تبلیغات
fallout world - *elements fall out : merciless* قسمت 3
*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*elements fall out : merciless* قسمت 3

سلام^^
ایندفه خودمم نگران چرت و پرتای شخصیتا نباشید
خواستم بگم بخاطر نبودم معذرت میخوام مسافرت بودیم و نت نبود
بجاش هردو قسمتو الان میزارم
فقط دستمال یادتون نره چون قسمت وحشتناک داستان از اینجا شروع میشه~
ولی خب اولش یکم خنده داره
برین ادامه
آیانو:چرا الکساندر نیست؟

کاتانا:اخرین باری که دیدمش داشت میرفت اسکی رو یخ تمرین کنه

لوییس:خیلی طول کشید....میرم دنبالش

آرورا:لویـ

زود کتشو برداشت و از مخفیگاه رفت بیرون

اد:ای بابا

وینسنت:جوونای این دوره زمونه....فقط بلدن بدو بدو کنن

-----------

سیارا و کربین دم خونه لئون وایساده بودن

سیارا:کربین....اگه منو یادش نیاد چی؟

کربین:معلومه که یادش نمیـ

یهو سرفه کرد

کربین:منظورم این بود که اشکالی نداره بلاخره تشخیصت میده^^فقط در بزن و انرژی منفی به خودت نده

سیارا نفس عمیق کشید،بعدش زنگ زد

آدام در رو باز کرد:بله؟

موهای آدام و کربین بعد دیدن هم سیخ شد

سیارا:پسرم.....ببخشید تنهات گذاشتم...خیلی فکر احمقانه ای کردم

آدام:ببخشید؟

سیارا:نمیشه همچیو از اول شروع کنیم؟

آدام:خانم نمیفهمم چی میگین

سیارا:مگه تو لئون نیستی؟

آدام:خو از همون اول میگفتین با اون کار دارینعشقم اون مرده شور برده با یه خانم اومده دم در کارت داره

سیارا:میگم برا چی تپش قلب نگرفتم ترسیدم حس مادرانم رفته باشه...

کربین زیر لب:به کی میگی مرده شور برده جنبشی بدبخت؟مرده شورت میکنم

لئون اومد

کربین زد تو سر خودش

سیارا اشک تو چشماش جمع شد

لئون:م...مامان؟

سیارا:نگا چه بزرگ شده

لئون محکم سیارا رو بغل کرد

سیارا:الهی ننه قربونت برههههT^T فکر کردم پدرت کشته تورو

لئون:همه کار کرد جز کشتن

کربین:یه سوال فضولی نباشه ولی چرا شما دوتا مرد گنده توی خونه زندگی میکنین؟؟

لئون:ام...خب....چیزه.....چیز چیز....پنیره دیگه

سیارا:الهی قربونش مثل خودمه

یهو صدای گریه کردن بچه اومد

آدام:ای بابا....لئون تو برو پیش بچه

سیارا:معععع شما دوتا عروسی کردیننن*^*

کربین دو دستی زد تو سرش

کربین:ملت مامان دارن ما هم مامان داریم!

آدام:خب حرف مادرزن عزیزم درسته

کربین:مادر زن؟؟هنو نیومده براش لقب گزاشتی؟؟

سیارا:پس تو توی این رابطه تاپی-_-..مرسی که مواضب پسرمی^^

کربین:...میشه من برم بمیرم؟

 آدام سر کربینو مالوند(قد ادام بلند تر از کربینه):کجا کجا برادرزن تازه اومدی جهنم

کربین دست آدامو گرفت:به من دست نزن جنبش زاده

سیارا:کربین ادبت کجا رفته؟؟

آدام:عمم بود میخواست داداششو جر واجر بده؟

سیارا:کربین راست میگه؟؟

کربین:خو اونموقع نمیدونستم داداشمه

لئون بچه به بغل اومد:ای بابا دعوا نکنین...گذشته ها گذشته

سیارا:وایی این بچتونه؟؟*-*

آدام:ارع

کربین:نمیتونم درک کنم چطوری بچه دار شدین.....

آدام:یه پروژه به نام GL:/ توش با ژن ادم میسازم

کربین:اولن که اسمش GGGL  عهدومن اینکه فکر کردم این پروژه از دوران گندکاری بابام کنسل شده

سیارا:اغا بحس بالای دیپلم نکنینمهم اینه که خانواده دور هم جمع شدهو کربین تو وضیفه داری هرموقع لئون و آدام به کمک نیاز داشتن کمکشون کنی،حتی اگه عوض کردن پمپرز باشه

کربین:واتتت؟؟؟؟

آدام شروع کرد خندیدن

سیارا:و این برای شما دوتا کبوتر عاشقم صدق میکنه

--------

-اخخخ....

الکساندر چشماشو باز کرد،توی یه قفش شیشه ای بود،جلوی یه چیزی شبیه رستوران

الکساندر:من کجام؟

به نوشته روی تابلو دقت کرد

الکساندر:کافه 911؟اینجا دیگه کجاست.....اون لوییس چی به خورم داد...چرا اینقدر بدنم درد میکنه....

-سلللللللللللااااااام^^

الکساندر به پشتش نگاه کرد،بیرون از قفس انتی المنتا رو دید،ولی فکر کرد دوستای خودشن

الکساندر:لیوای؟؟کربین؟؟چرا پرسینگ زدین؟؟و...اون کیه کنارتون؟؟چرا شبیه منه؟

کربین ا.ی:مارو با دوستای اسکل خودش اشتباه گرفته

کربین ا.ی و لیوای ا.ی شروع کردن خندیدن

الکس ا.ی:من کلی کار دارم که انجام بدم،خداحافظ

و رفت

لیوای ا.ی:عههه الکس سنپاییی صحنه رو از دست میدی!

الکساندر:الکس؟اونم الکساندره؟...وایسا...شما از یه بعد دیگه این!

لیوای ا.ی چسبید به شیشه:ببین!تو الان توی یه قفس شیشه ای هستی وسط قسمت ادم خوارای جنبش!فهمیدی؟

الکساندر:واتت؟؟؟؟؟

خودشو محکم زد به قفس تا شیشه رو بشکنه

کربین ا.ی:زحمت نده به خودت بعدا بازش میکنیم

در کافه رو زود باز کرد،قفسو داخل هل داد و در رو بست

-بچه ها غذااا!

+زنده هم هستتتت

همه ادم خوار ها چسبیدن به شیشه

دندوناشون مثل چاقو و مردم چشماشون ریز بود،خیلیاشون دندوناشونو میلیسیدن

الکساندر خواست از قدرتش استفاده کنه ولی نمیتونست

کربین ا.ی دوربین رو طوری تنظیم کرد که نمای خوبی داشته باشه و روشن کرد

لیوای ا.ی:اولین قربانییی

کربین ا.ی:الکساندر جیکوب،نگهبان باد،سی و چهار سال ،روش مرگ رو هم می بینید

لیوای ا.ی:خانواده ای که دارین اینو میبینید یکی از وسایلشو خاک کنین جسدش گیرتون نمیاد

الکساندر:چی؟؟؟؟

کربین ا.ی یه دکمه رو زد،شیشه های قفس پودر شد

ادم خوار ها سمت الکساندر حمله بردن و محکم گازش میگرفتن

با همون دندونا گوشت رو ازش جدا میکردن

بوی خون الکساندر وحشی ترشون میکرد

الکساندر عربده میکشید و سعی میکرد از دستشون فرار کنه

بلاخره با هزارتا لگد خودشو ازاد کرد و رفت سمت شیشه

محکم به شیشه مشت میزد تا بشکونتش ولی نمیتونست

حرفایی که میزد به خاطر صدای کانابل ها شنیده نمیشد ولی میشد از روی حرکات لبش تشخیص داد داره عزیزانشو صدا میزنه

خونش در اثر گاز های محکم کانابلا روی شیشه پخش میشد

الکساندرو کشیدن و شروع کردن مثل پیرانا حمله کردن بهش

حتی استخوناش رو هم میشکوندن و مغز استخونشو میخوردن

بعد از چند ثانیه دیگه صدای جیغ و داد الکساندر نیومد

کانابل ها متفرق شدن...از الکساندر هیچی جز خون روی زمین نمونده بود

کربین ا.ی فیلم رو قطع کرد:خب بسه دیگه

لیوای ا.ی:با اون میکروفونی که تو کافه کار گذاشتیم نعره هاش میوفته!

کربین ا.ی:بعدا اینو میفرستم براشون...فعلا کلی کار دارم که انجام بدم

________________

شهادت مرحوم الکساندر جیکوب نگهبان باد و اولین قربانی رو بهتون تسلیت میگم

خاب اینم از این قسمت^^میخواین نظر بدین میخواین ندین من ادامشو میزارم



نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 18 خرداد 1397-03:42 ق.ظ
نظراتون~() 

....❄clair-rose❄....
شنبه 19 خرداد 1397 07:21 ب.ظ
او....خیلی مظلومانه مردی الکساندرمرگت رو تسلیت میگم


اوایلش خیلی باحال بود
بازم تسلیت
پاسخ adrian___sa : عا یکی از مظلومانه ترین مرگا رو داشت

ممنان^^
........√Tila Dagger√........
جمعه 18 خرداد 1397 08:59 ب.ظ
اخییییییییییییییی چقدر الکس ا.ی کیوته
پاسخ adrian___sa : الکس ا.ی:...من کیوت نیستم-_-
........√Tila Dagger√........
جمعه 18 خرداد 1397 08:39 ب.ظ
خب کربین ا.ی رو میخوردننننننن
پاسخ adrian___sa : اون داخل رستوران نبود
...I just want it
جمعه 18 خرداد 1397 08:03 ب.ظ
من هنوز تو شوک مرگ مایکلم:/
پاسخ adrian___sa : الهی
...I just want it
جمعه 18 خرداد 1397 07:47 ب.ظ
منم خیلی بی ازارما:/
(مثلاً:/)
پاسخ adrian___sa : ارع هستی
~..:: YuNo ::..~
جمعه 18 خرداد 1397 07:26 ب.ظ
وتففف طتطدطاططخیحییحT&T
+
سیارا نظرت چیه مامان من شی؟^^خیلی بی ازارم^^
پاسخ adrian___sa : خوردنش بچمو
+
مامانت نیستم ولی ددیت که هستم~
عوامل پشت صحنه:اوووووووو
...I just want it
جمعه 18 خرداد 1397 07:00 ب.ظ
کانابلع های وحشی:/
پاسخ adrian___sa : انتونی رو نبین ارومه کانابلای دیگه تا کامل نخورنت ولت نمیکنن
........√Tila Dagger√........
جمعه 18 خرداد 1397 06:14 ب.ظ
غذا قحط بود؟
پاسخ adrian___sa : کانابل ها فقط انسان میخورن و کربین ا.ی از عمد غذا کم فرستاده بود براشون
........√Tila Dagger√........
جمعه 18 خرداد 1397 06:13 ب.ظ
وااااااااااااایییییییییییییی بیچاره ی مظلوممممممممممممممممممممممممم تسلیتتتتتتتتتت
پاسخ adrian___sa : الکس:قبول دارم خیلی مظلومانه مردم
•♂•κπω ∞ cƦzψ†øʍβøψ•♂•
جمعه 18 خرداد 1397 05:07 ب.ظ


+

میدونم من ننمو میشناصم:|
پاسخ adrian___sa : نمیای سامانه؟
...I just want it
جمعه 18 خرداد 1397 05:03 ب.ظ
://////
پاسخ adrian___sa : خوردنش~
0o heliya o0
جمعه 18 خرداد 1397 05:01 ب.ظ
. . . . .
فاعك....
تصلیت موگیوم
پاسخ adrian___sa : ممنان برا تسلیتت
•♂•κπω ∞ cƦzψ†øʍβøψ•♂•
جمعه 18 خرداد 1397 04:58 ب.ظ
فینT^T

+

خدا ازین ننه ها نصیب شما هم کنهXD ما ک داریمXD
پاسخ adrian___sa : الکس:سر ضبط صحنه پدرمون در اومد...لوییس جدی جدی محکم گاز میگرفت:////
لوییس:خواستم نعره هات از ته دل باشه^^
+
کربین:فکر نکنین داستانه ها واقعیتم همینطوریه:/
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر