*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

داستان*your element* المنت تو قسمت سوم

سلام
نظری ندارم
برین ادامه

3

نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 20 شهریور 1396-02:07 ب.ظ

*من و برادر زاده هام*

سلام....
اول این پست نیشخند نمیزارم
اومدم یه چیزیو نشونتون بدم درباره داستانه...
یادتون میاد قسمت اخر المنتس یونایت رو؟که همه مردن؟
مایکل جسد لیوای و مارتین رو به دوتا سنگ تکیه داد و باهاشون سلفی گرفت
و گذاشتش اینستا
متنی که زیرش هستم براتون میزارم
-----
http://s8.picofile.com/file/8306114642/me_and_my_nephews.png
a selfie with my lovely nephews
they cant see this selfie...why??....because they are dead
ترجمه:
یه سلفی با برادرزاده های دوست داشتنیم
اونا نمیتونن این سلفی رو ببینن....چرا؟....چون اونا مردن
--------
چون ویلیام مایکل رو توی اینستا بلاک کرده این عکسو ندیده
ولی یه دیقه فرض کنین اگه دیده بود...
پ.ن:نظر بدید دستم سر بیس نقطه ای خورد شد


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 20 شهریور 1396-11:27 ق.ظ
حالا واویلا لیلی() 

حرفی ندارم

سلام
من الان کشف کردم معتاد کامپیوترم
چرا؟
چون از سه شب تا یه ربع مونده به چهار ظهر بدون وقفه داشتم اندرتیل بازی می کردم
یعنی تقریبا سیزده ساعتتتتتتتتتت
تازه هنوزم میخواستم بازی کنمممم
یکی داروی ترک اعتیاد بهم بده


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 20 شهریور 1396-12:45 ق.ظ
=||||() 

بیوگرافی بکهیون هوارد

سلام بر همگی
بیوگرافی شخصیت جدیدمو اوردم
راستی...
یادتون میاد قبلا گفتم لوییس بچه وسطیست؟...فراموشش کنید بچه ی دومیه
برین ادامه
پ.ن:ساری ادیتش هنوز تموم نشده

بیا بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 19 شهریور 1396-01:49 ب.ظ
خوب بود؟() 

بدبختی...بدبختی اوری ور

سلام
همونطور که میدونید دو هفته دیگه قراره بریم مدرسه
و حالا توی این دو هفته هرچی بدبختی بود روی سرم نازل شده
اولش که اسباب کشی داریم همچی قر و قاتیه
مثلا من دنبال قلم نوریمم زیر بالشت پیداش میکنماونم بالش پذیرایی
حالا داری برا خودت توی خونه معمولی(دقت کنین معمولی)راه میری
یهو پات میخوره به یه چیزی میترسی شکسته باشه مامانت پدرتو در بیاره
ولی یکی از خوبیای اسباب کشی اینه که چیزات پیدا هم میشه
مثلا من امروز دست کشی که دو سال پیش کل خونه رو به خاطرش شخم زدم پیدا کردم
و همینطور لباسای نینجام...اینقدر ذوق مرگ شدم الان تنمه
بگذریم....این از اسباب کشی
حالا مسئله ادیت و داستان
من الان پنج تا ادیت نا تموم رو دستم مونده و نمیتونم تمومشون کنم
علاوه بر اون هزارتا ایده ادیت هم ریخت هرو سرم
علاوه بر اون
من الان برای داستان هیچ ایده ای ندارم.....ولی برای فصل بعدش ایده بارونه
یعنی مثلا من برای جنگ بین مایکل و کربین که شاااااید دو فصل بعد اتفاق بیوفته ایده دارم
اونوقت هنوز نمیدونم بچه ها چطوری قراره مایکلو اینجا شکست بدن
این از اینا
کجا میری هنوز مونده
یکی دیگه مشکل خوابمه که نمیتونم تنظیمش کنم
الان سیستم خواب من اینه که از دوازده شب بیدار میمونم تا دو ظهر
بعدش از دو ظهر میخوابم تا دوازده شب
و تکرار پروسه
علاوه بر اون یه دوست دارم که خییییییییییلی خییییییییییلی باهام صمیمیه و مثل مامانم باهام رفتار می کنه
پروسه خواب این برعکس منه
یعنی دو ظهر بلند میشه تا دوازده شب بیدار میمونه میگخ بای بای میخوابه
الان من چطوری با این حرف بزنم؟
درکم کنید اگه پست نمیزارم


نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 19 شهریور 1396-12:42 ق.ظ
بدبختی بارونه() 

داستان*your element* المنت تو قسمت دوم

درود بر همگی
اینم قسمت دوم به قلم هلیا جان
منتها یکم ادیتش کردم و بعضی جزعیاتو تغیر دادم
برین ادامه

^^

نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 18 شهریور 1396-09:54 ق.ظ

مقایسه کربین افتن و کربین ایکس او

سلام
کسایی که داستانو خوندن میفهمن که کربین توی المنتس فالوت ادم بد بوده و بهش میگفتنم ایکس او
ولی بعد که مادرشو پیدا کرد از بدی دست کشید (پ.ن: #قدرت_ننه_سیارا)
حالا میخوام با هم تفاوتای ایکس او و کربین رو ببینیم
اول از همه:ظاهرشون
خودتون دقت کنید متوجه میشید....راستی ایکس اوعه چپی کربین
پ.ن:این ادیت داغ داغه..موهای ایکس او رو با پینت کشیدم موهای کربینو تو فتوشاپ با قلم نوری
حالا تفاوتای اخلاقی:
1_ایکس او از شکنجه دادن مردم با معجوناش لذت میبره،در صورتی که کربین از درمان کردن مردم با معجوناش میبره
2_ایکس او خیلی به هوشش مینازه و پزشو میده،در صورتی که کربین اصلاااا عین خیالش نیست نگهبان دانشه و مثل ادمای عادی زندگی میکنه
3_اخ اخ اخ این گزینه.......ایکس او دختربازه =|.....کربین وقتی میفهمه وقتی ایکس او بوده به چندتا دختر شماره داده سیمکارتشو میسوزونه.....از بیست تا بالاتر بود =|....اونوقت کربین خجالت میکشه به ایانو که زنشه بگه دوستت دارم =|
--------
اینم درباره کربین و ایکس او
امیدوارم گیچتون نکرده باشم
حالا نظر بدید


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 17 شهریور 1396-12:30 ب.ظ
=|~() 

تموم شد

داداااااا
برید نگاه کنید نظرتونم این زیر بدید


نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 16 شهریور 1396-12:14 ق.ظ
^^() 

انیمیشن جدید(در حال اپلود است)

سلام
الکی الکی یه انیمیشن کوتاه جدید ساختم
ماجرا:کربین کاری(یه غذای هندی)میخوره و.....
بقیشو خودتون تو ویدیو میفهمین
الان پنج درصده....خدا کنه مثل ویدیوی قبلی نشه


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 15 شهریور 1396-10:59 ب.ظ
^^() 

قلم نوریم رسیییییید*&&&&&*

سلاااااام
قلم نوریم بلاخره رسییییید*&&&*
کللل پول تولدم و باقیمونده عیدیمو دادم تا تونستم پولشو بدم
ولی ارزششو داشت
خیییلی راحت میشه تو فتوشاپ باهاش کار کرد(که من زیادی با فتوشاپ سر وکار دارم)
ولی بدبختی اینجاست که باید بدون نگاه کردن به تبلتش بکشی
که من برام خیییییلی سخته
پ.ن:حالا نرین به مامان باباتون بگین براتون قلم نوری بخرن بدبختم کنید

http://s8.picofile.com/file/8305699634/vhdzfhgvudfh_uzo.png


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 15 شهریور 1396-02:22 ب.ظ
*&&&&*() 

در حال ساخت یه سوپرایز

جغدان و ادم های معمولی
سلام
یه سوپرایز دارم براتون
دارم اوپنینگ المنتس یونایت رو میسازم
پدرم تا همینجاش در اومد×__×
اینم یه اسکرین از همینجاش

اول اوپنینگ با چشمان معصوم کربین مواجه میشید
و راستی...اوپنینگ رو به سبک میرای نیکی(خاطرات اینده) دارم میسازم
همچی قرمز و سیاه و خونیه موهاهاها
اهم اهم
خلاصه بگم منتظر باشید


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 14 شهریور 1396-02:03 ق.ظ
D:() 

اهنگ لمونی

سلام
اغا برای تست جی ام او از لمونی خواستن یه اهنگ بخونه
گفت من یه اهنگ دارمنوشتم اگه میشه اونو بخونم و پیانو بزنم
این رفت روی صحنه اینقدررررررررر قشنگ اجرا کرد همه براش کف زدن
وسط اجرا یهو گریش گرفت یه کلمه شعرو عوض کرد
متن اصلی:
....and im sorry to my unknown lover
(و به عشق ناشناخته ام عذر خواهی می کنم.....)
چیزی که لمونی گفت:
and im sorry to my unknown brother
(و به برادر ناشناخته ام عذر خواهی می کنم)
اغا همه تازه گرفتن منظور لمونی با کربین بوده و عشق منظورش عشق برادرانه بود
کربین بعد اینکه فهمید اشکش در اومد
اینم صدای لمونی اگه میخواین گوش کنین
ادامه مطلب هم متن و ترجمش هست میخواین برین ببینین(خودم با کمی کمک ترجمه کردم)

بیا متنشو بخون

نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 13 شهریور 1396-09:32 ب.ظ
اشکت در اومد؟؟؟() 

بیوگرافی خودم

سلام
دیدم مد شده همه بیوگرافی خودم میزارن گفتم منم بزارم
من و "سیارا" یکیم ولی اون سنش بیشتره و یکم چیزه....هیچی نمیفهمید
برین ادامه

=)

نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 10 شهریور 1396-11:59 ب.ظ

چگونه یه ادم بد بسازیم

سلام
اومدم براتون اموزش ساختن یه شخصیت منفی به سبک من رو بزارم
 1_میرید یه شخصیت پسر بر میدارید و براش یه برادر دو قلو میسازید
2_شخصیت شما توسط باباش بسیار بسیار شکنجه میشه
3_اخرش باباهه به یه طریقی شخصیتتون رو کنترل می کنه و مجبور کنه کارای بد کنه
4_تبریک شما یه شخصیت بد ساختین


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 10 شهریور 1396-07:17 ب.ظ
=)() 

بعله ="|

سلام
حرفی ندارم عکس رو نگاه کنین

بعله:"|
پ.ن:به بک گراندم توجه نکنید =|



نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 10 شهریور 1396-01:10 ب.ظ
:"|() 







  • تعداد صفحات :29
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...