*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

داستان*your element* المنت تو قسمت نهم(پارت دو)

سیلام
اینم پارت دو
توجه:این قسمت یه کوچولو انحراف داره...یه کوچولللللل
بعلاوه اینکه عاشقانست طنز هم هست
برین ادامه

9_2

نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 13 بهمن 1396-07:29 ب.ظ

داستان*your element* المنت تو قسمت نهم(پارت یک)

سلام
اینم این قسمت با کلی تاخیر
پارت اول یکم انحراف داره^^"
برین ادامه

9_1

نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 13 بهمن 1396-07:29 ب.ظ
نمیخواد() 

یا ایهالناس من امدم

سلام
ببخشید یه مدت نبودم
علاوه بر اون دلایلی که بچه ها گفتن کار هم داشتم.....
بگذریم
داستان هم نوشته شده یکم دیگه گذاشته میشه^^
ایشالا وقت بشه یه بیوگرافی هم میزارم


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 13 بهمن 1396-06:24 ب.ظ
گومن._."() 

داستان*your element* المنت تو قسمت هشتم(پارت دو)

*توجه*
این قسمت به شدتتتت مهمه
حتی اگه داستانو نمیخونین لطفااا اینو بخونین
*شرح میده که چرا مایکل از ویلیام بدش میاد*

8_2

نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 5 بهمن 1396-04:38 ب.ظ
نظرررر() 

داستان*your element* المنت تو قسمت هشتم(پارت یک)

سلام^^
میهن بلاگ ارور میده برای همین مجبورم این قسمتو دو پارت کنم
برین ادامه

8_1

نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 5 بهمن 1396-04:35 ب.ظ
نمیخواد () 

جوابای Q&A

سیلام مجدد^^
خب وقتتونو نمیگیرم میریم سراغ جوابا
پ.ن:اگه چیزی اضاف شد میزارم 
________
ترجمه:
سوال از ویلیام،اگه جای تیلور بودی و اونهمه بدبختی میكشیدی بنظرت میتونستی دووم بیاری؟
جواب ویلیام:میدونی،من برای هفت سال توی یه ازمایشگاه بودم بدون اینکه حتی نور خورشید رو ببینم،بعدش برای هشت سال بی خانمان شدم در حالی که دوکاره بودم تا بتونم پول یدونه نون برای شامم رو بدست بیارم و همینطور داداشمم قصد جونمو داشت،به اون میگی زنده موندن؟؟
بعله بعله 
ویلیام:اینا تازه تا 15 سالگیه بقیشو ندیدین
______________________
ترجمه:
امممم..نممممم.....مایکل قدت چنده؟
مایکل:به تو مربوط نیست-_-
مارتین:178  :>
کربین:وات د فاک من ازش بلند ترم؟
مایکل برو یه قرص افزایش قد بخر پسرت ازت بلند تره
_____سوال های جدید_____

سوال:راستی...کربین و لمونی و مایکل و ویل چند بار عاشق شدین؟
مایکل او اونور:من از اینجا میرم بیرون>:|
ویلیام:اینجا....*هوفف*یجورایی گرمه مگه نه؟
لمونی(بعله ایشون لمونین):اون تنها عشق منه*-*
کربین:11 بار....10 بار انیمه ای و یه بار واقعی
پ.ن:فن بوی کیبودی تو؟
___________
اینم از Q&A
بازم دارین بپرسین^^


نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 1 بهمن 1396-08:39 ب.ظ
بازم سوال داری؟() 

A&Q تصویری

سیلام.^.
از اونجایی که داستان یکم طول میکشه گفتم یه چیزی بزارم وب به فنا نره.-.
شما میتونید از همه شخصیتام+خودم هر سوالی بپرسین منم ری اکشن و جوابشونو می کشم ^^
*فقط لطفا از مایکل سوال عشق و عاشقی نپرسین موجی میشه._.*
اگه هم سوالی به ذهنتون نمیاد بگین کدوم شخصیتمو چطور بکشم:



نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 1 بهمن 1396-01:23 ب.ظ
سوالی داری؟() 

داستان*your element* المنت تو قسمت هفتم

سلامم^^
اینم از این قسمت داستان
برین ادامه

بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 29 دی 1396-07:25 ب.ظ
نظرات() 

داستان*your element* المنت تو قسمت ششم(دنیای بیرون ما داریم میایم)

سلام
اینم از این قسمت
برین ادامه

6

نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 21 دی 1396-04:33 ب.ظ
نظررررر() 

*تنها روزی که خوشحال بودیم*المنت تو

عاه قلبم:")این صحن جزو معدود صحنه های داستانه:")
براتون معرفی میکنم از سمت راست
m2-اد-w1-ادموند-ارورا-سیارا
قدیمیا میدونن ادموند کیه
ولی برای جدیدا:
ادموند داداش دو قلوی سیاراست(که یه مدت هم اصرار داشت سیارا باهاش ازدواج کنه:| تا مرز عروسی رفته بود اگه ویلیام نمیومد وسط)
خاب این ادیت داغ داغه تازه از تنور اومده بیرون
نظر؟:>


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 20 دی 1396-07:43 ب.ظ
نظررررر() 

درد من

بدتریییین درد دنا و درد منننن
فرض کن سرش شده باشه مثل ارتای انیمه ای
ولی بدنش مثل نقاشی صغرا عنترزاده از ممد اباده



نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 20 دی 1396-01:20 ب.ظ

داستان*your element* المنت تو قسمت پنجم

سلام
هوففف بلاخره نوشتمش
بعد از سه بار تلاشششششش
و ببخشید اگه نقش کسی زیاد یا کم شد...ماشاالله سیزده نفرین توی یه قسمت=|
حالا بگذریم...برین ادامه
اگه قسمت قبلو یادتون رفته کلیک

بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 5 دی 1396-08:29 ب.ظ
......() 

ادیتی قدیمی از بکهیون و جین

سلام
این یه ادیت قدیمی بود یادم رفته بود بزارمش
دادااااا
به نظر خودم خوب در نیومده
جین جان ببخشید ریدم تو اوسیت:"|


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 5 دی 1396-05:19 ب.ظ
؟؟؟؟() 

.

سه سال پیش،وقتی اولین بار وارد نت شدم تنها بودم،نا اشنا بودم و ترسیده
ولی،تونستم پنج تا دوست پیدا کنم
پنجتا دوست خوب که با راهنماییاشون مسیر زندگی مجازیمو عوض کردن
یکیشون به اسم اسنو اونت معروف بود
یه شخصیت داشت با موها و لباس سرمه ای
اسنو اونت اونت جوری باهام رفتار میکرد انگار خواهرشم
هرموقع نیازش داشتم پیشم بود
پشتیبانیم می کرد
بهم انگیزه میداد
با وجود اینکه بعضی اوقات بهش دروغ میگفتم...بازم میبخشیدم
تو اون دوران جاهلیتم راهنماییم میکرد
(من کلا به دوره قبل هفتم میگم جاهلیت=|...خیلی دوران افتضاحی بود)
حتی یه بار از خودکشی نجاتم داد
میتونم با جرعت بگم اگه اون و راهنمایی هاش نبود اصلا اینجا نبودم
توی کل این مدت دوستیمون هیچوقت ناراحتم نکرد
من تموم این وبلاگ و این داستانامو بهش مدیونم
اون اسنو اونت مهربون کسی نیست جز یکتا
تولدت مبارک اونی ساما:)
______
اههه اصن نمیتونم متن توصیفی بنویسم...
گومن یکتا جان بد در اومد
فقط خواستم بگم هپی مپی:)


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 4 دی 1396-09:13 ب.ظ
تولدش مبارک() 

هپی مپی یکتااااااا

سلاااام
اغا مگه این الزایمر برا ادم حواس میزاره؟@___@
اصن یادم رفته بود امروز تولد یکتاعههه
گومناسای یکتا ساماT___T
هپی مپییییی


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 4 دی 1396-08:20 ب.ظ
تولدههههه() 







  • تعداد صفحات :29
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...