*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

چند فکت درباره شخصیتام

سلام
بازم با چنتا فکت اومدم
امیدوارم ایندفه بیشتر تعجب کنین
_____________
ارورا و اد دختر دخترخاله/پسردایی هستن
مامان ارورا خاله اده
و بابای اد دایی اروراست
------
لیوای میتونه فقط با پولی که طی یه روز از یوتیوبش بدست میاره سه تا استون مارتین بخره
پ.ن:برای دیدن عکس ماشین روی اسمش کلیک کنین
------
مایکل یه کراش مخفی داره و هر روز حد اقل دو ساعت باهاش چت می کنه
پ.ن:هیچکدومم نمیدونن که طرف مقابلشون کیه و چطوریه
------
اگه شجره نامه ویلیام و مایکل رو برگردونین به عقب می بینین اجداد دورشون ایرانی بودن
پ.ن:برای همین ویلیام میتونه مثل بلبل ایرانی صحبت کنه
------
بکهیون روزی شیش بار مسواک میزنه
------
الکساندر وقتی بچه بوده میخواسته با تیلور سوییفت عروسی کنه
------
اولین باری که سیارا و ویلیام (توی دبیرستان)همو دیدن ویلیام داشت کتک میخورد و  سیارا رفت پسرارو کتک زد
------
سپیتا تو حموم با خودش حرف میزنه
------
اولین بوسه وینسنت توی 13 سالگی بوده
------
کاتانا میگه اولین باری که لوییس رو دیدم دستش تو دماغش بوده
------
فیرا از نوتلا متنفره
پ.ن:چطور دلت میاد؟؟؟
___________
امیدوارم خوشتون اومده باشه
حالا نظر بدین


نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 29 مهر 1396-09:39 ب.ظ
=)))() 

هم اکنون در کانال سراسری نیهونی

سلام
حرف خاصی ندارم فقط دوتا چیز دارم میخوام نشونتون بدم
کیا جودا اکبر رو میشناسن؟
اینم ورژن نیهونی ایش
http://s8.picofile.com/file/8309614334/jodha_akbar.png
گاد چقدر به لمونی میاد
راستی حریم سلطانو یادتون میاد؟
حالا شده حریم افتن
http://s8.picofile.com/file/8309614392/harim_afton.png
*پخش شدن تیتراژ حریم سلطان*
این جودا اکبره اینقدر خوب شده میخوام بزارمش قالب وب
درخواستی داشتین بدین براتون درست کنم


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 28 مهر 1396-11:46 ب.ظ
=))))))))))))() 

راجب میتانی

سلام.
خوبید؟؟؟
امروز اومدم تا راحب فامیلی میتانی حرف بزنم.
اول من این فامیلی رو از خودم درآوردم.
بعد رفتم شجره نامه سانی رو خوندم.
میدونید چی دیدم؟
.
.
.
جد سانی ایرانی بوده :/
جدی میگم :/
باور نمیکنین سرچ کنین میتانی برین تو ویکی پدیا قضیشو بخونین :/
اصلا یه تمدنی بودن واسه خودشون :/
قبیله شاهی میتانی :/
جدی جدی اول من میتانی رو از خودم درآوردم بعد دیدم واقعیه :/
قیافه سانی بعد از فهمیدن این موضوع:

سانی: سلام هم وطن :/


نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
جمعه 28 مهر 1396-04:16 ب.ظ
نظرات() 

شغل های المنتا(خارج از داستان)

سلام
گفته بودم که داستان فقط یه سریاله که برای مردم نیهونی میزاریم
حالا اومدم بگم توی دنیای غیر داستان شغل بچه ها چیه و چیکار می کنن+اخلاقاشون چطوره
پ.ن:با اهنگ وب حال می کنین؟
از اونجایی که زیاده پارت پارت میزارم

=)

نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 28 مهر 1396-01:21 ب.ظ
تا از 6 تا() 

[mmd×elements] مایکل و ویل( انیمیشن)

سلام بچه هاااا
حالتون خوبه؟لبا خندونه؟
دلا مهربون؟همه خوش زبون؟
برنامه کودک شد
یه انیمیشن جدید ساختم
حتما برید ببینید مهمه
پ.ن:فقط لیوای و کربین اخرش


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 26 مهر 1396-01:43 ب.ظ
خوب بید؟؟() 

[mmd×elements] مایکل و ویل

سلاااام
بلاخره بعد کلی تونستم بسازمشوننن(پ.ن:در واقع منیپشون کنم)

نگاشون کنینننن*-----*
به طرز فبیولسانه ای جذابن*--*
و اینجا خیییلی شبیه هم شدن=|
دارم یه انیمیشن هم ازشون میسازم


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 25 مهر 1396-06:36 ب.ظ
=))))() 

وقتی....

سلام
عاقا امروز واسه وارنیش فلوراید اومدن مدرسمون|=

ماام رفتیم مسواک زدیم اومدیم تو اتاق بهداشت زرتی زنگ خورد:|||||

بعد حوصله من و دوستم سر رفت اومدیم تو کمدا که شیشه ای بود فضولی کنیم^.^

عاقا من متوجه‌ ی کتاب واسه اولیا شدم که روش نوشته بود:
ماجراهای شیرو*ببینید همین شیر جنگل هس؟:|ی و بهش اضافه کردن*

من و دوستمم بهش کلی خندیدمXD

بعد یکم بهش فک کردم متوجه یچیزی شدم.

من:آیلار!این اسم شخصیت منهO_o

آیلار*دوستم*:اسم شخصیتت شیروعه؟=|

من:ن ببین اسمش شیروُ عه:| ببین اول اسمش اینه بود بعد....*بعد ۲ ساعت توضیح*بعد اسمش شد  شیروُ^.^

~~~~~~~~~~
تاحالا شده شما اسم شخصیتتون رو تو مدرسه ببینید؟^^



نوشته شده توسط :~..:: YuNo ::..~
سه شنبه 25 مهر 1396-06:07 ب.ظ
نظرات() 

یه خبر! + نصف روز شمار 7/25 + یه ادیت دیگر

سلااااااااام.
خوبید؟
یه خبر عالییییی
فانتایم پاپت اومدههههه
این وبش رو همین امروز دوباره واز کردهههه
funtimefuntime.mihanblog.com
برید نظر بدید بمونهههه
حالا بریم روزشمار امروز.
امروز هم اتفاق خاصی نیوفتاد.
امتحانم عالی دادم :|
همون دختره که دیروز رو نروم بود امروزم رو نروم بود :|
فقط به جای سوراخ کردن دستم داشت دل و رودم رو سوراخ میکرد :|
again_she's_getting_on_my_nerves#
چند روز پیش رفتم کفش پوئنت (از اینا که بالرین ها میپوشن میرن رو نوکش) گرفتم بعد دو روز می فهمم کفش اشتباهه :| یعنی کفش بر آمدگی داره و توش امکان شکستگی پام هست :|
پنجشنبه میریم ایشالا یدونه درستشو میگیریم :|
شمام دعا کنین گیرم بیاد.
حالا بریم یک ادیت دیگر.
این قدیمی بود نمی دونستم چکارش کنم :|
ببخشید اینقدر از سانی ادیت میزارم :|
دست خودم نیست :|
شخصیت اصلیمه مثلا :|
ایناهاش:

خب نظرتونو بگید خدافظ.
پ.ن: من کلا از اینام که زندگی روزانه رو بهآهنگا ربط میدم :|


نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
سه شنبه 25 مهر 1396-02:58 ب.ظ
نظرات() 

میدونم مخالف قوانینه ولی مجبورم اینو بزارم

سلام
هلیا جان بنویس داستانو دیگه جونم در اومد=|
من برا سه فصل بعدی هم ایده دارم منتظرم تو این قسمتو بنویسی=|
اگه هم نمیتونی بنویسی بگو خودم بنویسم


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 24 مهر 1396-04:20 ب.ظ
=||||||||||||||||() 

یک ادیت :| + نصف روز شمار 7/23

سلام.
خوبییید؟؟
امروز هیچ اتفاق خاصی نیوفتاد جز اینکه امتحانم رو گند زدم :|
و داشتم یکم از متن پیتی پارتی ملانی رو خیلی باحال رو دستم می کشیدم دختره هی میومد میزد رو رواننویسم هم دستم خط میخورد هم سوارخ می شد :|
اینقدر جیغ زدم :|
رفته بود رو نروم :|
she's_getting_on_my_nerves#
همین :|
حالا یک ادیت از سانی:

نظرتونو بگید
بدرود.
پ.ن: کسی بلده سایز عکسو کوچیک کنه؟
اگه بلده بی زحمت این عکس مارو هم کوچیک کنه :|
جبران میکنم :|


نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
دوشنبه 24 مهر 1396-03:41 ب.ظ
نظرات() 

فن ارت دیجیتالی

سلام
ببخشید نبودم
یه فن ارت کشیدم از صفر با کامپیوتر
پ.ن:اخیرا خیلی نقاشیم پیشرفت کرده
این شما و این
پادشاه مایکللللل

برا دیدن با کیفیت روش کلیک کن
اولین فن ارت دیجیتالیمه
خوبه؟


نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 22 مهر 1396-05:24 ب.ظ
؟؟() 

معرفی هکتور 2

سلام.
خوبید؟؟؟
یه سوال: چطوری میشه هم کاوایی بود هم باحال و خفن؟
نمی تونم تصمیم بگیرم کدومش باشم :|
یه روز کاوایی هستم یه روز خفن :|
شما بگید کدومش باشم :|
مثلا دوشنبه رو دستم یه عالمه آبنبات و قلب و اینا کشیده بودم و خیلی ساکت بودم
چهارشنبه از این ساعت مچی مشکی باحالا بسته بودم و رو دستم با سیاه یه سری چرت و پرت نوشته بودم و اینقدر حرف زدم که یکی از بچه ها گفت داری زیادی حرف میزنی :| اون یکی هم گفت زبون باز کردی ها :|
لطفا بگید کدوم باشم :|
خب بریم سر اصل مطلب.
امروز اومدم با بیوگرافی هکتور.
نه داداش آریادنه ها یه هکتور دیگه :|

فکر کنم در جریان باشید که سمت چپیه و سمت راستی نیست :|
نام: هکتور
فامیل: هکتروستید :|
مادر: النور هکتروستید
پدر: هوگو هکتروستید
سیبلینگ: نداره و تک فرزنده بیچاره.
علاقه: کاراته- کاراته- کاراته :|
اخلاق: خیلی کم حرف- خیلی زیادی کم حرف- از کتاب بدش نمیاد- حس شیشمش از سقف زده بالا :|
همین. این تو خوابم اومد گفتم واقعیش کنم.
راستی به نظرم سانی رو به یک بیماری مبتلا کنم.
پلاگر چطوره؟
نمی دونم چرا ولی بیماری باحالیه :|
خب همین نظروتو بگید بدرود به همگی.



نوشته شده توسط :♔Sun._.nY♔
شنبه 22 مهر 1396-04:55 ب.ظ
نظرات() 

فن ارت از جین جان^^

سلامممم
عاقا من دیدم هیچ کس واسه جین جان فن ارت نمیکشه.-.
تصمیم گرفتم واسه جین ی فن ارت بکشم^^
چطور شده؟
ب سبک کیوت کشیدمش^^


نوشته شده توسط :~..:: YuNo ::..~
جمعه 21 مهر 1396-02:12 ب.ظ
نفر نظرشونو گفتن() 

فن آرت از گلگسی D:

اوهایوووو =|
با یه گند کاری دیگر آمده ایم .__.
اینبار یه فن آرت از گلگسی درست بیکردم =|

هوووفف !!!
برای سه هفته آرت بلاک داشتم .__.
آرت بلاک یعنی نمیدونی چی بکشی .__.
و این معمولا وقتی اتفاق میوفته که تو یه روز بیشتر از دوتا نقاشی میکشی
یعنی برای روز های بعد نمیدونی چی بکشی -~-
فقط یه سوال...
چرااا ؟؟!
چرا اسمش گلگسیه ؟ =|
مگه گلگسی نمیشه کهکشان ؟
لطفا بهم بگید .__.
لطفا یکی بهم بگه این کجاش شبیه کهکشانه ؟ .__.
یه سوال دیه...
گلگسی یه سایکوپفه ؟
سایکوپف یعنی کسایی که دیوانن .__. دردشون میگیره میخندن و میبینن بقیه زخمی میشن بیشتر میخندن =|
خو دیه بسه :/
سایورانا تا اوهایو .__.


نوشته شده توسط :I'м α Tσмвσу
پنجشنبه 20 مهر 1396-11:16 ب.ظ
نظرات() 

ترسناک ترین کابوس عمرم

سلام
من دیروزبعد مدت ها ظهر خوابیدم:_|
ایکاش نخوابیده بودم:__|
خواب کوتاهی بود ولی خییییلی ترسناک بود:__|
الان براتون تعریف می کنم:__|

من و مایکل بودیم داشتیم می جنگیدیم=|
ویلیام از ناکجا اباد ظاهر شد=|
من:ا ویلیام سر وقت اومدی:)کمکم کن این ک*افت رو بکشیم:/
یهو دیدم داره میره سمت مایکل=|
من:ویل:||
ویلیام رفت به طرز خیلی عاشقانه ای مایکلو بغل کرد:||||||||||
من:ویلیام افتن تن لشتو تکون بده بیا کمک مننن-___-
ویلیام:من حالا مال اونم:)
و مایکلو کیس کردددددT______T
کیسش کردددددددT__________T
وقتی بیدار شدم عر زدممممT_______T
خیلی منظره ترسناکی بوددددددد
چرا من هر خوابی درباره ویل می بینم اینجوریه؟؟؟T___T
دفه قبلی خواب دیدم داره با لیوای عروسی می کنه=|



نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 20 مهر 1396-12:25 ب.ظ







  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3