*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

داستان*your element* المنت تو قسمت نهم(پارت دو)

سیلام
اینم پارت دو
توجه:این قسمت یه کوچولو انحراف داره...یه کوچولللللل
بعلاوه اینکه عاشقانست طنز هم هست
برین ادامه

---------

مایکل کسل روی تخت پادشاهیش نشسته بود

متا:سرورم یه سری خبر دارم

مایکل:چیشده؟

متا:اون....داره به بچه ها کمک میکنه

مایکل محکم پاشو به زمین کوبوند،پارکت ترک برداشت:چی؟؟؟؟؟

متا:تا اونجایی که من میدونم داره تشویقشون میکنه

مایکل:پسره ی......ممنون واسه اطلاعت..چیز جدیدی پیدا کردی بگو

متا:حتما سرورم*و رفت*

مایکل:اینطوری نمیشه...*یه دکمه روی صندلیشو نگه داشت*زد و ام......اون حیوونای لعنتی رو بکیشن

---------

نفس عمیقی کشیدم و دفترمو فشار دادم

بلاخره میخواستم بهش بگم

تقریبا سه ساله که نگهش داشته بودم

اونروز که برای اولین بار توی جنبش دیدمش،یه احساس خاصی نسبت بهش داشتم

تا حالا اون احساسو نداشتم.......عجیب بود،ولی زیبا

کرد بعد از چند سال دست به قلم شم

مدام دفترمو باز میکردم و مینوشتم

و وقتی رییس به عنوان استراحت همرو به دریا برد،من چشم از اون بر نمیداشتم

اون موهای خیسش،حالت صورتش،عضله هاش،باسن خوش فرمش(توصیف تو حلق مایکل)....حتی مایوش هم جذاب بود

و وقتی لبخند میزد....پسر میخواستم اب شم

وقتی سمت من بر می گشت سرمو میکردم توی دفتر و اونقدر مینوشتم تا بگن نگاه نمیکنه

تا الان یه دفتر هفتاد برگ پر از متن توصیفی ازش دارم....میدونم بیشتر هم خواهد شد

و الان...بعد سه سال میخوام حسمو بهش بگم

-نفس عمیق بکش پسر......چیزی نیست که هولت کنه.....فقط میری و بهش میگی

سرفه ای کردم و در رو باز کردم

-آدام میخواستـ

با دیدن اون صحنه شکه شدم

اون لوسیفر بود که با حوله داره آدامو میبوسه؟

انگار کل دنیا روی سرم خراب شده بود....

ادام که انگار تازه متوجه حظور من شده بود دست از بوسیدن لوسیفر برداشت

ادام:زد؟.......انتظار دیدنتو نداشتم^^"،چیزی شده؟

نزدیک بود گریم بگیره

ضربه محکمی به درش زدم و توی راهرو دویدم

با سرعت هرچی تمام رفتم توی اتاق و درو قفل کردم

به دیوار تیکه دادم

-احمق.....خیلی احمقی.....فکر کردی مثلا چی داری که بخواد دوستت داشته باشه؟

بغضم ترکید،شروع کردم گاز گرفتن دستم.....ولی اونم بندش نمی اورد

مشت محکمی به دیوار زدم

-احمققق..............با خودت چی فکر کرده بودی که عاشقش شده بودیییی؟؟؟؟؟

جیررر....صدای در اومد

+زک؟....حالت خوبه؟

سرمو اونور کردم...نباید میزاشتم اشکامو ببینه

+زک بهم بگو....من محرم رازتم

-مائو.....

مائو:جون مائو

-میتونم....بغلت کنم؟

مائو:چرا نشـ

نزاشتم حرفشو کامل کنه،پریدم بغلش و شروع کردم گریه کردن

مائو:زک داری گریه میکنی؟؟

بغضم نمیزاشت حرف بزنم

مائو:گریه نکن زک تو قوی ای....

-تو اگه شکست عشقی بخوری گریه نمیکنی؟؟؟

مائو:فکر کردی من نخوردم؟؟؟........سه سال پیش نامزدمو از دست دادممم

تازه یادم اومد...سه سال پیش نامزد مائو که اسمش لوییس بود رو با المنتا کشتن

مائو وقتی فهمید لوییسو کشتن خودشو یک ماه تو اتاق حبس کرده بود

با فکر کردن به اینکه خواهرم توی این چند سال چقدر زجر کشیده گریم بند اومد

سکوت عجیبی اتاق رو گرفته بود

-ممنون واسه همدردیت

بلند شدم تا لباسمو عوض کنم،اینقدر گریه کرده بودم خیس خیس شده بود

تا بلوزمو در اوردم در باز شد،آدام بود

آدام:مائو تو زک رو ندیـ..

وقتی فهمید توی اتاقم انگار نگرانیش یکم ریخت

آدام:عه زک اینجایی؟...حالت خوبه؟....اونجا یهویی چی شد؟

نگاه بی روحی بهش کردم و شروع کردم پوشیدن لباسم

آدام:به هر حال....رییس یه ماموریت برامون داره،حیووناتون رو هم بیارین،میخوایم اون احمقارو بکشیم

ادام در رو بست و رفت

مائو:ایول!یکم بکش بکش حالمونو جا میاره

-ارهبیا بریم اسلحه هامونو برداریم

مائو لباس جنگیشو پوشید،دوتایی با هم رفتیم توی راهرو

-مائو من یه کاری دارم باید انجام بدم^^زود بر میگردم^^

مائو:باشه

سمت راهرو رفتم،اون عوضی کجاست؟

زیر لب فقط فحش میدادم

اونجا بود،داشت خودشو تو اینه نگاه میکرد

گربه ی مرده شور برده

لوسیفر:این لباسا خیلی بهتر لباساییه که مائو تنم میکرد

محکم یقشو گرفتم و زدمش به دیوار

لوسیفر:میوووووچرا میزنی؟؟؟؟@_@

-بهت خوش گذشت مگه نه؟توی یه نگاه ازم دزدیدیش

لوسیفر:ماهیرو میگی؟همین الان میرم جمعه بازار یکی دیگه برات میخرم خو

مشتمو اماده کردم تا یکی محکم بزنم توی صورتش،ولی صدای پا شنیدم

-خدا بهت رحم کرد

ولش کردم و از همون راه برگشتم

------

جونگهی:چه اینجا تاریکه

الکساندر:من میترسم....اگه گم شدم چی؟

هوگو:نگران نباش گوگولی همه به هم چسبیدیم

وایولو:راست میگه ما پیشتیم

ساندرا:عخی نمیدونستم حیوونا اینطوری هم دردی میکنن

دیمین:یعنی اینجا یه چراغم نداشت روشن کنن؟

هکتور:خوشتیپ جان کمتر غر بزن و چراغ قوه رو درست بگیر

یهو صدای جیغ کر کننده ای شنیده شد

وینی:پشماممماین چی بود؟؟؟؟

تیلور فلش گوشیشو سمت صدا گرفت،کارما بود که داشت الکساندر رو با چنگولاش تیکه پاره میکرد

کریستینا:جیغغغ

ماکا:زورت به خرگوش میرسه توله گربه؟؟؟؟*و حمله کرد به کارما*

چراغا روشن شد

مائو پای پکوری رو با شمشیر زخمی کرده بود،پکوری لنگان لنگان میدوید در حالی که مائو هم دنبالش بود

وایولو:ای نفس کششششششش

وایولو دوباره سگ شد،پرید روی مائو و شروع کرد گاز گرفتنش

سیلور از ترس خرگوش شده بود،زک گوشه سالن محاصرش کرده بود

زک:اخ اخ اخ بو خرگوش کباب میاد

همون لحظه جانگو اومد و مقعدشو گاز گرفت

زک:اخخخ پشتممممم

سیلور:شاهزاده سوار بر اسب سفید من

متا ارتفاع گرفت،بعد خودشو انسان کرد و با شمشیر به سمت وینی اومد:از اون بالا متا میایههههه

ورونیکا با یه لگد محکم پرتش کرد اونور:یک دانه طوطی میایههه

آنا حمله کرد به ورونیکا:چیکار شوهرم داری ایکبیری؟؟؟؟؟

جیسون یه گوشه نشسته بود و هویجشو میخورد

آنا در حالی که با ورونیکا چنگ مینداخت:نمیخوای کمک کنی؟؟؟؟؟

جیسون:نهمنکه گفتم نقشم با شما فرق داره

آدام:احمقا اونا فقط چندتا حیونن

جیسون:برو کمکشون یا روت دشویی میکنم

آدام:خدایا......زد ام عقب نشینی میکنیم!

ادام،مائو و زک سمت خروجی رفتن

متا:هنوز تموم نشده حیوونا>:| یروز دیگه میرسه که دهنتونو سرویسـ

کارما بیرون سالن کشیدش:بابا ادم بدبیا بریم

امی سمت الکساندر که کاملا خونی بود دوید

صدای گریه عربده بانند الکساندر میومد

امی:الکسسسسس

الکساندر:اخخخخ ماماااااااااااان

وایولو:شتتت پسر تو خوبی؟؟؟

الکساندر:شما گفته بودین پیشم میمونیننننگفته بودین مواضبمینننننن

____________
اینم از این قسمت
نظری انتقادی؟
اگه بدی ای داشت خوشحال میشم بگین


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 13 بهمن 1396-08:29 ب.ظ

........√Tila Dagger√........
یکشنبه 22 بهمن 1396 10:44 ق.ظ
عالیییییی
........√Tila Dagger√........
یکشنبه 22 بهمن 1396 10:23 ق.ظ
عالیییییی
پاسخ adrian___sa : تنکس^^
This girl is dead-___-
شنبه 14 بهمن 1396 05:27 ب.ظ
نشون بده:|
پاسخ adrian___sa : سعی میکنه با کارکناش صمیمی باشه تا بیشتر ازش حرف ببرن
This girl is dead-___-
شنبه 14 بهمن 1396 05:07 ب.ظ
این مایکل واقعی خیلی پخمه تره بهتره این بازیگره مارشال خیلی زیاد رو کرده:|
پاسخ adrian___sa : نشون نمیده و گرنه این مایکله خیلی وحشتناک تر از این حرفاست
This girl is dead-___-
شنبه 14 بهمن 1396 05:02 ب.ظ
تا حالا انقدر از مایکل نترسیده بودم
پاسخ adrian___sa : قسمت بعدیو ندیدی
momo-chan*^*
شنبه 14 بهمن 1396 03:59 ب.ظ
عاولی*^*
پاسخ adrian___sa : تنکس*^*
This girl is dead-___-
جمعه 13 بهمن 1396 10:00 ب.ظ
ععاااالللییییی
پاسخ adrian___sa : تنکس
pani
جمعه 13 بهمن 1396 09:57 ب.ظ
واااییی محشر بووود
ادامه لطفا
پاسخ adrian___sa : تنکس^^
چشم
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 13 بهمن 1396 08:34 ب.ظ
خا:|-.-
پاسخ adrian___sa : ساری._.الان سامانه رو روشن میکنم
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 13 بهمن 1396 08:22 ب.ظ
اوکا سانننننننننننننننننننننن*^*
پاسخ adrian___sa : اغا عنش در اومد بسه دیگه
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 13 بهمن 1396 08:18 ب.ظ
*^*اوکاسانممم
پاسخ adrian___sa : مای چایلد*^*
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 13 بهمن 1396 08:15 ب.ظ
*^*چایلدت به اینکه مامانش مخه افتخار میکنه
پاسخ adrian___sa : اوکا سان همبه بچه ای مثل تو افتخار می کنه
Cr♛AzYTOm♛BoY
جمعه 13 بهمن 1396 08:14 ب.ظ
محشر بود اوکا سانم*^*
پاسخ adrian___sa : تنکس مای چایلد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.