*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

*elements fall out : merciless* قسمت 10

سلام مجدد^^
بگین ماشالا هزار ماشالا دیروز دوقسمت امروزم دو قسمت گذاشتم~
برین ادامه

-------------

الکس:خب...امیدوارم اماده باشین....

همه اسلحه هاشونو برداشتن

بن:یبار دیگه نقشه رو بگین

ایکس با ساعتش یه نمونه هولوگرامی از نقشه اورد

ایکس:نقشه اینه،بن اماده توی ماشین میشینه،من حسگر رو هک میکنم،یکی میره داخل هدفو میدزده و میریم پیش المنتا

سپیتا:به نظرتون جواب میده؟

گلکسی:فعلا که تنها راه حلمونه

الکس:موفق باشین^^

بچها از اتاق اومدن بیرون و رفتن سمت همون راهرو

ایکس یه دستکش پوشید و دستشو روی حسگر گذاشت،در باز شد

سپیتا:موفق باشی

گلکسی رفت داخل اتاق

گلکسی:انگار اتاق بچست...

لئون رو روی تخت دید

یه دستمال بیهوشی جلوی دهنش گذاشت تا جیغ نزنه و توی یه کیسه کردش

گلکسی:بریم!

گلکسی در حالی که گونی روی کولش بود میدوید و جوخه جاسوسی از پشت به بقیه شلیک میکردن

ایکس:چیزی نمونده بچه ها!

ایکس دوربینا و قفلای جلوی راهشونو هک کرد

بعد یکم دویدن بلاخره به ماشین رسیدن

همه پریدن توی ماشین و بن با اسرع سرعت گاز داد

بن:هوفففففففففف!

گلکسی:ما زنده ایمممم!

-------

کربین از اتاقش اومد بیرون

آیانو:کربین...میدونی اد مست بود اون حرفـ

کربین:میدونم...یکم سرم درد میکرد دراز کشیدم^^

یهو زنگ خورد

گیلدا:وتففف مخفیگاهمون زنگ داره؟:||

کربین:نه زنگ خونه ماست که طبقه بالاعه

و زود از پله ها رفت بالا

کربین ایفون رو دید:.....واتت؟؟؟

کربین در رو باز کرد

کربین:ا...سلام

بن:میدونم این عجیبه...ولی میخوایم کمکتون کنیم ویلیامو یجورایی کند کنین

کربین:وات؟...

سپیتا:یه کربین دیگه توی جنبش هست که وزیره و همه شکنجه هارو کنترل میکنه...نقطه ضعفش توی اون گونیه و میتونین ازش در برابرش استفاده کنین

کربین:...چرا اینقدر یهویی؟

گلکسی:فقط گیرش...بعدا حرف میزنیم

و گونیو داد به کربین

کربین:توش چیه؟

و در گونیو باز کرد بعد سریع بستش

کربین:استغفر الله اینکه لعونهههه0_0

ایکس:شبیه لعونه:/ اون عاشق کربینه وکربینم همین احساسو بهش داره

کربین:جالبه...

ماری:و اون الان تورو با ددیش اشتباه میگیره...پس باید یکم رفتارتو گی تر کنی

کربین زد توی سر خودش:گرفتار شدیما....ممنون واسه کمک

جوخه جاسوسی رفتن

انگار لئون بیدار شده بود چون یهو شروع کرد گریه کردن

کربین یکم صداشو صاف کرد و بعد در گونیو باز کرد،لئون ا.ی مثل پلنگ پرید بغلش

لئون ا.ی:ددیییT^T

کربین سر لئونو ناز کرد:نگران نباش حالا جات امنه....

زیر لب زمزمه کرد:ایانو فکر اشتباه نکنه صلوات....

ایانو اومد بالا

آیانو:کی بـ...تو نمیخوای ول کن زندگی ما بشی؟؟؟؟

لئون ا.ی جیغی زد و بیشتر به کربین چسبید

کربین رفت پیش ایانو و توی گوشش ماجرارو زمزمه کرد

آیانو:اها...یه دقیقه فکر کردم....ببخشید

کربین:اشکال نداره منم بودم همین فکرو میکردم...

و لئون ا.ی رو کول کرد و سمت یه اتاق خالی برد

کربین:لئون این اتاق جدیدته^^پسر خوبی باش و همینجا بمون^^

لئون ا.ی رفت روی تخت  وخوابید

کربین در اتاقو قفل کرد

کربین:شاید یه شانس داشته باشیم...

--------

کربین ا.ی رفت سمت اتاق لئون ا.ی ودرش رو باز کرد

کربین ا.ی:من برگـ

تخت لئون به هم ریخته بود و کسی توی اتاق نبود

کربین ا.ی:نه نه نه!

و سریع دوید سمت اتاق دوربینا،یکی از کارمندارو با لگد کنار زدو شروع کرد چک کردنم دوربینا

کربین ا.ی:لعنتی چرا هیچ اثری ازش نیست؟؟؟

-ق...قربان دنبال چی میگردید؟

کربین ا.ی:همه دنبال یه اثر از یه پسر مو مشکی چشم سبز ابی پوست سفید پیدا کنید !

همه پشت کامپیوتر نشستن و گشتن

کربین رفت توی اتاقش و با لگد کمد رو شکوند

کربین ا.ی:عوضی کجا رفتی...

-----چند روز بعد-----

ساعت کربین ا.ی زنگ خورد

کربین ا.ی دکمه روی ساعتشو زد:امیدوارم خبر خوب داشته باشین

-رییس پیداش کردیم،توی خیابونه

کربین ا.ی:دیتاشو بفرست برا ساعتم

و رفت سمت ماشینش

کربین ا.ی:بعد اونهمه کار ترکم میکنی؟...نشونت میدم عوضی

و با تمام توان گاز داد

---توی خیابون--

لئون در حالی که انگار تازه از پاساژ برگشته بود در حالی که وسایل کاسپلی خریده بود با ادام از طریق هدفونش حرف میزد

لئون:اره واقعا عجیبه هنوز از اونا میسازن،فکر کردم دیگه نسلشون منقرض شده

یهو پشتش یه ماشین محکم ترمز کرد

لئون به پشتش نگاه کرد،کربین ا.ی از ماشین پیاده شد

-چیشد؟

لئون:هیچی آدام...کربینه...

-بهش توجه نکن راهتو برو

کربین ا.ی سریعتر سمتش قدم برداشت

لئون یکم سریع تر رفت

لئون:آدام داره خیلی سریع میاد

-شت الان کجایی؟؟؟

لئون:دوتا خیابون بعد پاساژم

سرعت کربین ا.ی داشت به دویدن میرسید

لئون دوید توی یه کوچه

لئون:شت بن بسته...

-الان خودمو میرسـ

کربین ا.ی محکم با قدرتش لئون رو زد به دیوار،لئون از شدت درد داد کشید

هدفون لئون روی زمین افتاده بود

-لئون؟؟صدامو میشنوی؟؟

کربین ا.ی با پا هدفون لئون رو شکوند

لئون:ک..کربین..چه اتفاقـ

کربین ا.ی یه مشت محکم توی شکم لئون زد

کربین ا.ی:عوضی مگه چیت بد بود؟؟؟

لئون از شدت درد اشکش در اومده بود،هق هق میکرد

کربین ا.ی:جوابمو بده **خللل

لئون:چ..چی..از..جونم..می

کربین ا.ی:پسرای بد باید تنبیه شن...مگه نه لئون؟

لئون با چشماش التماس کربین میکرد تا ولش کنه ولی کربین همون موقع لباس لئون رو جر داد

کربین ا.ی:فکر می کنی میزارم به همین راحتی از زیرش در ری؟

یهو یه چیزی محکم کربین ا.ی رو زد توی دیوار

-فک کردی کی هستی دست رو زن من بلند میکنی؟؟؟؟؟

کربین ا.ی سمت صدا برگشت،ادام بود

______________

*قطع کردن اهنگ حماسی*

خب در قسمت بعد دعوایی خونین خواهیم داشت^^

ایشالا تا هفته بعد~



نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 10 تیر 1397-05:51 ب.ظ
نظراتون~() 

رریتی پای
چهارشنبه 13 تیر 1397 04:34 ب.ظ
لیلیف: لیوای باید همیشه خوشحال باشهههه کی اومده لیوای خوگلم رو ناراحت کردههه
پاسخ adrian___sa : اسپویل نمیکنم^^
رریتی پای
سه شنبه 12 تیر 1397 10:46 ب.ظ
لیلیف: نه لیواااییی
پاسخ adrian___sa : نه خودش سالم میموننه احساساتش داغون میشه
رریتی پای
سه شنبه 12 تیر 1397 10:22 ب.ظ
ادامه رو بزار نفله من کشت و کشتار میخوام >:(
لیلیف: قسمت بعد فقط باید درمورد لیوای حرف بزنین *-*
پاسخ adrian___sa : ادامه رو هفته بعد میزارم هفته ای دو قسمته....
لیوای قسمت اخر میاد
•♂•κπω ∞ cƦzψ†øʍβøψ•♂•
سه شنبه 12 تیر 1397 11:00 ق.ظ
داغون دوص>:)خ دوص>:)
پاسخ adrian___sa : ن مثلا من بدم میاد
•♂•κπω ∞ cƦzψ†øʍβøψ•♂•
دوشنبه 11 تیر 1397 08:19 ب.ظ
هاهاهاههههههاااااا ایول>:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
اسمات هار هار>:)
پاسخ adrian___sa : قسمت یکی مونده به اخر خیلی داغونه وضعش
ولی خب کامل نمیتونم توضیح بدم
•♂•κπω ∞ cƦzψ†øʍβøψ•♂•
دوشنبه 11 تیر 1397 11:57 ق.ظ
مععع@>@بیششترررر قضیه ر یاعویی کن*تاثیرات فن فیک:|...خوبه حالا کوکمین نخوندم=-=کوکمین داری بم بدی؟XDDD*
پاسخ adrian___sa : نترس میزارم^^
~..:: YuNo ::..~
یکشنبه 10 تیر 1397 09:51 ب.ظ
یا خدا
پاسخ adrian___sa : *گزاشتن اهنگ حماسی*آدام به کافش بدهههه
آدام و کربینا.ی:*مثل دوتا گربه خیابونی افتادن به جون هم*
....❄clair-rose❄....
یکشنبه 10 تیر 1397 06:52 ب.ظ
وعی@_@
چه ناجور شد=|
ادامه^-^
پاسخ adrian___sa : ازین ناجور ترم میشه
...I just want it
یکشنبه 10 تیر 1397 06:11 ب.ظ
ددی و بیبی‌بوی*-* ععررر*-*
پاسخ adrian___sa : کربین:...
کربین ا.ی:ضون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر