تبلیغات
fallout world - مطالب adrian___sa
*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

AU پرنسسای دیزنی

سلام
این یه ایده قدیمی بود که خواستم اجراش کنم
برای کسایی که نمیدونن AU چیه
AU یعنی یه شخصیتو از فیلم/داستان/کارتون/انیمه به سبک یه چیز دیگه ادیت/نقاشی کنی
خب من براتون AU نگهبانا به شکل پرنسسای دیزنی اوردم
میگین چرا میخندم؟پایینو نگاه کنین می فهمین

لمونی(سفید برفی):ا...این لباسلی پفی چیه من پوشیدم؟
الکساندر(گیسوکمند):این لباسا اونقدرام بد نیستا....موهامم خیلی نرم شده
لوییس(السا):السا؟؟؟ چرا الساااا؟؟؟؟؟؟
کربین(سیندرلا):همه ارامشتونو حفظ کنین چنتا لباس دخترونست درست میشه
لوییس:تو مواظب کفشت باش بعد مارو نصیحت کن
لیوای(زیبای خفته):تیکه خوبی بودخوب رهاش کردی
لوییس:تو هم برو کپه مرگتو بنداز شاید پرنس رز اومد بیدارت کرد
لیوای:هااااااااااااعچطورری جرعت می کنی این حرفی بزنی؟؟پرنس رز من رمانتیک ترین پرنس دنیاست
کربین:*زدن در سر خود*این واقعا فکر کرده پرنسسه
لمونی:حالا چیکار کنیم؟
یه دیقه وایسین...اگه لمونی سفید برفیه پس نا مادریش....
-کدوم مرده شور برده ای اینکارو کردهههه؟؟؟؟؟؟
وات  دددد
لیوای:عرررررر
-یعنی فقط صبر کنین از دست این لباس مسخره خلاص شم خودم تک تکتونو شکنجه میدم
کربین:مارتین برات رژ لب زده؟؟
مایکل:هر هر هر خندیدیم
وای خدااین بحثو ول کنیم
میخوام قصه های این پرنسسارو براتون بزارم
اول کدوم؟


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 7 مهر 1396-02:35 ب.ظ
=)))))() 

نقاشیم از اوسی ارتیست مورد علاقم

سلام
ببخشید نبودم...تیزهوشانه دیگ بدبختی داره
من سه تا ارتیست مورد علاقه دارم که همشون الهام بخشمن
مخصوصا اینی که الان نقاشی اوسیشو کشیدم
البته من ورژن تایتانشو کشیدم
این شما و...ترنسسسسس

البته این نسبت به نقاشیایی که خودش می کشه هیچی نیست....ولی من زورمو زدم
من تلگراممو حذف کردم ولی ایدیشو دارم
اگه کسی میتونه اینو بهش بده
ایدی کانالش:@gray_galaxy
حتما عضو شید و حمایتش کنین،ایدی خودشم توی کانالش هست


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 3 مهر 1396-07:17 ب.ظ
خوبه؟() 

اول مهر با مداحی حاج عبدالله دیمون

سلام بچه ها
همونطور که میدونین امروز سی و یک شهریوره و فردا مهره
رییس جمهور اینُوری(کشور خیالی)هم عوض شده گفته باید اول مهر برین مدرسه="|
الانم شخصیتام مجلس گرفتن دارن عزاداری می کنن
عه شروع شدشما برین

اد:خانومها و اقایون همونطور که می دونید امروز 31 شهریوره و غروب امروز ترسناک ترین غروب ساله
شخصیتام:*جیغ زدن*
اد:اهم اهم....اول مهرههههههههه
سپیتا:واااااااااای
اد:مدرسه ها وا شدهههههه
ماری:خداااااااا
اد:دیگه خوابیدن تا لنگ ظهر تعطیلهههه
لوییس:*زدن تو سر خود*اخه چراااااا
اد:باید هفت صب بیدار شییییییییی
الکساندر:نمیخواااام
اد:بگیر بخواب بچهههه
همه:*زار زدن*
اد:باید پاشییییییی....باید پاشی شیر و کیک بخورییییی
لیوای:نمیرم نمیرم نمیرمممم
اد:بگیر بخواااااااااااااب بگیر بخوااااااااااااااب از مدرسه جا نمونی بچه
کاتانا:اتیش بگیره این مدرسهههه
کمی اونور تر
-ووپن گندم ستایلللل ا ا ا ا ا ا
وینسنت:*لیوانو بالا برد*به سلامتی هممون
ویلیام:اخییش لیوای و مارتین یکم میرن مدرسه برای خودم تنهام
منم کربینو فرستادم ادامه تحصیل بده میره دانشگاه  یکم ارامش دارم
ارورا:منم لمونی رو  میخوام بفرستم دانشگاها شما اینجا چیکار می کنین؟
فیرا:ندیدین چنتا ادم متاهل دور هم گپ بزنن؟


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 31 شهریور 1396-11:58 ق.ظ
عجبا() 

تولد گیلدا(واقعی)

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ببخشید محرم فرداست مذهبی شدم
ما یه دختر خاله ای داریم به نام ترانه که اعصاب و رفتار گیلدا رو از اوشون الهام گرفتم
تولدش امروز بود
تم چی بود؟قرمز و مشکی..دوتا رنگی که تقریبا هیچکدوم از دعوتیا نداشتن
منکه یه کت قرمز و یه زیر سارافونی سیاه پوشیدم کپمم گذاشتم تا تم رو رعایت کنم
رفتیم دیدیم  ماژیک و لاک و وسایل شب نما داره ذوق کردیم
من روی دستم ارم سباسو کشیدمو روی صورتم نوشتم love wil
میدونم ویل دوتا ل داره ولی اونیکیش جا نشد
راستی برای ارورا روی لپش نوشتم لاو اد
خلاصه خیلی خوش گذشت جاتون خالی بود
اگه فکر می کنین چاخان کردم اینم عکس




نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 31 شهریور 1396-02:29 ق.ظ
تفلدش سچارک() 

تولدت سچارک بی اعصاب خانوم(پ.ن:امروز واقعا تولد شخصیه که رو از روش الهام گرفتم)

لیوای در حال لاو گرفتن در نی نت:
سلام بر فن های عزیز امروز اولد یکی از بی اعصاب ترین شخصیت های سریال المنتس فالوته
ارورا؟نه بابا ارورا چیه تولد گیلداست
ما میخوایم سوپرایزش کنیم
همونطور که اونور می بینید تموم بازیگرای سریال از جمله مارشال التین حظور دارن
*نشون دادن فضای تزیین شده خونه*اینم از تزییناتی که انجام دادیم
*صدای کلید در*
وینسنت:اوه اوه اومد اماده باشید
*گذاشتن موبایل رو صندلی*خب من موبایلو میزارم اینورا شاهد سوپرایز باشید
گیلدا:باز کردن در*
همه با هم:تولدت مبارگ گیلدااااا
لوییس و الکس:ریختن شرشره روی گیلدا*
*ریختن برف شادی رو گیلدا*تولدت سچارکککککک
گیلدا:امروز تولدم بود؟؟؟؟خودمم یادم نبود ممنون بچه ها


نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 30 شهریور 1396-04:48 ب.ظ

ninet

سلام
اومدم درباره نینت براتون توضیح بدم
ninet یه برنامست مثل اینستا که شخصیتای خیالیم استفاده می کنن
سازنده نینت کورا(نیمه دختر کربین)ست و به تک تک اکانتای نینت دسترسی داره
اگه ببینه یکی پست غیر اخلاقی می زاره یا از این چرت و پرتا اکانت رو مسدود می کنه
اینم پست لیوای توی نی نت



فقط قیافه لمونی و اون کامنت اون فن گرله
پ.ن:عکس یه نکته خیییییییییییلی ریز داره هرکی فهمید خیلی باهوشه
حالا لطفا نظر بدید دستم شیکست


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 29 شهریور 1396-10:53 ب.ظ

چند فکت درباره دو قلو های افتن+یه منیپ گوگولی دیگه از ویلیام

سلام
چنتا فکت درباره دو برادر معروف افتن اوردم
ویلیام و مایکل
و یه منیپ گوگولی از ویلیام در بچگی
جان من نگا کنین چه گوگولیه*&&*
خب از این بحث بکشیم بیرون
برین ادامه

بیا بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 28 شهریور 1396-04:20 ب.ظ
نظر بدهههه() 

پادشاه بکهیون و پرنس یخ

سلام مجدد
اسباب کشیمون بلاخره داره تموم میشه
منتها هنوز سیم تلفنو وصل نکردن بتونیم نت شارژ کنیم...
الانم با بسته مامانم اومدم
خواستم براتون قیافه و شکل بکهیون رو بزارم تا جین منو نخورده
سمت چپی مال روز تاج گذاریه
سمت راستی هم روزیه که قدرتشو ازاد کرد
و البته...لباسش الان خیلی بیشتر شبیه دزدای دریاییه منتها حوصلم نمیشد بکشمش
پ.ن:همه اجزاء این ادیت با فتوشاپ کشیده شده و فقط رنگ کردن پوست و پسر کردن بیس با پینت انجام شده
پ.نکه کل تمرگزمو گذاشته بودم روی موهای پرنس یخ؟
اگه میخواین با سایز اصلی ببینید روش کلیک کنین
حالا نظر بدید


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 24 شهریور 1396-05:20 ب.ظ

سیارا و ویلیام ورژن اهل دوغی

سلام
داشتم توی پوشه هام دنبال یه بک گراند میگشتم ک اینو دیدم

این دوتا مثلا سیارا و ویلیامن
اونموقع ویلیام پدر سیارا بود(الان معشوقشه)
و این ویلیامه همون ویلیام افتن توی فنفه مثلا
حالا،ماجرای این عکس اینه که سیارا توی یه اسپرینگلاک گیر کرده پدرشم عین خیالش نیست


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 21 شهریور 1396-08:17 ق.ظ
=||||||||||||||||() 

داستان*your element* المنت تو قسمت سوم

سلام
نظری ندارم
برین ادامه

3

نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 20 شهریور 1396-02:07 ب.ظ

*من و برادر زاده هام*

سلام....
اول این پست نیشخند نمیزارم
اومدم یه چیزیو نشونتون بدم درباره داستانه...
یادتون میاد قسمت اخر المنتس یونایت رو؟که همه مردن؟
مایکل جسد لیوای و مارتین رو به دوتا سنگ تکیه داد و باهاشون سلفی گرفت
و گذاشتش اینستا
متنی که زیرش هستم براتون میزارم
-----
http://s8.picofile.com/file/8306114642/me_and_my_nephews.png
a selfie with my lovely nephews
they cant see this selfie...why??....because they are dead
ترجمه:
یه سلفی با برادرزاده های دوست داشتنیم
اونا نمیتونن این سلفی رو ببینن....چرا؟....چون اونا مردن
--------
چون ویلیام مایکل رو توی اینستا بلاک کرده این عکسو ندیده
ولی یه دیقه فرض کنین اگه دیده بود...
پ.ن:نظر بدید دستم سر بیس نقطه ای خورد شد


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 20 شهریور 1396-11:27 ق.ظ
حالا واویلا لیلی() 

حرفی ندارم

سلام
من الان کشف کردم معتاد کامپیوترم
چرا؟
چون از سه شب تا یه ربع مونده به چهار ظهر بدون وقفه داشتم اندرتیل بازی می کردم
یعنی تقریبا سیزده ساعتتتتتتتتتت
تازه هنوزم میخواستم بازی کنمممم
یکی داروی ترک اعتیاد بهم بده


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 20 شهریور 1396-12:45 ق.ظ
=||||() 

بیوگرافی بکهیون هوارد

سلام بر همگی
بیوگرافی شخصیت جدیدمو اوردم
راستی...
یادتون میاد قبلا گفتم لوییس بچه وسطیست؟...فراموشش کنید بچه ی دومیه
برین ادامه
پ.ن:ساری ادیتش هنوز تموم نشده

بیا بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 19 شهریور 1396-01:49 ب.ظ
خوب بود؟() 

بدبختی...بدبختی اوری ور

سلام
همونطور که میدونید دو هفته دیگه قراره بریم مدرسه
و حالا توی این دو هفته هرچی بدبختی بود روی سرم نازل شده
اولش که اسباب کشی داریم همچی قر و قاتیه
مثلا من دنبال قلم نوریمم زیر بالشت پیداش میکنماونم بالش پذیرایی
حالا داری برا خودت توی خونه معمولی(دقت کنین معمولی)راه میری
یهو پات میخوره به یه چیزی میترسی شکسته باشه مامانت پدرتو در بیاره
ولی یکی از خوبیای اسباب کشی اینه که چیزات پیدا هم میشه
مثلا من امروز دست کشی که دو سال پیش کل خونه رو به خاطرش شخم زدم پیدا کردم
و همینطور لباسای نینجام...اینقدر ذوق مرگ شدم الان تنمه
بگذریم....این از اسباب کشی
حالا مسئله ادیت و داستان
من الان پنج تا ادیت نا تموم رو دستم مونده و نمیتونم تمومشون کنم
علاوه بر اون هزارتا ایده ادیت هم ریخت هرو سرم
علاوه بر اون
من الان برای داستان هیچ ایده ای ندارم.....ولی برای فصل بعدش ایده بارونه
یعنی مثلا من برای جنگ بین مایکل و کربین که شاااااید دو فصل بعد اتفاق بیوفته ایده دارم
اونوقت هنوز نمیدونم بچه ها چطوری قراره مایکلو اینجا شکست بدن
این از اینا
کجا میری هنوز مونده
یکی دیگه مشکل خوابمه که نمیتونم تنظیمش کنم
الان سیستم خواب من اینه که از دوازده شب بیدار میمونم تا دو ظهر
بعدش از دو ظهر میخوابم تا دوازده شب
و تکرار پروسه
علاوه بر اون یه دوست دارم که خییییییییییلی خییییییییییلی باهام صمیمیه و مثل مامانم باهام رفتار می کنه
پروسه خواب این برعکس منه
یعنی دو ظهر بلند میشه تا دوازده شب بیدار میمونه میگخ بای بای میخوابه
الان من چطوری با این حرف بزنم؟
درکم کنید اگه پست نمیزارم


نوشته شده توسط :adrian___sa
یکشنبه 19 شهریور 1396-12:42 ق.ظ
بدبختی بارونه() 

داستان*your element* المنت تو قسمت دوم

درود بر همگی
اینم قسمت دوم به قلم هلیا جان
منتها یکم ادیتش کردم و بعضی جزعیاتو تغیر دادم
برین ادامه

^^

نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 18 شهریور 1396-09:54 ق.ظ







  • تعداد صفحات :29
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...