*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

Q&A

های بکس^.-
.
چند وقتی بود پست نذاشته بود..

دیدم زشتع="|

همه دارن پست میزارن جز من:|

*البته...*

نقاشی و ادیت که تا اخر ۷ام بهمن تو تحریمه

*تو خونه ی ما*

خب..این تنها پستی بود که به ذهنم رسید

خب...

صندلی داغ از شخصیتای من...

هرکی رو که دلتون میخواد^.^

*حتی من:>

خب...

همین...


نوشته شده توسط :~..:: YuNo ::..~
جمعه 29 دی 1396-09:05 ب.ظ
Q&A() 

داستان*your element* المنت تو قسمت هفتم

سلامم^^
اینم از این قسمت داستان
برین ادامه

بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 29 دی 1396-07:25 ب.ظ
نظرات() 

خواهشمندم

با سلام و درود...
از یکی از نویسندگان که به قالب دسترسی داره خواهشمندم این کد رو:
[]
بالای کد قالب پیست کنه=|
کد کوچک کننده تصویره^-^
بدرود^^


نوشته شده توسط :♫rose♫
جمعه 29 دی 1396-11:48 ق.ظ
نظرات زیباتون() 

داستان*your element* المنت تو قسمت ششم(دنیای بیرون ما داریم میایم)

سلام
اینم از این قسمت
برین ادامه

6

نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 21 دی 1396-04:33 ب.ظ
نظررررر() 

*تنها روزی که خوشحال بودیم*المنت تو

عاه قلبم:")این صحن جزو معدود صحنه های داستانه:")
براتون معرفی میکنم از سمت راست
m2-اد-w1-ادموند-ارورا-سیارا
قدیمیا میدونن ادموند کیه
ولی برای جدیدا:
ادموند داداش دو قلوی سیاراست(که یه مدت هم اصرار داشت سیارا باهاش ازدواج کنه:| تا مرز عروسی رفته بود اگه ویلیام نمیومد وسط)
خاب این ادیت داغ داغه تازه از تنور اومده بیرون
نظر؟:>


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 20 دی 1396-07:43 ب.ظ
نظررررر() 

درد من

بدتریییین درد دنا و درد منننن
فرض کن سرش شده باشه مثل ارتای انیمه ای
ولی بدنش مثل نقاشی صغرا عنترزاده از ممد اباده



نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 20 دی 1396-01:20 ب.ظ

:)

-بیا بیرون هیچی اینجا نیست

+اما خون رو زمین بود

-اون آبرنگم بود

+واقعا؟صدای دعوا میومد

-گربه بود

+پس چاقو چیبود رو زمین؟

-برای گربه ها گوشت بریدم

+یه سوال میکنم و میام بیرون

-باشه

+تو واقعا برادرمنی؟

-اره

+قسم میخوری؟

-اره 

+من به پلیسا زنگ زدم

-چی ؟چرا

+من برادرندارم:)



بچه ها خیلی ساکتین ادم فکر میکنه گوگلم فیلتره :|

این داستان برای یکی از برنامه های داستان ترسناک بود

خیلی باحال بود گفتم بزارم:|


نوشته شده توسط :~..:: YuNo ::..~
دوشنبه 11 دی 1396-02:10 ب.ظ
نظرات() 

هاعی+taylor fowl bio

سلام
من همون هلیام بعد از مدتها اومدم:||
با بیو مهمترین شخصیتم تیلور
(تیلور همون مارگارت نایپره شاید بگید قبل گذاشته ولی کلا باید بگم 360 درجه تغییر کرده:|)
خا برو ادامه:||

بیدووو بیدوووو

نوشته شده توسط :(:heliyaw souh:)
جمعه 8 دی 1396-10:21 ب.ظ

یک عدد ادیت بعد از 100 قرن

های گایز^^
همین امروز به مدت 2 ساعت شروع کردم به ادیت کردن یه بیس
راستش از ادیت کردن کاملاا منصرف شده بودم
اما تصمیم گرفتم چندتا ادیت کنم. بعد ولش کنم
نظرتون چیه؟خوب شده؟


نوشته شده توسط :~..:: YuNo ::..~
چهارشنبه 6 دی 1396-08:31 ب.ظ
؟:|() 

داستان*your element* المنت تو قسمت پنجم

سلام
هوففف بلاخره نوشتمش
بعد از سه بار تلاشششششش
و ببخشید اگه نقش کسی زیاد یا کم شد...ماشاالله سیزده نفرین توی یه قسمت=|
حالا بگذریم...برین ادامه
اگه قسمت قبلو یادتون رفته کلیک

بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 5 دی 1396-08:29 ب.ظ
......() 

ادیتی قدیمی از بکهیون و جین

سلام
این یه ادیت قدیمی بود یادم رفته بود بزارمش
دادااااا
به نظر خودم خوب در نیومده
جین جان ببخشید ریدم تو اوسیت:"|


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 5 دی 1396-05:19 ب.ظ
؟؟؟؟() 

.

سه سال پیش،وقتی اولین بار وارد نت شدم تنها بودم،نا اشنا بودم و ترسیده
ولی،تونستم پنج تا دوست پیدا کنم
پنجتا دوست خوب که با راهنماییاشون مسیر زندگی مجازیمو عوض کردن
یکیشون به اسم اسنو اونت معروف بود
یه شخصیت داشت با موها و لباس سرمه ای
اسنو اونت اونت جوری باهام رفتار میکرد انگار خواهرشم
هرموقع نیازش داشتم پیشم بود
پشتیبانیم می کرد
بهم انگیزه میداد
با وجود اینکه بعضی اوقات بهش دروغ میگفتم...بازم میبخشیدم
تو اون دوران جاهلیتم راهنماییم میکرد
(من کلا به دوره قبل هفتم میگم جاهلیت=|...خیلی دوران افتضاحی بود)
حتی یه بار از خودکشی نجاتم داد
میتونم با جرعت بگم اگه اون و راهنمایی هاش نبود اصلا اینجا نبودم
توی کل این مدت دوستیمون هیچوقت ناراحتم نکرد
من تموم این وبلاگ و این داستانامو بهش مدیونم
اون اسنو اونت مهربون کسی نیست جز یکتا
تولدت مبارک اونی ساما:)
______
اههه اصن نمیتونم متن توصیفی بنویسم...
گومن یکتا جان بد در اومد
فقط خواستم بگم هپی مپی:)


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 4 دی 1396-09:13 ب.ظ
تولدش مبارک() 

تولدت مباررررررررک یکتا جان!

ببخشییییید دیر شد
۱۲۰ ساله بشیییی


نوشته شده توسط :❄* Tila*❄ ...√Dagger√...
دوشنبه 4 دی 1396-08:23 ب.ظ
نظرات() 

هپی مپی یکتااااااا

سلاااام
اغا مگه این الزایمر برا ادم حواس میزاره؟@___@
اصن یادم رفته بود امروز تولد یکتاعههه
گومناسای یکتا ساماT___T
هپی مپییییی


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 4 دی 1396-08:20 ب.ظ
تولدههههه() 

چالش

سلام
براتون یه چالش اوردم
تا الان دیگه همتون چالش kill/marry/kiss رو میشناسین دیگه؟
این چالش از این قراره که شما بین شخصیتای من انتخاب می کنی
کدومو بکشی
کدومو بوس کنی
و با کدوم ازدواج کنی
همین
حالا خودم بدم 
الفرد رو به 54643543183 روش جنبشی می کشممم>>>>:|
مایکل رو می بوسم
با ویلیام ازدواج می کنم
خب حالا نوبت شماست^^
راستی حتی اگه شخصیت زن هم داشته باشه اشکال نداره


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 1 دی 1396-04:57 ب.ظ
؟؟؟؟؟() 







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2