تبلیغات
fallout world - مطالب شهریور 1396
*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

بیوگرافی مارجوری

سلام.
خوبید؟
اومدم با بیوگرافی مارجوری.
همینجا.

نام: مارجوری پانو میتانی
سن:  25
لقب: ماری (نه mary ماری به معنای مار snake)
نسبت با سانی: خواهر بزرگه
اخلاق: عین بیشتر خواهر بزرگ ترا همش دستور به کوچیک تر سرش تو گوشی و اینا (فحش ندادما خودمم خواهر بزرگ ترم :| )
حیوون مورد علاقه: روباه (اومدl پایین موهاشو یه رنگی بزنم دیدم شبیه روباه شد :| )
علایق: گوشی بازی کردن- با یه چیزی کوبوندن تو سر بقیه-
ترس: معلم علومش :|
کراش: فعلا نامعلوم D:
بهترین دوست: یه دختره که موهاش مشکیه بعضی وقتا میاد خونمون با مارجوری میره تو اتاق درم می بندن اسمشو هنوز نمی دونم :|
همین خدافظ D:


نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
جمعه 31 شهریور 1396-02:39 ب.ظ
نظرات() 

وقتی فقط چند ساعت تا اول مهر مونده

سلام.
خوبید؟
ساندرا: این چه سوالیه میپرسی؟؟؟ معلومه که حالشون بده
اوخ ببخشید میخواستم مثل همیشه شروع کنم.
خب ببخشید پست نزاشتم مسافرت بودیم.
صبح تو فرودگاه حوصلم سر رفته بود نمی دونستم چیکار کنم خوراکی هم فقط اسمارتیز و شکلات داشتیم. با خودم گفتم حالا یه بسته اسمارتیز بخورم ببینم چی میشه. بسته اول خوردم. دوباره با خودم گفتم خب دو تا بسته میخورم(اسمارتیزه زیاد بود). دومی هم تموم شد. سومی هم خوردم. بعد چهارمی... به خودم اومدم دیدم قشنگ دو سه کیلو اسمارتیز خوردم :|  
حالا بریم سر چیزی که می خواستم بگم. 
تسلیت عرض می کنم به خاطر فرا رسیدن ماه محرم و مدرسه ها.
هر سال اول مهر یه شوقی داشتم برا دوباره دیدن دوستان.
ولی الان که مقطعم عوض شده.
حالا دارم از آخرین ساعات تابستون استفاده می کنم.
خدافظ تابستون جونم.
دلم برات تنگ میشه.
summer
summe
summ
sum
su
s
sc
sch
scho
schoo
school
خدافظ به شما.
تا پست بعد بای.



نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
جمعه 31 شهریور 1396-01:40 ب.ظ
نظرات() 

اول مهر با مداحی حاج عبدالله دیمون

سلام بچه ها
همونطور که میدونین امروز سی و یک شهریوره و فردا مهره
رییس جمهور اینُوری(کشور خیالی)هم عوض شده گفته باید اول مهر برین مدرسه="|
الانم شخصیتام مجلس گرفتن دارن عزاداری می کنن
عه شروع شدشما برین

اد:خانومها و اقایون همونطور که می دونید امروز 31 شهریوره و غروب امروز ترسناک ترین غروب ساله
شخصیتام:*جیغ زدن*
اد:اهم اهم....اول مهرههههههههه
سپیتا:واااااااااای
اد:مدرسه ها وا شدهههههه
ماری:خداااااااا
اد:دیگه خوابیدن تا لنگ ظهر تعطیلهههه
لوییس:*زدن تو سر خود*اخه چراااااا
اد:باید هفت صب بیدار شییییییییی
الکساندر:نمیخواااام
اد:بگیر بخواب بچهههه
همه:*زار زدن*
اد:باید پاشییییییی....باید پاشی شیر و کیک بخورییییی
لیوای:نمیرم نمیرم نمیرمممم
اد:بگیر بخواااااااااااااب بگیر بخوااااااااااااااب از مدرسه جا نمونی بچه
کاتانا:اتیش بگیره این مدرسهههه
کمی اونور تر
-ووپن گندم ستایلللل ا ا ا ا ا ا
وینسنت:*لیوانو بالا برد*به سلامتی هممون
ویلیام:اخییش لیوای و مارتین یکم میرن مدرسه برای خودم تنهام
منم کربینو فرستادم ادامه تحصیل بده میره دانشگاه  یکم ارامش دارم
ارورا:منم لمونی رو  میخوام بفرستم دانشگاها شما اینجا چیکار می کنین؟
فیرا:ندیدین چنتا ادم متاهل دور هم گپ بزنن؟


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 31 شهریور 1396-11:58 ق.ظ
عجبا() 

تولد گیلدا(واقعی)

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ببخشید محرم فرداست مذهبی شدم
ما یه دختر خاله ای داریم به نام ترانه که اعصاب و رفتار گیلدا رو از اوشون الهام گرفتم
تولدش امروز بود
تم چی بود؟قرمز و مشکی..دوتا رنگی که تقریبا هیچکدوم از دعوتیا نداشتن
منکه یه کت قرمز و یه زیر سارافونی سیاه پوشیدم کپمم گذاشتم تا تم رو رعایت کنم
رفتیم دیدیم  ماژیک و لاک و وسایل شب نما داره ذوق کردیم
من روی دستم ارم سباسو کشیدمو روی صورتم نوشتم love wil
میدونم ویل دوتا ل داره ولی اونیکیش جا نشد
راستی برای ارورا روی لپش نوشتم لاو اد
خلاصه خیلی خوش گذشت جاتون خالی بود
اگه فکر می کنین چاخان کردم اینم عکس




نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 31 شهریور 1396-02:29 ق.ظ
تفلدش سچارک() 

بیس با لیوای

سلام اول اینکه یه بیس از لیوای

و اینکه
سیارا ان شو جون ب لب کردی:(
اه:|


نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-11:53 ب.ظ
نظرات() 

بیوگرافی جکسون.-.

عاقا حوصلم سر رفت گفتم بیوگرافی اینو بزارم:|

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :~..:: YuNo ::..~
پنجشنبه 30 شهریور 1396-09:56 ب.ظ
نظرات() 

تولدت سچارک بی اعصاب خانوم(پ.ن:امروز واقعا تولد شخصیه که رو از روش الهام گرفتم)

لیوای در حال لاو گرفتن در نی نت:
سلام بر فن های عزیز امروز اولد یکی از بی اعصاب ترین شخصیت های سریال المنتس فالوته
ارورا؟نه بابا ارورا چیه تولد گیلداست
ما میخوایم سوپرایزش کنیم
همونطور که اونور می بینید تموم بازیگرای سریال از جمله مارشال التین حظور دارن
*نشون دادن فضای تزیین شده خونه*اینم از تزییناتی که انجام دادیم
*صدای کلید در*
وینسنت:اوه اوه اومد اماده باشید
*گذاشتن موبایل رو صندلی*خب من موبایلو میزارم اینورا شاهد سوپرایز باشید
گیلدا:باز کردن در*
همه با هم:تولدت مبارگ گیلدااااا
لوییس و الکس:ریختن شرشره روی گیلدا*
*ریختن برف شادی رو گیلدا*تولدت سچارکککککک
گیلدا:امروز تولدم بود؟؟؟؟خودمم یادم نبود ممنون بچه ها


نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 30 شهریور 1396-04:48 ب.ظ

من زود پیر میشم:/

کنچیوا مینا سان
اینم عکس لیوای:/
یچی می خواستم بگم:/
من زود پیر میشم چون زود حرص می خورم
مثال
1_اتاقم کسی کثیف کنه
2_کسی بیاد اتاقم
3_سیارا نظرات جواب نمی ده
4_وبم نظر نداره
5_شروع مدرسه
6_وبم نویسنده نداره:/
کلا خیلی حرص می خورم انقدر حرص می خورم تا ی روز می ترکم:|
واسه همین نه صبحانه می خورم نه ناهار:/
چون به اندازه کافی حرص خوردم:|
منو حرص ندید ی بار دید اعصابم امپرش بزنه بالا ها
:/
کیانا. دیده امپر بزنه بالا دوس پوست بیخال میشم. میزنم میترکونمش:|
چه از لحاظه زدنی و احساسیِ:/
و اخر از همه
نننننننننننننننننننننننننننننننهههههههههههههههه
مممممممممددددددددررررررررسسسسسسهههههههه
دددددداااااااااررررررههههههه
شششششششررررووووووووععععهعع میشهههههههههه
تسلیت:,/


نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-01:37 ب.ظ
نظرات() 

یشعر بود

عاقا ی شعر بود نتونستم نزار پس بخونید
______________
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه
خانه ام کو؟خانه ات کو؟
ان دل دیوانت کو؟
روز های کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت اید روز باران.....گردش یک روز دیرن
پس چه شد؟دیگر کجا رفت؟
خاطرات خوب شیرن
باز باران بی ترانه بی هوای مهربانه...
بی نوای عارفانه
در سکوت ظالمانه
اشک ها طبق عادت
قطره های بی طراوت
روی دوش ادمیت
می خورد بربام خانه:}



نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-12:01 ب.ظ
اونگ اونگ:{() 

هی خود خدا:/

هی خدا  من تو اتاقم بودم دادشم تو اتاق....
دیدم برام تو تلگرام پسام اومد:/ دیدم از دادشم رفتم تو :/ 
نوشه:ی لحظه بیا اتاقم:/
عاقا ما رفتیم اتاقش:/
تا دم درش بیشتر نرفتیم:/
چون خیلی کثیف بود 
نکه برای من خیلی تمیزه:|
گفتم چی ؟
گفت بیا برق خاموش کنه دارم فیلم میبینم:/
من بدونه که کاری کنم رفت و تو افق محو شدم:/


نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-10:12 ق.ظ

صندلی داغ با گللکسی:/

گلکسی:
هر سوالی دارید بپرسید جواب میدم:}
من:چرا بغض داری:/؟
گلکسی:چونکه می خوام بگم ب هر سوای خواستم دروغ میگم:}
من:عجبا ولی نفهمیدم چرا بغص کرد....بعدشم راست نگی میدمت به مایکل شکنجته بدها:)
گلکسی:نمی تونه خیلی خوب بلدم لا احساساتش بازی کنم *خر کیف شد*
من:عجب:/


نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-10:06 ق.ظ

وقتی سیارا هشتا نظر داره ج نمی ده:/


قیافه من:/


نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-12:17 ق.ظ
نظرات() 

نمی دونم چرا:/

نمی دونم چرا این چند روز مدرسه دارم دیوانه میشم:|

هی میشنم به مانتوم نگاه می کنم هی بهش فحش میدم:/
:|
الان فک می کنم همه از من متنفرن ....بخصوص سیارا حس می کنم خیلی از من متنفره خیلی:(((
اگه کاری کردم منو ببخش منو ببخشید:(




نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
پنجشنبه 30 شهریور 1396-12:01 ق.ظ
نظرات() 

ادیت جدیدم






نوشته شده توسط :私は狂♛った女の♛ 子です
چهارشنبه 29 شهریور 1396-11:55 ب.ظ
نظرات() 

ninet

سلام
اومدم درباره نینت براتون توضیح بدم
ninet یه برنامست مثل اینستا که شخصیتای خیالیم استفاده می کنن
سازنده نینت کورا(نیمه دختر کربین)ست و به تک تک اکانتای نینت دسترسی داره
اگه ببینه یکی پست غیر اخلاقی می زاره یا از این چرت و پرتا اکانت رو مسدود می کنه
اینم پست لیوای توی نی نت



فقط قیافه لمونی و اون کامنت اون فن گرله
پ.ن:عکس یه نکته خیییییییییییلی ریز داره هرکی فهمید خیلی باهوشه
حالا لطفا نظر بدید دستم شیکست


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 29 شهریور 1396-10:53 ب.ظ







  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5