*and all the kids cryed out *please stop your scarying me
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

کسی که عاشقشی vs دوست صمیمی

سلام
ببخشید که زیاد نمیام وب ویروس گرفتم از صب تا عصر خوابم :"|
داشتم یه ویدیوی فان میدیدم بهم الهام داد که این پست رو بذارم
_____مریضی_____
کسی که عاشقشی:
سیارا در حالی که دور خودش پتو پیچیده بود:حالم بده
ویلیام:*کردن قاشق سوپ در دهان سیارا*حالت خوب میشه
---------
دوست صمیمی:
سیارا روی مبل بود و داشت پتو رو میکشید
سیارا:ارورا من مریضممم
آرورا:دقیقا!ازم دور شو تا مریضم نکردی
_____نظر درباره لباست_____
کسی که عاشقشی:
سیارا در حالی که یه لباس عروسکی پوشیده بود:نظرت چیه؟
ویلیام:واوو این خیلی نازهه
سیارا:مرسیی
---------
دوست صمیمی:
آرورا:شدی شبیه دلقکای سیرک
سیارا:میدونمم
آرورا:وای وای وای قیافشووو
_____زمین خوردن_____
سیارا:*خوردن به سطل اشغالی*اخخخ
ویلیام:حالت خوبه؟
سیارا و آرورا شروع کردن خندیدن
آرورا:دست و پا چلفتی*زدن با کیف توی صورت سیارا*
سیارا:*افتادن زمین*دست و پا چلفتی کی بودم من؟؟؟؟
ویلیام:
________________
امیدوارم خوشتون اومده باشه
لطفا نظر بدید


نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 10 شهریور 1396-12:02 ب.ظ
=)))))() 

داستان ...قسمت اول

سلام
اسم داستانو اخر داستان بهتون میگم
فعلا برین ادامه

1

نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 7 شهریور 1396-05:00 ب.ظ
=)() 

یه چیزی خدمت نویسنده های عزیز

سلام
سانی جان یه نظر داده بود من گمش کردم حالا میخوام جوابشو بدم
بعله شما میتونید از دنیای خیالی خودتون آپ کنین
میتونید از شخصیتای ساخت خودتون آپ کنید
میتونید درباره سرزمین خیالیتون آپ کنین
یه کلام ختم کلام


نوشته شده توسط :adrian___sa
سه شنبه 7 شهریور 1396-04:09 ب.ظ
=)() 

وات دددد=||||||||

سلام
من الان خونه دخترخالمم با لپ اپش اومدم
اغا سرچ کردم لیوای افتن ببینین چی اومد
http://s8.picofile.com/file/8304897468/_E73E0EDE_8184_4DD5_8FB7_965C70C0A98F_.png
پ.ن:یه زمانی لیوای بلوگای  بود...یه زماااانی
خارجیا هم لیوایو میشناسن

لیوای:یاخدا نکنه فن گرل داشته باشم؟؟؟0__0
-جییییغ
لیوای:حلالزاده هااااا*فرار کردن*
فن گرلا:*دویدن دنبال لیوای*
عجبا...منم فن بوی میخوام =_|


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 6 شهریور 1396-10:05 ب.ظ

منیپم از ویلیام به سبک عاشقان شیطانی

سلام
نمیدونم برای چی اخیرا خیلی رفتم توی فاز ویلیام
حتی دارم توی دفترم یه داستان ازش مینویسم و توی همون دفترم یه نقاشی ازش کشیدم
http://s9.picofile.com/file/8304867000/Untitled131.png
وععع خ کاوای شده*&&&&*
نفر بعدی کیو به سبک عاشقان شیطانی منیپ کنم؟


نوشته شده توسط :adrian___sa
دوشنبه 6 شهریور 1396-04:48 ب.ظ
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟() 

ام ام دی بندری آماده شد


سلام
بعد از کلی بدبختی تونستم سیوش کنممممم
ببخشید کیفیتش بده...حجمش زیاد بود مجبور شدم کمش کنم بی کیفیت شد
http://www.namasha.com/v/ggCqfGc9
نظرتونو بگین


نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 4 شهریور 1396-07:11 ق.ظ
؟؟؟؟؟؟؟؟؟() 

ویلیام در دبیرستان

سلام
نصفه شبی نشستم ادیت کردم
دام دام داممم ویلیام در دبیرستان
http://s9.picofile.com/file/8304606368/william_at_high_scool_by_fallluoted_girl.png
هم گوگولی هم جیگر*-*
راستی برای اینکه کسی کپی نکنه میخوام کنار عکسام لوگو بزارم
لوگوم اون گوشست خودم طراحیش کردم،خوشکله؟




نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 4 شهریور 1396-04:46 ق.ظ

فیلم سارا و ایدا

سلاممم
من و دوستم ایدا قرار گذاشتیم یه روز بریم سینما یه فیلم ببینیم
رفتیم دیدیم یه فیلم زده سارا و ایدا
مام گفتیم لابد درباره دوستی دوتا دختره بریم نگاه کنیم
اغا من گفتم تو ایدای فیلم باش من سارای توی فیلم
ایدا سر و وضعش تووووپ بود من فقیر بیچاره بودم
ایدا دوست پسر داشت اسمشم سعید بود....ولی خیلی دوست پسرش خوشکل بود
من نامزد داشتممماسمش علیرضا بودددتقریبا کچل بودددددددد
اول فیلم مامانم رفت زندان به خاطر اینکه بدهکاریشو نداده بود
سعید جان برام بدهکاری رو داد و ما رفتیم مامانو ازاد کردیم
ولیییی...یه روز وقتی ایدا نبود گفت باید بجاش برام اسناد نمیدونم چی رو بدزدی تا بدبختت نکنم
اغا من رفتم اسنادو دزدیدم به ایدا هم هیچی نگفتم
حالااااااا از بخت بد من پلیس بهم مشکوک شد که اسنادو دزدیدم
من به ایدا گفتم که اسنادو دزدیدم اینم رفت هوای سعید
اسنادو کش رفت با شیشه آبی محکم زد تو سر سعید در رفت
توی راه با تریلی تصادف کرد مرد

*من(سیارا)اشکم در اومد سر گذاشتم روی شونه ایدا(دوستم)دوتایی با هم زار زدیم که ایدا مرد بهش گفتم مرحوم شدی رفت*
اغا اینا اسنادو توی ماشین ایدا پیدا کردن گفتن ایدا دزده
از من خواستن امضا بگیرن...برگه رو کنار گذاشتم گفتم ایدا دزد نبود من دزد بودم
رفتم زندان سعید بی شعور هم فرار کرد خارج کشور
فیلم تموم شد
اغا من(واقعی) از صندلی بلند شدم داد زدم:سعید چی؟؟؟چرا اون پدرسگو نگرفتین؟؟؟؟چراااا؟؟؟؟
خیلی پایان بدی داشت
اگه یه فیلم اومد "یکتا و پانته آ" یا "یکتا و سارا" یا "پانته آ و سارا" حتما میرم نگاه میکنم


نوشته شده توسط :adrian___sa
پنجشنبه 2 شهریور 1396-12:50 ق.ظ

دعوای خانوادگی

سلام
لیوای افتن هستم در خدمت شما
-بازم کنید هوششش
امروز با کربین و بروبچ شورای حل اختلاف گذاشتیم...بین سیارا و ویلیام
+نفس کش بیا جلوو
ما اینارو بستیم تا حرفاشونو راست و ریز به هم بزنن
راستش یکم دعوا شدن این دوتا اخیرا
خب بریم ماسکای اینارو برداریم
(برین ادامه)

بیا

نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 1 شهریور 1396-01:33 ق.ظ

وااای وااای وااای

سلام
خوشبختانه مشکل حل شد و من فعلا در وب هستم
واییی واااای وای نمیدونید چه شددد
اغا یکی از دوستام گفت یه شخصیت پسر بگو رول بریم
منم خر ازش نپرسیدم موضوع رول چیه گفتم کربین
یه رولی رفتیم که کربین بدبخت تا لب مرگ رفت
خیییلی وحشتناک بود یعنیییی
عکسی از رول:
http://s8.picofile.com/file/8304335442/pleas.png
پ.ن:جان من نگا کنین چ کیوت شده*--*
کربین رفت رولو خوند،الان بری نزدیکش داد میزنه
کربین گوشه اتاق نشسته بود وصلیبو جلو گرفته بود
کربین:نیاین جلوووو
کربین مامانی آروم باش منم
کربین:نیا جلووووو نیا جلو من صلیب دارممممم
عجبا
شما نظر بدید من اینو اروم کنم
کربین:نیا جلووووووو


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 1 شهریور 1396-01:31 ق.ظ
نظرات() 

در حال ساخت انیمیشن جدید

سلام
اغا داشتم فیلمای اضافه گوشیمو حذف میکردم
یهو یه میکس از وان دی دیدم که داشتن با اهنگ حلیمه سندی میرقصیدن
گفتم وقتی رسیدم خونه حتما یه انیمیشن ازش درست می کنم
و حالا دارم میسازمشششش
خییییلی تا اینجاش باحال در اومده ها
رقصنده های عزیز:کربین-ایانو-لیوای-ال-ارورا
یعنی آبروی بیشتر از دوازده نسل نگهبانا با این انیمیشنم میره
حالا همه با هم جومه ویل چوفی چقدر قشنگههه


نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 28 مرداد 1396-12:14 ق.ظ

چرا فامیلی سیارا و ویلیام یکیه +یه نمونه دیگه از اوقات خانوادگی در خاندان افتن

سلام
حتما براتون سوال شده چرا فامیلی ویلیام و سیارا با اینکه نسبتی ندارن یکیه
نشده؟...خیت شدم
بگذریم حالا من توضیحو میدم
-----
اغا برین هفت نسل پیش،دقیقا همون قرنی که جنبش قلب  سرد تاسیس شد
دوتا برادر اشراف زاده بودن به نام های فریسک و  سنس (اسم ها برگرفته از اندرتیل...خود شخصیتای اندرتیل نیستنا)
سنس دوست داشته بدی کنه و فریسک برعکس دوست داشته خوبی کنه
خلاصه پدر مادر اینا فوت میکنن و اینا سر حکومت دعواشون میشه
فریسک با اینکه کوچیکتر بوده برنده میشه و سنس رو تبعید میکنه
حالا حدث بزنید به کجا؟یه صحرا به نام نیهونی
سنس چندتا نجیب زاده شیطانی رو دور خودش جمع میکنه(کنت و ارل و پرنس و .... که طرف بدین)
اغا اینا یه گروهیو تشکیل میدن به نام قلب سرد
کم کم بزرگ میشه و میشه جنبش قلب سرد
سیارا از نواده های فریسکه و ویلیام از نواده های سنس
در اصل مایکل و ویلیام از اشراف زاده های شیطانین(دقیقتر بگم کنت شیطانی)
ولی همونطور که مشاهده کردین ویلیام به کل هفت جد و ابادش خیانت کرد و ادم خوب شد
----
همتون تا الان میدونید که خانواده افتن یه خانواده خر تو خره و همه میخوان همو بکشن
یعنی الفرد(پدر ویلیام) و مایکل اوج بی رحمیو در خاندان داشتن...مخصوصا مایکل
و ویلیامم چون خوب بوده همیشه تو سری خور ماجرا بود
بعلاوه اینکه مایکل و الفرد از هر فرصتی برای بد کردن و نابود کردن احساسات ویلیام استفاده میکردن
همین ازدواج سیارا و مایکل جزو نقششون بود
ویلیامم برای تلافی مایکل رفت با کراش دبیرستان مایکل ازدواج کرد
ولی جدا از این...یکی از نقشه های مایکل و الفرد کشتن لیوای بود
فکر کنم حدود پنج باری سعی کردن بکشنش
ولی ویلیام (aka:پدر غیرتی) همیشه میرسید و بعد کلی کتک خوری لیوایو از دست اون وحشیای آمازونی نجات میداد
اولین باری که سعی کردن لیوایو بکشن لیوای پنج سالش بود
البته بماند که یه دفه بردنش بخش کودک جنبش شکنجش دادن
http://s9.picofile.com/file/8303837926/pleas.png



نوشته شده توسط :adrian___sa
جمعه 27 مرداد 1396-01:26 ق.ظ
؟؟() 

عکس نوشته ای ساخت خودم

سلام مجدد
داشتم درباره ادامه دادن المنتس یونایت فکر میکردم که یهو یه چیزی یادم افتاد =_|
مایکل نقطه ضعف نداره که بخوام بکشمش و المنتا رو زنده کنم =_|
دست خودمو از پشت بستم
و از اینجا بود که این به ذهنم اومد =_|
http://s9.picofile.com/file/8303731984/Untitled104_3.png


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 25 مرداد 1396-11:18 ب.ظ
=_________|() 

من و جین توی شهربازی

سلام
اغا ما با جین رفتیم شهر بازی
این هی اول بازی عر میزد من آرومش میکردم
وقتی بازی شروع میشد من عر میزدم این آرومم میکرد
مثلا فریزبی
---نشستیم روی صندلی فریزبی--
جین:اغا من هنوز جوونم وصیت نامه ننوشتمممم
من:ارام باش بابا چیزی نمیشه
*فریزبی شروع میکنه به چرخیدن*
من:هوهوووووو
جین:عرررررر خیلی حال میدهههههه هووووووووووووووو
*یهو فریزبی خییییییییییلی سریع حرکت میکنه*
من:عررررر نننهههههههه یا دوازده تن ال المنتتتتت
جین:عرررررررررررررررررر هوهووووووووووووو هورااااااااااا

من:لیوای گ*ه خوردم شکنجت دادم کمکککککککک
جین:خییییلی آرومه تندش کنیییین
من:یا امامزاده لیوای کممممممممممک
*بعد از کلی عر عر فریزبی کم کم تموم شد*
جسن:هییی اغا من دوباره میخوام برمممم

من:ممن =_|
---سورتمه---
من:سیکسسن متنتی ییگررررررررررر

جین:هورااا
--اژدها--
جین:فقط نریم نوک بشینیم...من میترسم
من:باشه دو میشینیم
*اژدها شروع کرد حرکت کردن*
من:هوهوووو چقدر حال میدههههه
جین:هووووووووووووووو عرررررررررررر واااااااااااااااااااااااای
من:جین؟
جین بلند شد و یه پاشو از میله بیرون اورد:ای نفس کش تند ترش کنننننننن
من:*کشیدن جین*جین گ*ه نخور بشین رو صندلیت
جین:ای هواااار ملت تند ترش کنیییییییییییین
من:*گرفتن دهن جین*ارامشتو حفظ کنن

جین:*گاز گرفتن دستم*اغا تندش کننننننن
____________
اینم ماجرای شهر بازی ما
اینقدر داد زدیم تا فرداش صدامون گرفته بود


نوشته شده توسط :adrian___sa
چهارشنبه 25 مرداد 1396-08:11 ب.ظ
نیهاهاها() 

من و نویسندم توی اتاق همین الان یهویی

سلام
میدونم عنوان عجیبه ولی داستانش طولانیه
ما اومدیم خونه دوست پدرم شب بمونیم یهو با یکی برخورد کردم
-----
دوست پدرم:الان میرم دخترم رو از کلاس زبان میارمفکر کنم بتونین با هم دوست شین
-بعد از رفتن و اومدن-
دختره:یه دیقه برم ببینم نظر دارم
من:وب داری؟
دختره:اره
من:وبت درباره چیه؟
دختره:درباره پونیه
من:منم تو وبم داستانای شخصیتامو میزارم
دختره:منم چنتا اوسی دارم
من در دل:عررر میدونه اوسی چیه
دختره:یکیو تو نت پیدا کردم میدونه اسم واقعی لیوای چیه
من:وایسا...وات؟؟؟؟
دختره:خودتی مگه نه؟
من:ارههه
دختره:عرررررر
----------
و اینگونه بود که من و جین جان(نویسنده جدید) هم خونه در اومدیم
اینقدرررر با هم حرف زدیم و ادیت کردیم که نگو
الانم کنار هم نشستیم داریم تو وبامون آپ می کنیم


نوشته شده توسط :adrian___sa
شنبه 21 مرداد 1396-08:45 ب.ظ
نظری داری؟؟() 







  • تعداد صفحات :29
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...