*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*elements fall out : merciless*

ویلیام سر مایکلو محکم شوت کرد توی دیوار،سر پوکید و پخش شد
ویلیام:من سر رییستونو کندم و اوردم!حالا همتون زانو بزنید!
-----------
*حقیقت وقتی معلوم می شود که گرگ از لباس بره بیرون بیاید*

کربین:این ویلیام با اون ویلیامی که چند سال پیش جونمو بهم بخشید فرق داره....موندم چی اینجوریش کرده
-----------
*و ادم ها وقتی ضعیف میشوند که تنها هستند*

اد عربده بلندی کشید:بچهـ
ولی تا خواست ادامه بده چیز تیزی محکم توی گردنش فرو رفت،جاری شدن مایع روان قرمزی رو روی گردنش احساس کرد
----------
*تنها در همچین موقعیت هایی بدترین دشمن ها دوست و بهترین دوستان بدترین دشمن میشوند*
آدام:کربین فرمونو بگیر میخوام بپرم روی قطار
کربین:دیوونه شدی؟؟؟
آدام:اره دیوونه شدم تو فرمونو بگیر!
و پرید،میله حاشیه واگن قطار رو گرفت
کربین زود پرید پای فرمون:احمق نزدیک بود بمیری!
--------
*بعضی راز ها فاش می شوند*

مارتین خون دهنشو تف کرد و سرفه ای کوتاه کرد
مارتین:ویلیام از همون اول یه عوضی بود....اینو توی مرگ مادرم فهمیدم
بن:مگه مامانت بخاطر سرطان نمرده بود؟
مارتین:این چیزیه که به همه گفته...شما از خودتون نپرسیدین اگه با سرطان مرده و ویلیام اینقدر دوستش داشت چرا مراسم تشیح جنازه براش گرفته نشد؟
-------
*و بعضی راز ها بوجود میان*

کربین:سیارا اگه بفهمه عشقش داره این کثافت کاریا رو میکنه میزنه به سرش شایدم بره تو جنبش،شما که اینو نمیخواین،میخواین؟

------

*عشاق به هم می رسند*

-سیارا رائه افتن...حاظری XXXXXX رو به همسری خود قبول کنی؟

سیارا به مرد خوش قد و بالا که لباس دومادی پوشیده بود نگاه کرد

سیارا:قبول می کنم

-------

XXXXXXX رو روی چندتا صندلی گزاشت و شروع کرد باز کردن دکمه هاش

کربین ا.ی:سفید برفی عزیزم...قراره توی خواب فلج بشی

---------

لیوای ا.ی:به نمایش شکنجه جنبش سرد خوش اومدید!^^

و پارچه رو کشید

دست و پای مارتین رو با میخ به یه صلیب مشکی بزرگ زده بودن

کربین ا.ی از اونور در حالی که یه میله داغ دستش بود داشت میومد

ماری:نه...نه نه نه نه نه!

لوکا:چرا توی دست بابا میخه؟...

ماری:هانا لوکا گوشاتونو بگیرید!

---------

گلکسی در حالی که گونی روی کولش بود میدوید و جوخه جاسوسی از پشت به بقیه شلیک میکردن

ایکس:چیزی نمونده بچه ها!

-----

کاتانا به لوییس و الکساندر نگاهی کرد

یه موجود انسان نما،پوست سیاه و موهای سفیدی داشت کنار الکساندر و لوییس وایساده بود

الکساندر:بیا دیگه کاتانا منتظر چی هستی؟

لوییس:اینقدر وقتو هدر نده دختر منتظرتیما

کاتانا چاقو رو برداشت و بالا برد

کاتانا:برای خوشبختیمون

----

-تـ تـ تو نمیتونی نجاـ نجاتشون بدی:)

اون صدای کلفت و دو رگه لرزه بر تن ادم مینداخت

------

لئون به چشمای کربین نگاه کرد،معلوم بود بغض شدیدیو توی خودشون نگه داشتن

این چشمارو فقط یه بار وقتی توی جنبش بودن دیده بود

کربین:میتونی مواضبش باشی؟..

لئون:نمیتونم توی این شرایط بهت نه بگم..بهت قول میدم مثل بچه خودم مواضبش باشم:)

کربین:براش بر میگردم...اگه زنده موندم

سر کای رو بوسیود

کربین:خداحافظ لئون....مرسی که هوامو داری داداش:)

و با همون سر و وضع خونی دوید توی خیابون

------------

بعله اینم از تریلر این فصل!

این سری از خیلی نظرات بهتر قبلیاییه که نوشتم

هم شکنجه های وحشتناک تری داره

هم هنتای تره

و هم هیجانی تر

امیدوارم شما هم لذت ببرین

بزودی میزارمش~



نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 6 خرداد 1397-02:42 ب.ظ
چطور بود؟() 

........√Tila Dagger√........
پنجشنبه 10 خرداد 1397 04:51 ب.ظ
امی: مرسی * سوار شد*
پاسخ adrian___sa : *رفتین دم یه کافه خیلی لاکچری،الکس مثل جنتل منا درو برات باز کرد
........√Tila Dagger√........
پنجشنبه 10 خرداد 1397 04:40 ب.ظ
امی : کافه
پاسخ adrian___sa : الکس:خب بریم*در ماشینو باز کرد*بفرما^^
........√Tila Dagger√........
پنجشنبه 10 خرداد 1397 03:34 ب.ظ
امی : درسته ^^
پاسخ adrian___sa : الکس:خب...کافه بریم یا رستوران
#زوج_مثبت_اندیش
........√Tila Dagger√........
پنجشنبه 10 خرداد 1397 03:24 ب.ظ
امی : چی شد همچین فکری به سرت زد؟
پاسخ adrian___sa : الکس:هیچی...فقط ما دو نفره تاحالا جایی نرفتیم^//^
0o heliya o0
پنجشنبه 10 خرداد 1397 03:19 ب.ظ
نمد چرا ولی حس میكنم سیا با ویل ازدباج نمكنه=ا
كمك خواستید بگید اون دوتا گشادو صدا كنم=ا
بلكه بمیرن مثل تایتانیك راحت شم=ا
پاسخ adrian___sa : اتفاقا ازدواج میکنن بچه دارم میشن کل سریای بعدی دربارشونه
.....❄clair dagger❄.....
پنجشنبه 10 خرداد 1397 03:14 ب.ظ
خب خداروشکر
بچه کلا با درد مشکل داره-_-
پاسخ adrian___sa : نگفتم بدون درد میمیره گفتم شکنجه نمیشه^^
........√Tila Dagger√........
پنجشنبه 10 خرداد 1397 02:50 ب.ظ
امی هم قرمز شد : اره
پاسخ adrian___sa : الکس:بریم^^
.....❄clair dagger❄.....
پنجشنبه 10 خرداد 1397 12:04 ب.ظ
ای جان خدا پیشاپیش رز رو بیامرزه
انقدر دوست داشتم یه بار رز بمیره ولی خودم دلم نمیومد بکشمش=|
پاسخ adrian___sa : مرگ جالبیم داره مثل همه شکنجه نمیشه
...I just want it
چهارشنبه 9 خرداد 1397 09:31 ب.ظ
گلکسی:اههههT^T
پاسخ adrian___sa : ایکس:اگه پنج سال طول بده حاظری یاد بگیری؟
........√Tila Dagger√........
چهارشنبه 9 خرداد 1397 08:23 ب.ظ
امی : امیدوارم فقط یه کابوس باشه
پاسخ adrian___sa : الکس:میخوای بریم...*قرمز شد*کافه ای چیزی؟^//^
...I just want it
چهارشنبه 9 خرداد 1397 07:43 ب.ظ
گلکسی:پشمک بهت بدم چی؟۰-۰
پاسخ adrian___sa : ایکس:مگه دست منه؟:||
...I just want it
چهارشنبه 9 خرداد 1397 07:01 ب.ظ
گلکسی:ها؟۰-۰
پاسخ adrian___sa : ایکس:گفتم که پنج سال زمان میبره بفهمی:|
...I just want it
چهارشنبه 9 خرداد 1397 06:58 ب.ظ
گلکسی:عههه:|~ *موی ایکس گرفت*یا میگی قلقلکت میدم:|~
پاسخ adrian___sa : ایکس:اخ اخ کلی کار داره خب!اول باید اچ تی ام ال یاد بگیری بعدش باید یاد بگیری چطوری اینترنت شکل گرفته بعد تازه شروع میکنی هک کردن!
Cr♛AzYTOm♛BoY
چهارشنبه 9 خرداد 1397 06:51 ب.ظ
عع:|جا میل~~~
پاسخ adrian___sa : الهی*دست زدن*
...I just want it
چهارشنبه 9 خرداد 1397 06:49 ب.ظ
گلکسی:ب منم یاد بده:`|
پاسخ adrian___sa : ایکس:من پنج سال در حال یاد گرفتن بودم^^"به همین اسونیا نیست^^"
...I just want it
چهارشنبه 9 خرداد 1397 06:45 ب.ظ
گلکسی:راستی...گوشیش از تو جیبش دراورد*فک کنم هک شده می تونی درستش کنی؟
پاسخ adrian___sa : ایکس:ببینم...*گوشیو گرفت*باید وصلش کنم به لپ تاپم*گوشیو با سیم به لپ تاپ وصل کرد و شروع کرد چندتا کد زدن*بفرما^^
~..:: YuNo ::..~
چهارشنبه 9 خرداد 1397 04:22 ب.ظ
غشیدن*
پاسخ adrian___sa : *گرفتنت*زیبای خته ژونم
پ.ن:یه دیقه فاز کربین ا.ی گرفتم
~..:: YuNo ::..~
چهارشنبه 9 خرداد 1397 04:19 ب.ظ
خب جایزمو رد کن بیاد^^
پاسخ adrian___sa : *محکم کیس کردنت و گرفتن کمرت*خوب شد؟^^
~..:: YuNo ::..~
سه شنبه 8 خرداد 1397 11:12 ب.ظ
اگه بازم اینی که گفتم غلطه ،ی راهنمایی دیگه بکن آخرین درخواست راهنماییه باور کن
پاسخ adrian___sa : درست گفتی
........√Tila Dagger√........
سه شنبه 8 خرداد 1397 10:22 ب.ظ
امی : همونی که میگه تو میمیری و منم هیچکاری نمیتونم بکنم
پاسخ adrian___sa : الکس:هن؟:|حالت خوبه امی؟فکر کنم کابوس دیدی
.....❄clair dagger❄.....
سه شنبه 8 خرداد 1397 09:02 ب.ظ
رز مرد؟ 0___0
مثالت خیلی غمناک بود سیارا جون@___@
پاسخ adrian___sa : نمرد ولی میمیره
Cr♛AzYTOm♛BoY
سه شنبه 8 خرداد 1397 07:22 ب.ظ
جا میل~~~~~~~~
پاسخ adrian___sa : کربین ا.ی و گانرا؟
گانرا که غیب شد
This girl is dead-___-
سه شنبه 8 خرداد 1397 06:41 ب.ظ
گلکسی:بیچاره یونیورس:|~
پاسخ adrian___sa : ایکس:چه کنم ارادت خاصی به خانوما دارم
~..:: YuNo ::..~
سه شنبه 8 خرداد 1397 06:26 ب.ظ
معلومه دیگه شاه شاهان ویلیام
________
یا خدا...پس نرسیده خون و خونریزی داریم:|
خاب حالا کی قسمت اول رو اکران میکنی؟
پاسخ adrian___sa : امروز~
~..:: YuNo ::..~
سه شنبه 8 خرداد 1397 06:22 ب.ظ
نم...عممممممممم
پاسخ adrian___sa : افنرررررررررر
This girl is dead-___-
سه شنبه 8 خرداد 1397 04:24 ب.ظ
گلکسی:چه خیت:|~
پاسخ adrian___sa : ایکس:فقط یونیورس بشو نشونت میدم خیط چیه^^
.....❄clair dagger❄.....
سه شنبه 8 خرداد 1397 03:49 ب.ظ
امن که بعله...ولی امیدوارم این سری بلای الهی سر لیوای نازل نشه-__-
سر سری های قبلی انقدر استرس متحمل شدم جانم در آمد=|
پاسخ adrian___sa : ن نترس لیوای شناسنامشو عوض کرده کسی چیزی نمیفهمه
ولی رز زیاد دووم نیورد...مثل گل توی اب پر پر شد :)
Cr♛AzYTOm♛BoY
سه شنبه 8 خرداد 1397 02:02 ب.ظ
مشتاق شدم کشف کنم:|عینه؟:|
پاسخ adrian___sa : خیییییییییییییییییییییییییییییییییلی نزدیکیییی
Cr♛AzYTOm♛BoY
سه شنبه 8 خرداد 1397 01:53 ب.ظ
بازم عین دفع شوگا عین عادم بود..یکم خندید:|دفع پیش انگار ب زور اوردع بودنشXDDDDDDDD عون تیکه هم خیلی خوب بود میخواستن ارمیا رو بترسونن ته رفت پشت مبل بعد پوکر فیس ی نگاه کرد:|من عگ بی تی اس،اکسو یا هر کوفتی رو ببینم همون لحظه گریه م میگیرع:|~نع فراتر..شاید خودمو کشتم:||||~~~~ من همینجوریش کامبک میبینم بغض میکنم:|||عونوخ ملت میبینن فقط جیغ میکشن:\|چقدم بی ذوق بودن:|قثط پاشدن رفتن:|من همرو بغل میکنم بعد شاید بیخیال شدم:|
پاسخ adrian___sa :
~..:: YuNo ::..~
سه شنبه 8 خرداد 1397 11:59 ق.ظ
وتففففففففف ی سوال مهم یادم رفت کی قسمت اول میاد؟
پاسخ adrian___sa : معلومه دیگه شاه شاهان ویلیام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر






نمایش نظرات 1 تا 30